| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |
بداههی شب چهارم محرم با موضوع جناب حرّ
شرح و تفسیر آب، یعنی تو
روح وحی و کتاب، یعنی تو
حسن هر فتح باب، یعنی تو
رحمت بیحساب، یعنی تو
شرم و افسوس و درد، یعنی من
باغی از برگ زرد، یعنی من
غفلتی دورهگرد، یعنی من
راه حسن و صواب، یعنی تو
حُر شدم تا رها شوم در تو
روح بی انتها شوم در تو
رنگ خون خدا شوم در تو
پرسشم را جواب، یعنی تو
با تو باشم رها ز غیر شوم
حُر نباشم دگر، زهیر شوم
با تو من عاقبتبخیر شوم
معنی انقلاب، یعنی تو
ساقیا جام عشق را پر کن
آه دریای حق، مرا دُر کن
من اسیرم خودت مرا حُر کن
به خدا عشق ناب، یعنی تو
روشنم کن، به شب گرفتارم
سخت مشتاق وصل دلدارم
میکنی از امید سرشارم
حضرت آفتاب، یعنی تو
سر به زیرم، بگیر دستم را
بخر از من تمام هستم را
یاد کن پاسخ الستم را
دعوة مستجاب، یعنی تو
دشت، لبریز بانگ تکبیرت
گرگها زخمی دل شیرت
من ولی پایبند زنجیرت
پسر بوتراب، یعنی تو
تیرگی بسته بود، دستم را
زنده کردی تو عقل مستم را
فتح کردی تمام هستم را
آیهی فتح باب یعنی تو
در خودت گر چه فانیام کردی
با خودت جاودانیام کردی
واژهای آسمانیام کردی
بهترین انتخاب، یعنی تو
با تو شد عشق و بندگی، اثبات
تن به ذلت نمیدهی! هیهات!
شده تاریخ، از شکوهت، مات
آه! عالیجناب، یعنی تو
هستیام هست از دعای شما
میدهم جان، به پیش پای شما
پدر و مادرم فدای شما
من شبم، ماهتاب یعنی تو
سنگم و آمدم که دُر باشم
آخرِ کار دستِ پر باشم
خواستم تا همیشه حُر باشم
در دلم اضطراب؛ یعنی تو...
حُر به یمن توجهت، حر شد
ظرف قلبم ز غصهات پر شد
عشق من خارج از تصور شد
شاه یوم الحساب، یعنی تو
شرم تو لرزه بر تنم انداخت
شعلهها روی خرمنم انداخت
چکمه را دور گردنم انداخت
توبهی بیعتاب یعنی تو
لعل سرخ مذاب، یعنی تو
شهد شیرین لعاب، یعنی تو
عطر سیب و گلاب، یعنی تو
شمس زرین نقاب، یعنی تو
حُرم؛ اما حسین را بنده
از خطای گذشته، شرمنده
دلم از عشق توست، آکنده
آب بعد از سراب، یعنی تو
بداههسرایان:
ناهید رفیعی، صامره حبیبی
احمد رفیعی وردنجانی، زهرا فرقانی
امین شفیعی، مینا گودرزی
سوده سلامت، سیدمحمد صفایی
فهیمه انوری، فریبا رییسی
مهدی پیرهادی، فرشته پناهی
محدثه مطهری، سارا رمضانی
وطنزبهترین شعرهای طنز
vatanz_ir