وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

محتسب و مست

محتسب و مست

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت

مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست

گفت:مستی،زان سبب افتان خیزان می‌روی

گفت:جرم راه رفتن نیست،ره هموار نیست

گفت:می‌باید تورا تا خانه‌ی قاضی برم

گفت:رو صبح آی،قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت:نزدیک است والی را سرای،آن‌جا شویم

گفت:والی از کجا در خانه خمار نیست؟

گفت:تا داروغه را گوییم،در مسجد بخواب

گفت:مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست

گفت:دیناری بده پنهان و خود را وارهان

گفت:کار شرع،کار درهم و دینار نیست

گفت: از بهر غرامت،جامه ات بیرون کنم

گفت: پوسیده‌است جز نقشی ز پودوتارنیست

گفت:آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه

گفت:در سر عقل باید،بی‌کلاهی عار نیست

گفت: می بسیار خوردی،زان چنین بیخود شدی

گفت:ای بیهوده گو حرف کم و بسیار نیست

گفت:باید حد زند هشیار مردم، مست را

گفت:هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست ...

زنده یادپروین اعتصامی

یک مثنوی نذر نعلین پروصله‌ی مولا با محبت و لطف صاحب منبر سلونی

یک مثنوی نذر نعلین پروصله‌ی

مولا با محبت و لطف صاحب منبر سلونی

نام مولا به لب و ذهن و قلم می‌بخشم

شعر افلیج مرا نای قدم می‌بخشم

شعر و مضمون همه در دست علی می‌لغزد

قلب هر قافیه با شوق علی می‌لرزد

رود توفنده‌ی این چشمه به راه افتاده‌ست

آبشارش به سر سنگ چه جولان داده‌ست

ده قدم مانده به پایش... خنک از ذراتم

خیسم از شعر علی، غرقه‌ی در لذاتم

واژه در واژه به من شعر سرازیر شود

نام اعلاش به هر بیت سرازیر شود

بین هر مصرع من نام علی می‌رخشد

کعبه هم با لقب بام_علی می‌رخشد

ترک کعبه به من گفت عبورش پیداست

پسر کعبه در این بیت حضورش پیداست

رطب نخله‌ی اشعار اگر شیرین است

ساقی‌اش حضرت مولاست، دلیلش این است

آب کوثر برسانید به این باغ علی

عطر جنت بکشانید به این باغ علی

بیت در بیت مرا نام علی می‌پوشد

من خموشم، می مولاست چنین می‌جوشد

نه اراده‌ست در این بیت، خودش جالب شد

قافیه نام علی_بن_ابیطالب شد

من در این شعر از اسم تو شرف می‌گیرم

از کرامات تو اینگونه شعف می‌گیرم

حاجتم از کف دست تو به کف می‌گیرم

صد و ده بار دگر طوف نجف می‌گیرم

نه ! نه! این بس نکند، باز هدف می‌گیرم

آخر الامر اقامت به نجف می‌گیرم

هر زمانی به لبم ذکر امین الله است

دل، هوایی‌ست به ایوان تو و در راه است

مست انگور ضریح توام و می‌خوانم

نعره.ی مدح تو در گوش فلک می‌رانم

باز هم پر بده تا شعر شما طی بشود

باز هم توسن این قافیه‌ها هی بشود

باز در مصرع من نام تو پیدا باشد

پرچم شعر من از اسم تو بالا باشد

از عدالتکده‌ی محض شما بنویسم

از قصار الحِکَم نغز شما بنویسم

بنویسم که علی نهج بلاغت دارد

بر کلام دگران نیز امارت دارد

بنویسم که علی، شاه ولایت باشد

غیر او کیست که شایان وصایت باشد؟

جای احمد اگر آن شب سر بستر بوده

معنی‌اش هست علی، جان پیمبر بوده

بگذارید بگویم که همه ترسیدند

نم‌نمک با دهل و ساز عدو رقصیدند

علی اما به شب خوف و خطر می‌ماند

خالقش آیه‌ی «مَنْ یَشْری»* بَرَش می‌خواند

بنویسیم اسدالله بخوانیم علی

فاتح معرکه‌ها کیست؟ بدانیم علی

بگذارید که جبریل شوم تا گویم:

لافتی گفت خدا، گفتِ خدا واگویم

بگذارید بگویم که علی فرقان است

با علی هست کتاب و علی با قرآن است

بگذارید بگویم که ولی الله است

او فقط هست که از سرّ نبی آگاه است

ای جماعت نکند پشت به حیدر بکنید

یا که از وجه خدا روی به دیگر بکنید

نکند بعد نبی، خانه‌ی دیگر بروید

با خلیلید ولی خانه‌ی آزر بروید

منِ جبریل به هشدار چنین می‌گویم

واهمه دارم و از ترس، غمین می‌گویم

اینکه مرحب به یکی آیت خشمش افتد

نکند بعد نبی، خار به چشمش افتد

نشنوم اینکه علی بین همه تنها بود

و عزادار غم فاطمه‌ی زهرا بود

نشنوم اینکه علی راز به چاهی می‌گفت

شِقشقیه به لبش بود، وَ گاهی می‌گفت

نشنوم فزت به فریادرسی می‌آید

«بوی سجاده‌ی خونین کسی می‌آید»

الاحقر_ابراهیم_لایق_برحق

۲۱ شهر رمضان المبارک ۱۴۴۰

۱۳۹۸۰۳۰۶

عصر شهادت مولا

یا_علی_مدد

layegh110

مناجات_باخدا شب_قدر ماه_رمضان

مناجات_باخدا شب_قدر

ماه_رمضان

نفس سرکش گاه گاهی در دلم آشوب کرد

شکر تنبیه تو بود و فتنه را سرکوب کرد

قلب من با یاد عشقت می‌زد و عیبی نداشت

غفلتِ از ذکر تو قلب مرا معیوب کرد

تا ابد شرمنده هستم از کرام الکاتبین

چون گناهان مرا هم دید و هم مکتوب کرد

چشم‌پوشی کردی و در چشم مردم آمدم

پرده‌پوشی‌های تو خیلی مرا محبوب کرد

از شهیدان راهکار فتح را آموختیم

لشگر ابلیس را شب می‌شود مغلوب کرد

هر زمان وضع معاشم سخت و نامطلوب شد

ذکر «یا حیدر مدد» اوضاع را مطلوب کرد

در پی جاه و مقامی نیستم زیرا حسین...

در مقام نوکری خود مرا منصوب کرد

اربعین هر سال ثابت کرد با عشق حسین...

می‌شود قلب تمام خلق را مجذوب کرد

بی‌جهت گفتند روضه عامل افسردگی است

بلکه روضه خیلی از افسرده‌ها را خوب کرد

شاعر:

آرش_براری

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

گفته بودم که غمت مالِ من است


http://uupload.ir/files/6l5l_%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87_%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85.jpg

گفته بودم که غمت مالِ من است

جفت چشمانِ تو اموالِ من است

گفته بودم بخدا می برمت...

بی تو رفتن غمِ امسالِ من است

این زمستان که به من تلخ شده

سوزِ مرگی ست که در شالِ من است

بعدِ رفتن همگی دور شدند...

جز همین سایه که دنبالِ من است

من که دیگر ورقم رو شده و...

شاهِ بی عاطفه تک خالِ من است

شوقِ پرواز و سفر حالِ تو و...

بغض و ماتم زدگی حالِ من است

مرگِ آرام که اقبالِ تو شد

مرگِ بی مرگِ تو اقبالِ من است...

T.k

همیاران آسایشگاه معلولین و سالمندان گیلان-رشت (خیریه)

ای کوفه چه ساکت و خموشی

ای کوفه چه ساکت و خموشی

خاموشی و سخت در خروشی

ای مسجد کوفه کو امامت

محراب علی سرت سلامت

ای پیر مریض کو طبیبت

ای منبر کوفه کو خطیبت

سجادۀ لاله گون مولا

انداخته گل زخون مولا

امروز که آبرو گرفتی

از خون علی وضو گرفتی

ای زندگی ات تمام تاریخ

مظلوم ترین امام تاریخ

کو مالک اشترت علی جان

سلمان و ابوذرت علی جان

مشتاق رخ حبیب بودی

بی فاطمه ات غریب بودی

بشکافت چو فرق نازنینت

شمشیر گریست بر جبینت

خون تو روانه از جبین بود

پاداش محبت تو این بود؟

ای زخم تو زخم آفرینش

بگریسته بر تو چشم بینش

ای خاک نشین آسمانی

ای عرش مکان لا مکانی

اطفال یتیم داغدارند

امشب همه چون تو بی قرارند

خون گشته روانه در عزایت

از چشم یتیم بی غذایت

با قتل تو آه آه کوفه

خیزد ز درون چاه کوفه

زخم تو به فرق مرهمت بود

پایانگر دورۀ غمت بود

از "فزت برب" توست معلوم

راحت شدی ای امام مظلوم

آیینۀ دل ، شکستۀ توست

محراب ، به خون نشستۀ توست

تا هست به سینه ها غم تو

تقدیم تو اشک "میثم" تو

شهادت آقا امیرالموئمنین(ع)

برتمامی شیعیان جهان تسلیت باد.