وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

یک مثنوی نذر نعلین پروصله‌ی مولا با محبت و لطف صاحب منبر سلونی

یک مثنوی نذر نعلین پروصله‌ی

مولا با محبت و لطف صاحب منبر سلونی

نام مولا به لب و ذهن و قلم می‌بخشم

شعر افلیج مرا نای قدم می‌بخشم

شعر و مضمون همه در دست علی می‌لغزد

قلب هر قافیه با شوق علی می‌لرزد

رود توفنده‌ی این چشمه به راه افتاده‌ست

آبشارش به سر سنگ چه جولان داده‌ست

ده قدم مانده به پایش... خنک از ذراتم

خیسم از شعر علی، غرقه‌ی در لذاتم

واژه در واژه به من شعر سرازیر شود

نام اعلاش به هر بیت سرازیر شود

بین هر مصرع من نام علی می‌رخشد

کعبه هم با لقب بام_علی می‌رخشد

ترک کعبه به من گفت عبورش پیداست

پسر کعبه در این بیت حضورش پیداست

رطب نخله‌ی اشعار اگر شیرین است

ساقی‌اش حضرت مولاست، دلیلش این است

آب کوثر برسانید به این باغ علی

عطر جنت بکشانید به این باغ علی

بیت در بیت مرا نام علی می‌پوشد

من خموشم، می مولاست چنین می‌جوشد

نه اراده‌ست در این بیت، خودش جالب شد

قافیه نام علی_بن_ابیطالب شد

من در این شعر از اسم تو شرف می‌گیرم

از کرامات تو اینگونه شعف می‌گیرم

حاجتم از کف دست تو به کف می‌گیرم

صد و ده بار دگر طوف نجف می‌گیرم

نه ! نه! این بس نکند، باز هدف می‌گیرم

آخر الامر اقامت به نجف می‌گیرم

هر زمانی به لبم ذکر امین الله است

دل، هوایی‌ست به ایوان تو و در راه است

مست انگور ضریح توام و می‌خوانم

نعره.ی مدح تو در گوش فلک می‌رانم

باز هم پر بده تا شعر شما طی بشود

باز هم توسن این قافیه‌ها هی بشود

باز در مصرع من نام تو پیدا باشد

پرچم شعر من از اسم تو بالا باشد

از عدالتکده‌ی محض شما بنویسم

از قصار الحِکَم نغز شما بنویسم

بنویسم که علی نهج بلاغت دارد

بر کلام دگران نیز امارت دارد

بنویسم که علی، شاه ولایت باشد

غیر او کیست که شایان وصایت باشد؟

جای احمد اگر آن شب سر بستر بوده

معنی‌اش هست علی، جان پیمبر بوده

بگذارید بگویم که همه ترسیدند

نم‌نمک با دهل و ساز عدو رقصیدند

علی اما به شب خوف و خطر می‌ماند

خالقش آیه‌ی «مَنْ یَشْری»* بَرَش می‌خواند

بنویسیم اسدالله بخوانیم علی

فاتح معرکه‌ها کیست؟ بدانیم علی

بگذارید که جبریل شوم تا گویم:

لافتی گفت خدا، گفتِ خدا واگویم

بگذارید بگویم که علی فرقان است

با علی هست کتاب و علی با قرآن است

بگذارید بگویم که ولی الله است

او فقط هست که از سرّ نبی آگاه است

ای جماعت نکند پشت به حیدر بکنید

یا که از وجه خدا روی به دیگر بکنید

نکند بعد نبی، خانه‌ی دیگر بروید

با خلیلید ولی خانه‌ی آزر بروید

منِ جبریل به هشدار چنین می‌گویم

واهمه دارم و از ترس، غمین می‌گویم

اینکه مرحب به یکی آیت خشمش افتد

نکند بعد نبی، خار به چشمش افتد

نشنوم اینکه علی بین همه تنها بود

و عزادار غم فاطمه‌ی زهرا بود

نشنوم اینکه علی راز به چاهی می‌گفت

شِقشقیه به لبش بود، وَ گاهی می‌گفت

نشنوم فزت به فریادرسی می‌آید

«بوی سجاده‌ی خونین کسی می‌آید»

الاحقر_ابراهیم_لایق_برحق

۲۱ شهر رمضان المبارک ۱۴۴۰

۱۳۹۸۰۳۰۶

عصر شهادت مولا

یا_علی_مدد

layegh110

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.