وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

اشعار شب_اول_محرم مرثیه_مسلم_بن_عقیل

اشعار شب_اول_محرم

مرثیه_مسلم_بن_عقیل

دل من بر سر این دار، صفایی دارد

وه! که این شهر، چه بام و چه هوایی دارد

خانه‌ی پیرزنی، خلوت زاویه‌ی من

هر که شد وحی به او، غار حرایی دارد

شب که شد داد زدم: کوفه میا، کوفه میا

مرغ حق در دل شب، صوت رسایی دارد

پیکرم تا به زمین خورْد، صدا کرد: حسین

شیشه از بام که افتاد، صدایی دارد

پشت دروازه، مرا فاتحه‌ای مهمان کن

تا بدانند که این کشته، خدایی دارد

هم سرم، بی‌بدن و هم بدنم، بی‌کفن است

حالم از قسمت آینده، نمایی دارد

در سر بی‌بدنم هست هزاران نکته

سوره‌ی ما نیز «بسم الله» و «با»یی دارد

دید خورشید که در بردن این نامه، شدم

دست بر دامنِ هر ذرّه که پایی دارد

همه از شش جهتم، فیض عظیمی بُردند

مسلم این جا، حرم و کرببلایی دارد

در جمال تو جلالی است که سر می‌خواهد

دلبر آن است که شمشیر و قبایی دارد

سر تصویر سلامت! ز شکست غم نیست

حُسن تو، بهتر از این، آینه‌هایی دارد

گر بریدند پر و بال مرا، شِکوه چرا؟

قله‌ی قاف تو، سیمرغ فدایی دارد

شاعر:سیدرضا_جعفری

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.