اشعار شب_اول_محرم
مرثیه_مسلم_بن_عقیل
در رهگذرهای غریبی بیقرارم
تنهایم ودر فکرتنهاییِ یارم
تنها میان بی وفاییها و خُدعه
بعد ازخدا تنها امیدم هست طوعه
در هر وجب از خاک هرکوچه گذشتم
یک یاحبیبی با سرشک غم نوشتم
در مسلخ عشق عاقبت رسوا شدم من
رسوایِ تو ای زادۀ زهرا شدم من
ای شعرِ عشقم را توتنها استعاره
دارم شده از عشق تو دارالاماره
اسم تو تنها ذکرجاری در سجودم
بی تو گسسته جان زهرا تار و پودم
قدقامتم را درنماز عشقت ای یار
بستم به یاد قدّ رعنای علمدار
من ماندم و نجوای آرامی بر این لب
وای الامان از آه و زاریهای زینب
بازارِ تیغ و تیر در این شهر گرم است
با اینکه زیر حنجر ششماهه نرم است
بالا نمی آید نفس این سینه تنگ است
آقا میا کوفه که رسم کوفه ننگ است
آید در و دیوار هر خانه به جنگم
شادم که بهر دخت زهرا پیش مرگم
درلحظه های آخرم لب تشنه هستم
ظرفی چو جام زهر دشمن داده دستم
افتاده عکس ماه تو در کاسۀ آب
لبهای خونی میزنم بر روی ارباب
شاعر:مجتبی_تاجیک
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
اشعار شب_اول_محرم
مرثیه_مسلم_بن_عقیل
در کوفه کسی یاریِ این زار نیامد
یاری ز کسی جز در و دیوار نیامد
دستان زیادی همگی عهد بستند
دستش چو ببستند یکی یار نیامد
تبدار شد از سیلی و شلاق حریفان
از بهر تبش هیچ پرستار نیامد
پایش همه تاول بدنش پر ز جراحت
مرهم به جز از سنگ به بیمار نیامد
بردار کشیدند تنش از رهِ کینه
جز باد صبا کس به سرِ دار نیامد
بر دامن دار از دل هر کوچه رسیدند
حتی نفری جز پیِ دیدار نیامد
کوبیده شد از بام به روی ورق خاک
حرفی به لبش جز غم دلدار نیامد
آماده شو ای دل که دگر بار بگویی
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
شاعر: داریوش_جعفری
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
اشعار شب_اول_محرم
مرثیه_مسلم_بن_عقیل
مرثیه حضرت مسلم (ع)شب اول محرم
با لب پاره ؛ لب بام ؛ سلامم به شما
تا بگیرد دلم آرام ؛ سلامم به شما
آخر از عشق تو راهیّ سر دار شدم
ای علی زاده ببین میثم تمار شدم
باز هم شکر زن و بچّه ندیدند مرا
موقعی که وسط کوچه کشیدند مرا
هیچ کس نیست دگر دور و بر مسلم تو
بسته شد مثل علی بال و پر مسلم تو
سر عباس و علی هات سلامت آقا
گر شکستند در این کوچه سر مسلم تو
قسمت این بود ؛ لبِ تشنه شهیدم بکنند
پیش مرگ جگرت شد جگر مسلم تو
لب من خشک و دو چشمم تر و قلبم سوزان
زده اند آتش بر خشک و تر مسلم تو
به فدای سر یک موی عزیزان تو باد
جان هر دو پسر دربه در مسلم تو
کاش می شد بنویسم که نیایی اینجا
که می آید به سر تو چه بلایی اینجا
حاصل این سفرت بی علی اصغر شدن است
بی برادر شدن و بی علی اکبر شدن است
همه ی ترسم از این است که مضطر بِشَوی
مثل این نائب دل سوخته ؛ بی سر بِشَوی
وای اگر گَرْد بر آیینه ی تو بنشیند
شمر با چکمه روی سینه ی تو بنشیند
وای اگر کار به توهین و جسارت بکشد
وای اگر خواهرتان بار اسارت بکشد
وای اگر اهل و عیال تو زمین گیر شوند
دخترکهات پس از رفتن تو پیر شوند
بدنم نقش زمین است میا کوفه حسین
خواهش مسلمت این است میا کوفه حسین
شاعر: ؟؟؟
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
اشعار شب_اول_محرم
مرثیه_مسلم_بن_عقیل
کوفیان در دلشان کینه ی زهراست نیا
مسلمت را بنگر بی کس و تنهاست نیا
کار این بی صفتان سبّ عمویم علی است
بینشان بغض علی واضح و پیداست نیا
خواستم آب بنوشم که لبم مانع شد
تشنگی وجه شباهت به تو مولاست نیا
لب و دندان من از سنگ شکست و خون شد
لب و دندان تو در نقشه ی اعداست نیا
همه ی غصه ام این است که سنگت بزنند
نیزه و سنگ زدن حرفه ی اینجاست نیا
گر بیایی همه ی اهل حرم می بینند
کمرت تاشده از غصه ی سقاست نیا
پسرانم به فدای پسران تو شوند
حیف از زندگی اکبر لیلاست نیا
ترس دارم که بیایی و ببیند زینب
ته گودال سر نعش تو دعواست نیا
گر بیایی همه ی جن و ملک می شنوند
که «بنیّ...» به لب حضرت زهراست نیا
سر من را که بریدند و به میخی بستند
فکر و ذکرم سر و گیسوی تو آقاست نیا
لااقل دختر خود را تو به همراه نیار
کوفه جولانگه خولی و شبث هاست نیا
ترس دارم ز روی نیزه ببینی آخر
حرمله همسفر زینب کبراست نیا
«دخترم را بغلش کن که کنیزی نرود»
نا مسلمانیِ این شهر هویداست نیا
شاعر: محمدعلی_قاسمی
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
اشعار شب_اول_محرم
مرثیه_مسلم_بن_عقیل
کوفه شد چشم و مرا گرم تماشا شده است
یار بی یاور تو بی کس و تنها شده است
بین این شهر زبانزد شده نیرنگ میا
صحبت از غارت انگشترت آقا شده است
قدر یک دشت به همراه عبا داشته باش
سخن از ریختن یوسف لیلا شده است
من ازآن خنده ی تلخ عدویت دانستم
کز برای سر شش ماهه چه غوغا شده است
نعل تازه به سم مرکبشان می کوبند
صحبت از تنگی گودال در اینجا شده است
تا که طفل تو نرفته به کنیزی برگرد
حرف نامحرم و دردانه ی نوپا شده است
مثل آن کوچه که زهرای جوان گیر افتاد
مسلم آزرده در این کوچه چو زهرا شده است
من شنیدم که به دیوار سر فاطمه خورد
در دلم روضه ی صدیقه ی کبرا شده است
شاعر:محمود_اسدی
اشعار ناب آئینے
shere_aeini