وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

اشعار شب_اول_محرم مرثیه_مسلم_بن_عقیل

اشعار شب_اول_محرم

مرثیه_مسلم_بن_عقیل

در نامه‌های مردم کوفه وفا مجوی

در سینه‌ی خرابه‌ی اینها صفا مجوی

آقای بیکسان بنگر بیکسی من

در کوچه‌های کوفه یکی آشنا مجوی

اینجا تنور خانه فقط گرم آتش است

در سفره‌هایشان نمکی جز جفا مجوی

رفته ز یاد قصه ی باران کوفه آه...

در دست پر ز سنگ یتیمان، دعا مجوی

بهر رسیدنت همه گویند: العجل

اما میان سینه‌ی یک تن بیا مجوی

ای ارشد قبیله‌ی هاشم فدای تو

جز خون برای موی سفیدت حنا مجوی

فکر اسیری حرمت جان من گرفت

در دیده‌ی حرامی اینان حیا مجوی

با خواهران بگو که در این کوچه‌ها دگر

غیر از سر بریده سر نیزه‌ها مجوی

مسلم فدایی تو شده اینطرف میا

ای زاده‌ی گرامی شاه نجف میا

شاعر:مجتبی_روشن_روان

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

اشعار شب_اول_محرم مرثیه_مسلم_بن_عقیل

اشعار شب_اول_محرم

مرثیه_مسلم_بن_عقیل

سلام ایزد منّان، سلام جبرائیل

سلام شاه شهیدان، به مسلم بن عقیل!

به آن نیابت عظمای  سیدالشّهدا !

به آن جلالِ خدایی، به آن جمالِ جمیل!

شهید عشق که سر در منای دوست گذاشت

به پیش پای خلیل خدا، چو اسماعیل

زهی مقام! که فرش حریم حُرمت تو

شکنج طرّه‌ی حور است و بال میکائیل

شعاع پرتو مهرت، نسیم پاک بهشت

شرار آتش قهرت، حجاره‌ی سجّیل

چنان شعاع که گفتی کنار تیغ کجت

ستاده گوش به فرمان، جناب عزرائیل

بر آستان درش، آفتاب، سایه‌نشین

به طاق قبّه‌ی او، ماه آسمان، قندیل

تو بر حقّی و مرام تو حق، امام تو حق

به آیه‌آیه‌ی تورات و مصحف و انجیل!

زهی دنائت دنیا! که از تو بیعت خواست

کسی که پیش مقام تو بنده‌ای است، ذلیل

محیط کوفه تو را کوچک است و روح، بزرگ

از آن به بام شدی کشته، ای سلیل خلیل!

شروع نهضت خونین کربلا ز تو شد

ز نطق زینب کبری به شام شد، تکمیل

فراز بام، سلام امام دادی و گفت

میان لجّه‌ای از خون، جواب، شاه قتیل

زیارت تو ملائک کنند در ملکوت

به جای خواندن تسبیح و گفتن تهلیل

شهید راه امامی که طور سینه‌ی اوست

ز نور، مهبط جبریل و مطلع تنزیل

مدیحت تو «ریاضی» ! کجا و حضرت دوست؟

مگر خدایْ عنایت کند، جزای جزیل

شاعر:استاد_محمدعلی_ریاضی_یزدی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

اشعار شب_اول_محرم مرثیه_مسلم_بن_عقیل

اشعار شب_اول_محرم

مرثیه_مسلم_بن_عقیل

دل من بر سر این دار، صفایی دارد

وه! که این شهر، چه بام و چه هوایی دارد

خانه‌ی پیرزنی، خلوت زاویه‌ی من

هر که شد وحی به او، غار حرایی دارد

شب که شد داد زدم: کوفه میا، کوفه میا

مرغ حق در دل شب، صوت رسایی دارد

پیکرم تا به زمین خورْد، صدا کرد: حسین

شیشه از بام که افتاد، صدایی دارد

پشت دروازه، مرا فاتحه‌ای مهمان کن

تا بدانند که این کشته، خدایی دارد

هم سرم، بی‌بدن و هم بدنم، بی‌کفن است

حالم از قسمت آینده، نمایی دارد

در سر بی‌بدنم هست هزاران نکته

سوره‌ی ما نیز «بسم الله» و «با»یی دارد

دید خورشید که در بردن این نامه، شدم

دست بر دامنِ هر ذرّه که پایی دارد

همه از شش جهتم، فیض عظیمی بُردند

مسلم این جا، حرم و کرببلایی دارد

در جمال تو جلالی است که سر می‌خواهد

دلبر آن است که شمشیر و قبایی دارد

سر تصویر سلامت! ز شکست غم نیست

حُسن تو، بهتر از این، آینه‌هایی دارد

گر بریدند پر و بال مرا، شِکوه چرا؟

قله‌ی قاف تو، سیمرغ فدایی دارد

شاعر:سیدرضا_جعفری

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

اشعار شب_اول_محرم مرثیه_مسلم_بن_عقیل

اشعار شب_اول_محرم

مرثیه_مسلم_بن_عقیل

ز راه آمده از خانه‌یِ خدا برگرد

اگر خودم به تو گفتم بیا، نیا برگرد

تو را به حیدر کرار بگذر از کوفه

برای خاطر خیرالنساء بیا برگرد

برای قامت اکبر، دو تا عبا بردار

که جا نمی‌شود این تن به یک عبا برگرد

خدا به خیر کُند، شمر چکمه پوشیده

در انتظار تو اِستاده بی‌حیا برگرد

یزید به دستش گرفته چوب، منتظر است

که بر لبت بزند ضربه با عصا برگرد

اگر به کوفه بیایی رُباب می‌بیند

که می‌رود سر طفلش به نیزه‌ها برگرد

شاعر:سعید_خرازی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

اشعار شب_اول_محرم مرثیه_مسلم_بن_عقیل

اشعار شب_اول_محرم

مرثیه_مسلم_بن_عقیل

شبی که دیده‌ی خود، پُرستاره می‌کردم

برای غربت دل، فکر چاره می‌کردم

به دانه‌های چو تسبیحِ اشک در دستم

برای آمدنت، استخاره می‌کردم

نماز عاشقی من، شکسته شد امّا

سلام بر تو ز «دارالاماره» می‌کردم

من از محلّه‌ی آهن‌گران بی‌احساس

گذر نمودم و دل، پُر شراره می‌کردم

من از محلّه‌ی آهن‌گران بی‌احساس

گذر نمودم و دل، پُرشرار می‌کردم

یکی سفارش تیر سه شعبه‌ای می‌داد

دعا برای سرِ شیرخواره می‌کردم

غریب‌تر ز دلم، روزگار چون می‌خواست

به کودکان غریبم، اشاره می‌کردم

شاعر:علی_ناظمی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini