-
مرثیه_امام_سجاد
چهارشنبه 3 مهر 1398 08:34
مرثیه_امام_سجاد مثل من هیچکس در این عالم؛ وسط شعلهها امام نشد در شروع امامتش چون من؛ اینقَدَر دورش ازدحام نشد لشکری از مغیره میآمد، خیمه غارت شد و در آتش سوخت غیر زهرا به هیچ معصومی اینقَدَر گرم احترام نشد به لب تشنۀ علیاصغر، به لب تیز ذوالفقار قسم تا به امروز هیچ شمشیری؛ اینقَدَر تشنه در نیام نشد تلّ و...
-
مرثیه_امام_سجاد
چهارشنبه 3 مهر 1398 08:15
مرثیه_امام_سجاد قسمت این بود بال و پر نزنی مرد بیمارِ خیمه ها باشی حکمت این بود رویِ نی نروی راوی رنج نینوا باشی چقدر گریه کردی آقاجان! مژه هایت به زحمت افتادند قمری قطعه قطعه را دیدی! ناله هایت به لکنت افتادند سر بریدند پیش چشمانت دشتی از لاله و اقاقی را پس گرفتید از یزید آخر علم با شکوه ساقی را؟؟؟ کربلا خاطرات تلخی...
-
عده ای سرب و گلوله عده ای میلیاردها
چهارشنبه 3 مهر 1398 08:09
عده ای سرب و گلوله عده ای میلیاردها هر دو تا خوردند اما این کجا و آن کجا؟ این یکی از سوز ترکش آن یکی هم در سونا هر دو می سوزند اما این کجا و آن کجا؟ عده ای بر روی مین و عده ای بر بال قو هر دو خوابیدند اما این کجا و آن کجا؟ این یکی بر تخت ماساژ آن یکی بر ویلچرش هر دو آرامند اما این کجا و آن کجا؟ این یکی بر عمق دجله آن...
-
مرثیه_امام_سجاد
چهارشنبه 3 مهر 1398 08:08
مرثیه_امام_سجاد بعد از آن واقعهٔ سرخ، بلا سهم تو شد پیکر سوختهٔ کربوبلا سهم تو شد بعد از آن واقعه، هفتاد و دو آیینه شکست ناگهان داغ دل آینهها سهم تو شد بعد از آن واقعه آشوب قیامت برخاست بر سر نیزه سر خون خدا سهم تو شد بعد از آن واقعه خون جوش زد از چشمانت خطبهٔ اشک برای شهدا سهم تو شد...
-
مرثیه_امام_سجاد
چهارشنبه 3 مهر 1398 07:57
مرثیه_امام_سجاد السلام علیک یا سید الساجدین سجادی و از سجده کن ها برتری تو از هرکه مشتاق عبادت سرتری تو اسلام بی حجت نمی ماند که تشنه است از هرچه عباس است آب آور تری تو داغ علی های پدر خونین دلت کرد ای اربن اربا دل ! علی اکبر تری تو در کربلا شمشیر بود و شام طعنه در ازدحام سنگ بی سنگر تری تو روزی علی بودی و خیبر را...
-
مرثیه_امام_سجاد
چهارشنبه 3 مهر 1398 07:55
مرثیه_امام_سجاد سر به دریای غمها فرو میکنم گوهر خویش را جستجو میکنم من اسیر توام، نی اسیر عدو من تو را جستجو کوبهکو میکنم تا مگر بر مشامم رسد بوی تو هر گلی را به یاد تو، بو میکنم استخوانم شود آب از داغ تو چون تماشای آب و سبو میکنم صبر من آب چشم مرا سد کند عقدهها را نهان در گلو میکنم تا دعایت کنم در نماز شبم...
-
مرثیه_امام_سجاد مصائب_شام
سهشنبه 2 مهر 1398 21:02
مرثیه_امام_سجاد مصائب_شام دریا به دیدگان ترم گریه می کند آتش به قلب شعله ورم گریه می کند خون می چکد زدیده یِ خون بار ِ سلسله زنجیر هم به بال وپرم گریه می کند با کعب نی دهند تسلیِّ خاطرش هر دَم سه ساله همسفرم گریه می کند وقتی زدند خنده به اشکم زنان ِ شام دیدم به نی سر ِ پدرم گریه می کند چشم رباب تا به سر اصغرش فتاد...
-
مرثیه_امام_سجاد مصائب_شام
سهشنبه 2 مهر 1398 21:00
مرثیه_امام_سجاد مصائب_شام بعد از آن واقعه ی سرخ، بلا سهم تو شد پیکر سوخته ی کرب و بلا سهم تو شد بعد از آن واقعه هفتاد و دو آئینه شکست ناگهان داغ دل آینهها سهم تو شد بعد از آن واقعه آشوب قیامت برخاست بر سر نیزه سر خون خدا سهم تو شد بعد از آن واقعه خون جوش زد از چشمانت خطبه ی اشک برای شُهدا سهم تو شد بعد از آن واقعه در...
-
تنور_خولی امام_حسین
سهشنبه 2 مهر 1398 20:57
تنور_خولی امام_حسین آتش چقدر رنگ پریدهست در تنور امشب مگر سپیده دمیدهست در تنور؟ این ردّ پای قافلهٔ داغ لالههاست؟ یا خون آفتاب چکیدهست در تنور؟! این گلخروش کیست که یکریز و بیامان شیپور رستخیز دمیدهست در تنور؟ چون جسم پاره پارهٔ در خون تپیدهاش فریاد او بریده بریدهست در تنور از دودمان فتنهٔ خاکستری، خسی خورشید...
-
مناجات
سهشنبه 2 مهر 1398 11:00
مناجات در آن روزی که درصحرای محشر به دستور خداوند مطهّر بشراز خاک برخیزدهراسان شتابان گشته سوی حشر ومیزان برادر از برادر می گریزد زطفل خویش مادر می گریزد تو گویی مردمان مست اند ومدهوش نه،بل وحشت زآنان می برد هوش خلایق جمله در اعمال خویش اند همه سرگشته هستند،دل پریش اند حساب خویش را در نامه دارند تنی لخت وبدون جامه...
-
از کودکی؛ به اسم ِ استقلال - مینازیم
سهشنبه 2 مهر 1398 10:55
از کودکی؛ به اسم ِ استقلال - مینازیم با خوب و بد ِ عشقاش؛ بدان - میسازیم ناگفـتهها داریم؛ درون ِ سینهی ِ خـویش همـزاد ِ دردیم و صبوریم - لبـریز از رازیم همراهو یکدل؛ بهعشق ِ رنگ ِ آسمـانیاش دائـم ... برای ِ تیـم ِ محبـوبم - هم آوازیم از اینهـمه؛ پائیـن و بـالایـش - غـَم داریم وقتیکه؛ سرحالاست - ما هم...
-
حضرت_زینب مصائب_شام
سهشنبه 2 مهر 1398 10:48
حضرت_زینب مصائب_شام دست و پا می زدی و خواهر تو بین گودال دست و پا گم کرد تیغ ها در طواف جسم تواند کعبه را بین اشقیا گم کرد گفت زینب که سهم دارم من از تنی که به خاک افتاده جسم او را به خاک و خون نکشید این چنین شد که او تو را گم کرد شمر می گفت با تنش چه کنیم؟ پیرمردی عصا زنان آمد بی حیایی به خیمه حمله نمود و سنان بود که...
-
حضرت_رقیه مصائب_شام
سهشنبه 2 مهر 1398 10:39
حضرت_رقیه مصائب_شام رمق نمانده به پاهای پر زآبله ام توان نمانده به جسم اسیر سلسله ام تو خود حدیث غمم را بخوان ز نیزه و کن نگاه بر دل بشکسته ی پر از گله ام اسارت و غل و زنجیر و تازییانه و سنگ گرفته از من خسته تمام حوصله ام تو درتنور تو در تشت و نیزه ها و من میان کوچه و بازار و پشت قافله ام اگر به دست من افتد فراق را...
-
حضرت_رقیه مصائب_شام
سهشنبه 2 مهر 1398 10:34
حضرت_رقیه مصائب_شام باید که شرح داد خرابات طور را پای تو ریخت زمزم اشک طهور را باید که شست زلف تو را با گلاب ناب چون راهبی که درک نموده حضور را از بس که باد پنجه زده بین زلف تو باید که باز کرد گره های کور را پاهایم آبله زده بابا، عمو کجاست؟ باید عمو ادب بکند راه دور را انبان به دوش خانه ی ما هم سری زدی سهم خرابه کرده...
-
حضرت_رقیه مصائب_شام
سهشنبه 2 مهر 1398 10:32
حضرت_رقیه مصائب_شام از خیمه بیرون می زنی، اما کجا دختر! این چیست که بی تاب تر کرده تو را دختر گم کرده ای چیزی مگر؛ یا تشنه ای شاید! اینسان که می گردی به دور نیزه ها دختر اطراف را آرام می گردی، هراسانی از حرمله اینقدر می ترسی چرا دختر! ناگاه چشم دخترک بر نیزه ها افتاد می دید روی نِی، نشانی آشنا دختر یک سر، که از مجموع...
-
اوّل مهر است...
سهشنبه 2 مهر 1398 10:27
اوّل مهر است... از برایت نامهای با چشم گریان مینویسم جمله-جمله حسرتم را زیر باران مینویسم تا شکوفا گشته یاد روی تو در خاطر من صد خزان دردم ولی وصف گلستان مینویسم بی بهار روی تو ای دلستان بیوفایم نام دل را غنچۀ سردرگریبان مینویسم مینویسم عاشقم بر عطر زلفت، این عجب بین بردهام بویی ز کفر، امّا از ایمان مینویسم...
-
حال و هوای اول مهر و یادآور دفاع مقدس ...
دوشنبه 1 مهر 1398 21:39
حال و هوای اول مهر و یادآور دفاع مقدس ... باز هم اول مهر آمده بود و معلم آرام اسم ها را می خواند. اصغر پورحسین! پاسخ آمد: حاضر. قاسم هاشمیان! پاسخ آمد: حاضر. اکبر لیلا زاد... پاسخش را کسی از جمع نداد. بار دیگر هم خواند: اکبر لیلازاد! پاسخش را کسی از جمع نداد همه ساکت بودیم جای او اینجا بود اینک اما، تنها یک سبد لاله ی...
-
نذر عشق دو عالم حضرتِ أباعبدٱلله_ٱلحسین_علیه_ٱلسلام
دوشنبه 1 مهر 1398 17:21
نذر عشق دو عالم حضرتِ أباعبدٱلله_ٱلحسین_علیه_ٱلسلام مانده ام تنهاترازتنها، نگاهم کن حسین خسته ام! خسته ازاین دنیا،نگاهم کن حسین دستهایم نذرچشمانت سخاوتمند بود کو؟کجارفت آن دل دریا؟! نگاهم کن حسین باخجالت گوش ۂ هیئت نشستم غرق اشک روسیاهم! آمدم آقا، نگاهم کن حسین نفْس طغیان کردوازمن حالِ خوبم را گرفت باخودآوردم گناهم...
-
حضرت_زینب مصائب_شام
دوشنبه 1 مهر 1398 09:04
حضرت_زینب مصائب_شام پرچمِ اهل حرم موی سرت بود حسین دستهٔ آل علی خون جگرت بود حسین سربلندم که در این شهر اسیر تو شدم زینبت در همه جا در به درت بود حسین گله از سختیِ شبها ننمودم هرگز درشب سرد سرِ شعله ورت بود حسین علت چشمِ ترت را همه می دانستیم شمر با اهلِ حرم همسفرت بود حسین دشمنت خواست که از عشق نماند حرفی هر کجا رفت...
-
حضرت_زینب مصائب_شام
دوشنبه 1 مهر 1398 08:32
حضرت_زینب مصائب_شام اینجا شده هر آهِ مضطر دردسرساز این کوچه ها شد بهرِ خواهر دردسرسازً الغوث از چشمانِ هیزِ این جماعت که شد برایِ چند دختر دردسرساز پیرانشان هم کینه ای دیرینه دارند دشنام شد بر آلِ حیدر دردسرساز آه از رباب و رقصِ نیزه پیش چشمش شد بر زمین افتادن ِ سر دردسرساز این حلقِ کوچک جا ندارد بهرِ نیزه ای وایِ من...
-
سرود بوی ماه مهر
یکشنبه 31 شهریور 1398 16:55
سرود بوی ماه مهر باز آمد بوی ماه مدرسه بوی بازی های راه مدرسه بوی ماه ِ مهر ، ماه ِ مهربان بوی خورشید پگاه ِ مدرسه از میان کوچه های خستگی می گریزم در پناه مدرسه باز می بینم ز شوق بچه ها اشتیاقی در نگاه ِ مدرسه زنگ تفریح و هیاهوی نشاط خنده های قاه قاه مدرسه باز هم بوی باغ را خواهم شنید از سرود صبحگاه مدرسه روز اول لاله...
-
به هنگام پیری مرانم ز پیش
یکشنبه 31 شهریور 1398 14:29
به هنگام پیری مرانم ز پیش که صرف تو کردم جوانی خویش الا ای جگر گوشه فاطمه که بردی دل اهل دل را همه کی ام من؟ که باشم هوادار تو هوادار تو هست دادار تو من از کودکی عاشقت بوده ام قبولم نما گرچه آلوده ام به عشق تو هرکس که منسوب شد اگر بد بود عاقبت خوب شد غمت حاصل زندگانی من به راه تو طی شد جوانی من من از ریزه خواران خوان...
-
دروازه_کوفه حضرت_زینب
شنبه 30 شهریور 1398 12:09
دروازه_کوفه حضرت_زینب بسته از عشق،دو دستم به اسارت چکنم چادر و مقنعه ام رفت به غارت چکنم یاد داری که به من نیمه شبی مادر گفت گر بیفتد سرِ بازار گذارت چکنم حال افتاده گذارم سرِ بازار حسین تو بگو بعد تو با دار وندارت چکنم ای هلالم،بدنت بود پر از زخم هلال وای با نعل فتاده سر و کارت چکنم بدتر از سنگ به ما،نان صدقه می...
-
امام_حسین
شنبه 30 شهریور 1398 10:01
امام_حسین از روی دلسوزی دهاتی های اطراف تاصبح دور پیکر تو گریه کردند همراه حیوانات صحرا دور گودال باگریه های مادر تو گریه کردند از تکه های چادری بر خاک پیداست بازور خواهر را جدا کردند از تو تا وقت بوده پیکرت را جمع کرده بر جای دست خواهر تو گریه کردند پیرِ قبیله گفت کی؟سر را بریده در مکتب ما ذبح کردن حکم دارد چون گیسوی...
-
از شنبه
شنبه 30 شهریور 1398 00:23
از شنبه این هفته که نه؛ وعده ی ما از شنبه هر روز "دو" و "کوه" و "شنا" از شنبه بگذار یکی دو پک به قلیان بزنیم پمپاژ هوا در ریه ها از شنبه بدجور به کله پاچه عادت کردیم ایجاد رفرم در غذا از شنبه هرچند که قلب در عذاب افتاده اقدام به درمان و دوا از شنبه اجرای رژیم لاغری فعلا نه یک کاره از...
-
حضرت_زینب دروازه_کوفه
جمعه 29 شهریور 1398 18:35
حضرت_زینب دروازه_کوفه زلف دیوانگی ام باز پریشان شده است روضه خوان از خبر آینه، حیران شده است روضه خوان مانده که با معجر زینب چه کند گویی از آخر این روضه پشیمان شده است روضه خوان دم نزد اما همگان میدانند ماه از حادثۀ کوفه، هراسان شده است مستمع حوصله ی صبرندارد دیگر بعد از این صاعقه ها نوبت باران شده است روضه خوان لال...
-
جاده ای تا ظهور
جمعه 29 شهریور 1398 17:27
جاده ای تا ظهور می شود فاطمه پریشانش می رسد دست او به دامانش می کند افتخار در محشر زایر اربعین به ایمانش مرز را ، عشق دین به هم زده است دلبری مهجبین به هم زده است عجبی نیست اگر که عالم را زائر اربعین به هم زده است من که شاگرد دینی ات باشم عاشق هم نشینی ات باشم می دهی تو اجازه ام آقا زائر اربعینی ات باشد مثل عبدی حقیر...
-
در جستجوی پدر
پنجشنبه 28 شهریور 1398 10:11
«در جستجوی پدر» دلتنگ غروبــــی خفه بیــــرون زدم از در در دست گرفته مچ دست پســـــــــــرم را یا رب، به چـــــه سنگی زنم از دست غریبی این کله ی پوک و ســـرو مغز پکـــــــرم را هم دروطنم بار غریبـــــــــی به سرودوش کوهی است که خواهـــــد بشکاند کمرم را من مرغ خوش آواز و همه عمــــر به پرواز چون شدکه شکستند چنین بال و...
-
هوای_نای_عراقی
پنجشنبه 28 شهریور 1398 10:10
هوای_نای_عراقی چهارشنبه 27 شهریور روز شعر و ادب فارسی و روز بزرگداشت استاد سیدمحمدحسین شهریار گرامیباد رﻫﯽ از ﻧﻮای ﻧﺎﯾﻢ ﺑﺰن و ﻫﻮای ﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ دﻣﯽ ﭼﻮ ﻧﯽ ﺑﻨﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﻧﻮای ﺑﯿﻨﻮاﯾﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺎن ﻓﺮﯾﺐ ﻃﻔﻠﯽ ، ﻃﺮب ﺟﻮاﻧﯽ از ﻣﻦ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺟﺎدوﯾﯽ ﺟُﺪا ﺷﺪ ﮐﻪ اﻣﺎن از اﯾﻦ ﺟﺪاﯾﯽ ﭼﻪ دﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺟﺒﯿﻨﺶ ﻫﻤﻪ داغ ﺑﯽ ﻧﺼﯿﺒﯽ ﭼﻪ ﮔﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻧﮕﯿﻨﺶ ﻫﻤﻪ ﻧﻘﺶ ﺑﯽ...
-
ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ،ﺍﯾﻦ ﺭﺍﺯ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﯽ
چهارشنبه 27 شهریور 1398 18:43
ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ،ﺍﯾﻦ ﺭﺍﺯ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﯽ ﺑﺎ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ جانی باید ﮐﻨﻢ ﺗﺒﺎﻧﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻋﺸﻖ ﭘﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﺏ ﺍﻣﺎ ﺗﻮﯾﺶ ﻣﺨﻠﻔﺎﺗﯽ ﺳﺖ ﻋﯿﻨﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﺭﺍﻧﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﻮ ﺍﺭ ﻧﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﺎﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺳﺮﺁﯾﺪ ﮐﺎﺭ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺳﺮﺁﯾﺪ ﭼﻮﻥ ﺩﺍﺧﻞ ﺟﻬﺎﻧﯽ! ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻋﺸﻖ ﺩﺍﺭﻭﺳﺖ ﯾﺎ ﺑﻠﮑﻪ ﻧﻮﺵ ﺩﺍﺭﻭ ﻣﻔﺘﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﻨﺪﺵ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﺍﻧﯽ ﺩﺍﺭﻭﯼ ﻋﺸﻖ ﺩﺍﺭﺩ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻣﺪﻝ ﻋﻮﺍﺭﺽ ﮐﻠﯿﻮﯼ ﻭ ﻣﻐﺰﯼ ،ﻗﻠﺒﯽ ﻭ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﯽ...