وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

این حسین کیست که درقلب همه جا دارد

این حسین کیست

که درقلب همه جا دارد

این همه عاشق دیوانه و شیدا دارد

این حسین کیست

که نام کرمش در دو سرا

این چنین پیش خدا رتبهٔ اعلا دارد

این حسین کیست

که از کشتن او چشم خدا

اشک خون از حرم عالم بالا دارد

این حسین کیست

که در قتلگه کربُبَلا

رقص او در بر شمشیر تماشا دارد

این حسین کیست

همان زینت دامان نبی

ازلب پاک نبی بوسهٔ زیبا دارد

این حسین کیست

که در سلسلهٔ عرش خدا

این همه از غم این داغ مُعَزّا دارد

فرا رسیدن ایام سوگواری

امام حسین (ع) تسلیت باد ...

شهادت_حضرت_قاسم_تسلیت

http://uupload.ir/files/atdf_%D8%A8%D9%87_%D9%88%D8%AC%D8%AF.jpg

شهادت_حضرت_قاسم_تسلیت

به وجد آمدی و جاودانه ات کردند

یگانه حجله نشین میانه ات کردند

برای عقد تو دست تو را حنا بستند

و عمه هات نشستند شانه ات کردند

چقدر بوسه گرفتند از قد و بالات

فرشته ها همه چون آستانه ات کردند

سرت به بستن این بند کفش بند نشد

شتاب کردی و شوق یگانه ات کردند

تمام دشت ز عمامه ی تو ترسیدند

ز بس شبیه حسن ها روانه ات کردند

ز دشت باد وزید و نقاب تو افتاد

برای سنگ زدن ها نشانه ات کردند

تو سوره بودی و تسبیح دست من بودی

هجا هجا شدی و دانه دانه ات کردند

به روی پیکر تو پای هر کسی وا شد

زره نداشتنت را بهانه ات کردند

به جرم گفتن احلی من العسل قاسم

شبیه موم عسل خانه خانه ات کردند

چقدر فاصله در بند بندت افتاده

که با عموی تو شانه به شانه ات کردند

نثار یتیم امام حسن (ع) حضرت قاسم(ع)

پنج_صلوات و ارسال به پنج نفر

karballa_ir

شب_ششم_محرم

شب_ششم_محرم

می آمد و عمامه ی بابا به سرش بود

آماده ی جنگیدنِ با صد نفرش بود

می آمد و رخساره برافروخته از عشق

یک خیمه دل غم زده در دور و برش بود

پروانه ای از شوق پریده است به میدان

آن چیز که می سوخت در او بال و پرش بود

می خواست بگوید به ابی انت و امی

لب بست در آنجا که عمویش پدرش بود

این شیر، علی اکبر او نه ولی انگار

باید بنویسیم که قاسم پسرش بود

سنجیدن شیرینی قاسم به عسل نیست

اصلا عسل از ساخته های شکرش بود

گیرم زره اندازه ی او نیست ، نباشد

حرزی که عمو داده به شال کمرش بود

بغض جمل از حد تصور زده بیرون

یک دشت پر از تیغ به دنبال سرش بود

در روضه ی بابای غریبش جگری سوخت

چیزی که از او ریخت به میدان جگرش بود

در زیر سم اسب چه می مانَد از این جسم

چیزی که به جا ماند ز قاسم اثرش بود

در خیمه نشستند پریشان که بیاید

چیزی که از او زودتر آمد خبرش بود

ayine_pirbazar

بداهه‌ی شب چهارم محرم با موضوع جناب حرّ

بداهه‌ی شب چهارم محرم با موضوع جناب حرّ

شرح و تفسیر آب، یعنی تو

روح وحی و کتاب، یعنی تو

حسن هر فتح باب، یعنی تو

رحمت بی‌حساب، یعنی تو

شرم و افسوس و درد، یعنی من

باغی از برگ زرد، یعنی من

غفلتی دوره‌گرد، یعنی من

راه حسن و صواب، یعنی تو

حُر شدم تا رها شوم در تو

روح بی انتها شوم در تو

رنگ خون خدا شوم در تو

پرسشم را جواب، یعنی تو

با تو باشم رها ز غیر شوم

حُر نباشم دگر، زهیر شوم

با تو من عاقبت‌بخیر شوم

معنی انقلاب، یعنی تو

ساقیا جام عشق را پر کن

آه دریای حق، مرا دُر کن

من اسیرم خودت مرا حُر کن

به خدا عشق ناب، یعنی تو

روشنم کن، به شب گرفتارم

سخت مشتاق وصل دلدارم

می‌کنی از امید سرشارم

حضرت آفتاب، یعنی تو

سر به زیرم، بگیر دستم را

بخر از من تمام هستم را

یاد کن پاسخ الستم را

دعوة مستجاب، یعنی تو

دشت، لبریز بانگ تکبیرت

گرگ‌ها زخمی دل شیرت

من ولی  پایبند زنجیرت

پسر بوتراب، یعنی تو

تیرگی بسته بود، دستم را

زنده کردی تو عقل مستم را

فتح کردی تمام هستم را

آیه‌ی فتح باب یعنی تو

در خودت گر چه فانی‌ام کردی

با خودت جاودانی‌ام کردی

واژه‌ای آسمانی‌ام کردی

بهترین انتخاب، یعنی تو

با تو شد عشق و بندگی، اثبات

تن به ذلت نمی‌دهی! هیهات!

شده تاریخ، از شکوهت، مات

آه! عالی‌جناب، یعنی تو

هستی‌ام هست از دعای شما

می‌دهم جان، به پیش پای شما

پدر و مادرم فدای شما

من شبم، ماهتاب یعنی تو

سنگم و آمدم که دُر باشم

آخرِ کار دستِ پر باشم

خواستم تا همیشه حُر باشم

در دلم اضطراب؛ یعنی تو...

حُر به یمن توجهت، حر شد

ظرف قلبم ز غصه‌ات پر شد

عشق من خارج از تصور شد

شاه یوم الحساب، یعنی تو

شرم تو لرزه بر تنم انداخت

شعله‌ها روی خرمنم انداخت

چکمه را دور گردنم انداخت

توبه‌ی بی‌عتاب یعنی تو

لعل سرخ مذاب، یعنی تو

شهد شیرین لعاب، یعنی تو

عطر سیب و گلاب، یعنی تو

شمس زرین نقاب، یعنی تو

حُرم؛ اما حسین را بنده

از خطای گذشته، شرمنده

دلم از عشق توست، آکنده

آب بعد از سراب، یعنی تو

بداهه‌سرایان:

ناهید رفیعی، صامره حبیبی

احمد رفیعی‌ وردنجانی، زهرا فرقانی

امین شفیعی، مینا گودرزی

سوده سلامت، سیدمحمد صفایی

فهیمه انوری، فریبا رییسی

مهدی پیرهادی، فرشته پناهی

محدثه مطهری، سارا رمضانی

وطنزبهترین شعرهای طنز

vatanz_ir

*بداهه‌ی شب دوم محرم، رسیدن کاروان امام حسین (ع) به کربلا*

*بداهه‌ی شب دوم محرم، رسیدن کاروان امام حسین (ع) به کربلا*

پشت انبوه جهالت سایه‌ها صف بسته‌اند

کرده صدها لشکر تزویر، در صحرا کمین

تا بیاید کاروان نور از سمت افق

تا قدم بگذارد امشب، ماه بر چشم زمین

نعل اسبان تازه شد، قلب اهالی سنگ شد

نامه‌ها و مُهرها و قول‌ها، انکار شد

کاروان در کربلا تا خیمه زد، در کوفه هم

تیر و تیغ و خنجر و خود و زره، بسیار شد

آسمان خم می شود، خورشید حیران می‌شود

آیه‌ی تطهیر می‌خواند زمین در گوش آب

باد با خود می‌برد، عطر عبور یاس را

غرق بوسه می‌کند گهواره‌ای را، آفتاب

همره این کاروان، بانویی آیینه به دوش

با پریشانی قدم در قلب صحرا میزند

هی دلش را می‌برد تاخیمه‌ی دلدار و باز

آن دل آشفته را، نم‌نم به دریا میزند

آسمان طاقت ندارد هجرت خورشید را

ماه هم بهر سفر کردن مهیا می‌شود

کهکشانی از ستاره در پی خورشید عشق

یک به یک نذر طلوع صبح فردا می‌شود

خاک با ذکر و وضو، پابوس ایشان آمده

آب با اشک و ادب، آمد به استقبالشان

نورشان انداخت از چشم زمین، خورشید را

آسمان هرگز ندیده در جهان، امثالشان

نور چشم مصطفی با چشم تر در کربلا

خارها را از بیابان می‌زداید، وای من

کودک دردانه‌اش اندوهگین و مضطرب

بعدِ بابا، وای از فردا و فرداهای من

خیمه گاه سیّدالاحرار برپا می‌شود

خیمه ها هم در طواف حضرت حبل‌المتین

همچو حلقه دور او جان برکفان، پا در رکاب

گوئیا انگشترند و حضرتش همچون نگین

با قدمهای عزیز مرتضی و مصطفی

بوی عطر سیب می‌پیچد به دشت پر بلا

بر مشام هر که عطرش می‌رسد پر می‌کشد

هر کجا باشد، به سمت سرزمین کربلا

لشکری از نور آمد در مصاف ظلمت؛ آه!

یک طرف خورشید و یک سو ابرهای سرخِ کین

عرش و فرش آمیخت در هم زیر و رو شد آسمان

حضرت خورشید چون افتاد ناگه بر زمین

ناله‌ی هَل مِن مُعینش، دشت را پر کرده بود

قرنها پیچیده در گوش جهان، فریاد او

تا بگیرد هر مُحرّم، با نگاهی مهربان

دست هرکس را که باشد ذرّه‌ای در یاد او

بداهه سرایان:

فهیمه انوری، ناهید رفیعی

حامد سنگونی، طاهره ابراهیم نژاد

فریبا رئیسی، سوده سلامت، زهرا فرقانی

فرشته پناهی، محمدعلی کمالی‌مقدم

وطنز پایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz