اشعار شب_اول_محرم
مرثیه_مسلم_بن_عقیل
زدرد غربت تو شهر،غرق آهم شد
نگاه گرمِ تو از دور در نگاهم شد
همین که نام تو بردم شکست دندانم
سلام دادم و تنها همین گناهم شد
چه زود مردم کوفه عمارتم دادند
بلند مرتبه قصری که قتلگاهم شد
وفای امت کوفی نماز مغرب بود
عشا نیامده این قوم سد راهم شد
فریب مردم پیمان شکن نباید خورد
میا که بیعت نامردمان سپاهم شد
تمام شهر مرا از امان خود راندند
به غیر خانه طوعه که سر پناهم شد
چه سخت غربت شب را به روز آوردم
زلال صورت ماهت،هلال ماهم شد
به این امید که گودال، قسمتت نشود
به کوچه ای ته گودال، حربگاهم شد
سرم قناره قصابخانه ها را دید
گمان کنم که همین با تو وعدگاهم شد
سخن ز کشتن وتمرین سر بریدن بود
و شاهد سخنی ناسزا الاهم شد
زگوشوار و گلوبند حرفها دارند
و بی حیا تر از این خصمِ روسیاهم شد
از این اراذل و اوباش هر چه می آید
زمان هرزگی دشمن تباهم شد
قسم به چادر زینب میا به کوفه حسین
که وقت غارت معجر دگر فراهم شد
ترا به فاطمه سوگند سیدی برگرد
که زخم سینه زهرا بدون مرهم شد
شاعر:محمود_ژولیده
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
اشعار شب_اول_محرم
آغاز_محرم مناجات_اول_مجلس
محرمی که نباشی در آن محرم نیست
بدون تو ضربان زمین منظم نیست
چقدر ساده گرفتیم بی تو بودن را
هزار سال بدون تو زندگی...کم نیست
خودت بخواه که دست از گناه بردارم
که عهدهای منِ روسیاه محکم نیست
هزار بار خودت را به ما نشان دادی
ولی چه فایده...چشمان ما که مَحرَم نیست
خودم به چشم خودم دیده ام که در روضه
حلاوتی ست که در هیچ جای عالم نیست
حوائجم همه در بین روضه یادم رفت
غمت چه کرده...غم روزگار یادم نیست
بیا و روضه ی گودال را بخوان آقا
محرمی که نباشی در آن محرم نیست
شاعر:احسان_نرگسی_رضاپور
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
دلها_بسوی_حسین
استقبال_از_ماه_محرم محرم
باز افراشته اند بیرق و پرچم ها را
شهر برداشته است شور مُحَرَّم ها را
دَم به دَم، دَم بزنیم از تو فقط آقاجان
ما غنیمت بشماریم همین دَم ها را
میخرد حضرت زهرا به بهایی بالا
روز محشر همه ی ناله و ماتم ها را
گریه هرگز سبب حُزن و پریشانی نیست
اشکِ روضه بزداید همه ی غم ها را
چایی روضه ی ارباب چه طعمی دارد!
ما نخواهیم دگر سفره ی حاتم ها را
از ازل ذکر حسین عامل بخشایش شد
چون پذیرفت خدا توبه ی آدم ها را
شاعر:محسن_زعفرانیه
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
اشعار شب_اول_محرم
آغاز_محرم مناجات_اول_مجلس
السلام ای روضه ات آغاز ماتم یا حسین
در دلم از روضه ات شور مُحرّم یا حسین
خونبهای خون تو گردیده خون کبریا
ای سراپای وجودت نور خاتم یا حسین
مطمئنا از دعای خیر زهرا و علی ست
در سپاهت می شود آنکس که مَحرَم یا حسین
تو عزیز عالم و نعم الامیر عالمی
من گدایم من گدایم من گدایم یا حسین
عاقبت دست اجل من را به خاکم می برد
کن گذر ای ماه در تاریک قبرم یا حسین
در شب قبرم بیا و دست من را هم بگیر
ای پناه بی پناهان دو عالم یا حسین
من بدون روضه می میرم نمی مانم دمی
زانکه مادر با غم تو داده شیرم یا حسین
اذن میخواهم بگویم تا چه شد در کربلا
از کدامین روضه ی تو من بخوانم یا حسین
می نویسم روی دستت اصغر تو ذبح شد
وای از حال رباب و این همه غم یا حسین
می نویسم که علمدارت به خاک و خون نشست
می نویسم که ز داغش شد قدت خم یا حسین
می نویسم که تنت پامال سم مرکب است
روضه خوان روضه هایت خواهر تو زینب است
شاعر:ناصر_شهریاری
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
استقبال_ازماه_محرم امام_حسین
باران معرفت ز سحاب محرم است
آباد آن دلی که خراب محرم است
بوی گل و گلاب دهد روضۀ حسین
گل دیدگان و اشک گلاب محرم است
از هر دری گذر نتوان کرد بر بهشت
باب الحسین ادامۀ باب محرم است
جان یا علی بگو مَهَراس از یزیدیان
شور ولایت ارزش تاب محرم است
راس بریده بر سر نی داد این پیام
قرآن کلام نور، کتاب محرم است
در قاب، عکسی از همه ماند به یادگار
تصویر ما همیشه به قاب محرم است
تنها نه این مباحثه سر لوح زندگی است
در قبر هم سوال جواب محرم است
پرسند اگر کویه، بگو کربلایی ام
قلبم هنوز در تب و تاب محرم است
بوید ملک ز سینۀ زوار و گوید آه
این بوی تربت است و تراب محرم است
بینی چو ازدحام جماعت عجب مدار
جبریل هم به فکر صواب محرم است
هشدار، زیر هر علمی سینه زن نباش
مخلوط چهره زیر نقاب محرم است
یک قوم کبریایی و قومی ریا یی اند
مشکل ، تمیز حب، ز حباب محرم است
اخلاص ماندنی است ریاکار رفتنی است
ایمان چو آب و کفر سراب محرم است
گفتم ولی مباد شوی غافل از کرم
روشن دل از فروغ شهاب محرم است
نامحرمان و اجنبیان کور خوانده اند
عباس ارزیاب حساب محرم است
شاعر:استاد_کلامی_زنجانی
اشعار ناب آئینے
shere_aeini