وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

اشعار شب_اول_محرم مرثیه_مسلم_بن_عقیل

اشعار شب_اول_محرم

مرثیه_مسلم_بن_عقیل

مرثیه حضرت مسلم (ع)شب اول محرم

با لب پاره ؛ لب بام ؛ سلامم به شما

تا بگیرد دلم آرام ؛ سلامم به شما

آخر از عشق تو راهیّ سر دار شدم

ای علی زاده ببین میثم تمار شدم

باز هم شکر زن و بچّه ندیدند مرا

موقعی که وسط کوچه کشیدند مرا

هیچ کس نیست دگر دور و بر مسلم تو

بسته شد مثل علی بال و پر مسلم تو

سر عباس و علی هات سلامت آقا

گر شکستند در این کوچه سر مسلم تو

قسمت این بود ؛ لبِ تشنه شهیدم بکنند

پیش مرگ جگرت شد جگر مسلم تو

لب من خشک و دو چشمم تر و قلبم سوزان

زده اند آتش بر خشک و تر مسلم تو

به فدای سر یک موی عزیزان تو باد

جان هر دو پسر دربه در مسلم تو

کاش می شد بنویسم که نیایی اینجا

که می آید به سر تو چه بلایی اینجا

حاصل این سفرت بی علی اصغر شدن است

بی برادر شدن و بی علی اکبر شدن است

همه ی ترسم از این است که مضطر بِشَوی

مثل این نائب دل سوخته ؛ بی سر بِشَوی

وای اگر گَرْد بر آیینه ی تو بنشیند

شمر با چکمه روی سینه ی تو بنشیند

وای اگر کار به توهین و جسارت بکشد

وای اگر خواهرتان بار اسارت بکشد

وای اگر اهل و عیال تو زمین گیر شوند

دخترکهات پس از رفتن تو پیر شوند

بدنم نقش زمین است میا کوفه حسین

خواهش مسلمت این است میا کوفه حسین

شاعر: ؟؟؟

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

 

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.