-
امام_حسن مناجات_امام_حسن
جمعه 3 آبان 1398 21:36
امام_حسن مناجات_امام_حسن حاجات خویش را دل من از خدا گرفت تا اینکه برد نام حسن(ع) را، دعا گرفت! بیمارِ لاعلاج چه بسیار دیده ایم عرض توسلی به تو کرد و شفا گرفت هرکه هوای کرب و بلا می کند، چرا؟ با ذکر یا حسن(ع)، سفر کربلا گرفت! با دیدن مزار غریبت دلم شکست در جای جای صحن دلم روضه پا گرفت یک روز می رسد که شوم خادمِ حرم این...
-
رسول_اکرم مرثیه_رسول_اکرم
جمعه 3 آبان 1398 21:30
رسول_اکرم مرثیه_رسول_اکرم ای در هوای ماتم تو عرش، سوگوار ای در غم تو چشم سماوات، اشکبار اسلام در مصیبت تو می شود یتیم دین در فراق روی تو بی تاب، بیقرار ما را در اوج گنبد خضرای خود ببر تا روی گنبدت بنشینیم چون غبار هرگز ز یاد حضرت زهرا نمی رود چشمی که شد ز ماتم تو ابر نوبهار رفتی و از مدینه ی تو رفت دلخوشی کوچید مرغ...
-
رسول_اکرم مرثیه_رسول_اکرم
جمعه 3 آبان 1398 21:24
رسول_اکرم مرثیه_رسول_اکرم دخترم گریهی تو پشتِ مرا میشکند بیش از این گریه مکن قلبِ خدا میشکند چه کُنی بر دل خود آب شدی از گریه بغضِ سر بسته از این حال و هوا میشکند تا که نشکستهای از غصه کمی راه برو که قد و قامتِ تو زیرِ بلا میشکند باز بوسیدم از این دست که زد شانه مرا حیف یک روز کسی دستِ تو را میشکند تو سیه پوشِ...
-
رسول_اکرم مرثیه_رسول_اکرم
جمعه 3 آبان 1398 21:19
رسول_اکرم مرثیه_رسول_اکرم گرفته بوی شهادت شب وفاتش را بیا مرور کن ای اشک خاطراتش را مورخان بنوشتند با سرشک یتیم هجوم درد به سر تا سر حیاتش را سه سال شعب ابیطالب و شکنجه وبعد چقدر مرگ خدیجه فسرد ذاتش را چه سنگها که بر آیینهُ وجودش خورد چه طعنه ها که ابوجهل زد صفاتش را برای غارت جانش قریش خنجر بست ولی خدای علی خواسته...
-
رسول_اکرم مرثیه_رسول_اکرم
جمعه 3 آبان 1398 21:14
رسول_اکرم مرثیه_رسول_اکرم بوی غم می رسد انگار... دلم می ریزد اشک از دیده ی غمبار حرم می ریزد از نگاهِ نگران، برق اِلَم می ریزد خوب پیداست که باران ستم می ریزد آه آرامش زهراست به هم می ریزد یا... قرار است که پیغمبر اکرم برود سایه ی خنده از این گلکده کم کم برود مهربانی که برای همه همچون خورشید نور از خنده ی لب های ترش...
-
رسول_اکرم مرثیه_رسول_اکرم
جمعه 3 آبان 1398 21:10
رسول_اکرم مرثیه_رسول_اکرم حرف از وصیتهای آخر میزنی بابا از پیش زهرایت کجا پر میزنی بابا این لحظهها یاد گذشته کردهای انگار حرف از وصیتهای مادر میزنی بابا دلشوره داری، از نگاهت خوب میفهمم داری گریزی به غمِ در میزنی بابا زهرای تو پشت و پناه حیدر تنهاست هرچند حرف از زخم بستر میزنی بابا یک روز میبینی مرا بین در...
-
تمام کاروبار ماست هشتگ
دوشنبه 29 مهر 1398 09:58
تمام کاروبار ماست هشتگ بزن از چپ، بزن از راست هشتگ خبرها میرسند از چارگوشه بزن درهم، دروغ و راست هشتگ فقط دستت به گوشی باشد و بس بزن هرجا که گوشی خواست هشتگ نه فریادی نه جیغی و نه بوقی نماد اعتراضت just هشتگ شده دنیا پر از ظلم و تباهی فقط از هرطرف برخاست هشتگ عجب کار بزرگ و باکلاسی کلاس کار ما اینجاست: هشتگ اگر چیزی...
-
باسلام وعرض پوزش ازمخاطبین گرامی وبلاگ
یکشنبه 28 مهر 1398 12:00
باسلام وعرض پوزش ازمخاطبین گرامی وبلاگ چند روزی غیبت داشتم آنهم حضور در مراسم اربعین ونائب الزیاره همه مخاطبین وبلاگ ان شاءالله قسمت همه آرزومندان زیارت آن امام همام ازصمیم قلب بای هم دعاکردم باتشکر مدبریت وبلاگ
-
اربعین_حسینی امام_حسین
پنجشنبه 18 مهر 1398 22:50
اربعین_حسینی امام_حسین شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب دلی دارم گرفتارِ حسین است گدای کوچه بازارِ حسین است دلم دردِ هزاران شعله ی آه! لبم زخمیِ گفتارِ حسین است ز بس که مِهرِ او در سینه دارم جهانم رنگِ رخسارِ حسین است اگر سر را دهم در مسلخِ او هنوز این تن بدهکارِ حسین است بیا ای دل بنال از غربتِ او که این غم کی سزاوارِ حسین...
-
اربعین_حسینی امام_حسین
دوشنبه 15 مهر 1398 23:41
اربعین_حسینی امام_حسین همه شب راه میروم در خواب پای رویای من پُر آبله است مگر از آسمانِ خانهی ما تا ضریحت چقدر فاصله است ؟! تا در این شاهراه، گم نشوم باز، با چشم بسته بیدارم چند شب مانده است، تا خورشید چند صد تا ستاره بشمارم ؟! از مزارِ پدر به سمت پسر در مسیری که شب به شب رفتم تا خودِ کربلا به عشق نجف راهِ خود را...
-
اربعین_حسینی
دوشنبه 15 مهر 1398 22:28
اربعین_حسینی ای حامیان مکتب هل من معین سلام جاماندگان قافله اربعین سلام قومی پیاده بر حرم یار می روند حسرت کشان قبر امام مبین سلام زینب چه کرده با دل مشتاق شیعیان گویند زائران همه، بانوی دین سلام زینب اگر نبود شکوهِ شرف نبود او را دهد فرشته ز عرش برین سلام زینب اگر نبود کنون کربلا نبود ازاو به ما رسیده شکوه آفرین سلام...
-
اربعین_حسینی
دوشنبه 15 مهر 1398 22:25
اربعین_حسینی دوباره شوق زیارت به جانم افتاده دوباره پای پیاده از اول جاده به سمت کرببلا در مسیر می افتم شبیه قطره ی مِی در تلاطم باده دوباره قسمت نوکر شده حرم برود دوباره حضرت آقا به من بها داده رسید نغمه ی"حب الحسین یجمعنا" برادرند عرب ها و هر عجم زاده کشیم نعره که"حب الحسین هُویتُنا" زمین مادری...
-
اربعین_حسینی
دوشنبه 15 مهر 1398 22:23
اربعین_حسینی دارم غریب و آشنا را می شمارم این خیل مشغول عزا را می شمارم هی خواب می بینم پیاده در طریقش درجاده دارم تیرها را می شمارم دلتنگ مشهد می شوم هرگاه در راه سربندهای یا رضا را می شمارم اما خدارا شکر با انگشت هایم جامانده های کربلا را می شمارم پس سعی خودرا میکنم موکب به موکب این مروه های با صفا را می شمارم...
-
حضرت_رقیه مصائب_شام
شنبه 13 مهر 1398 14:37
حضرت_رقیه مصائب_شام یه باغچه گُل با ساقه ی شکسته خرابه و مخدرات خسته بعد تو ما یه روز خوش ندیدیم قسم به هر نافله ی نشسته نیستی شده کُنج خرابه خونهم دخترا میزنن زخم زبونم بذار بگن "بابات تو رو نمیخواد" دوسِت دارم، دوسم داری، میدونم چقد صدا زدم "بابا کجایی؟" سخته توو صحرا گم شدن خدایی من که اصن شمرو...
-
تقدیم به پیشگاه مقدس حضرت رقیه
پنجشنبه 11 مهر 1398 17:58
تقدیم به پیشگاه مقدس حضرت رقیه اتل متل خرابه اینجا یه بچه خوابه هم بدنش کبوده هم جگرش کبابه... اتل متل اسیری سیلی و سربه زیری کی تا حالا شنیده؟ سه سالگی و پیری... اتل متل سه ساله این همه آه و ناله این دختر از ضعیفی هنوز یه پا نهاله... اتل متل بیابون کویر و دشت و هامون بس که پیاده رفتیم تاول زده پاهامون... اتل متل...
-
در هوای دوست
چهارشنبه 10 مهر 1398 21:24
در هوای دوست من در هواى دوست ، گذشتم ز جان خویش دل از وطــــــن بریدم و از خاندان خویش در شهر خـــــویش ، بود مرا دوستان بسى کردم جـــدا ، هواى تو از دوستان خویش من داشتم به گلشن خـــــــود ، آشیانه اى آواره کــــرد عشق تو از آشیان خویش دیوان_اشعار_امام_خمینی صحیفه نور امام خمینی(ره) sahifeh_noor
-
مصائب_شام حضرت_رقیه
چهارشنبه 10 مهر 1398 18:04
مصائب_شام حضرت_رقیه کوفه که شهر علی بود چنان کرد به من! وای از شام که بغض پدرم را دارند.. سرهرکوچه معطل شده ام،خسته شدم! چشمشان کور! همه قصد تماشا دارند! سر بازار که رفتیم سرم داد زدند... ای ابالفضل بیا! نیت دعوا دارند! جگرم سوخت زمانیکه رقیه میگفت عمه جان!اینهمه دختر همه بابا دارند دخترانی که پس پرده عصمت بودند.. بعد...
-
مصائب_شام
چهارشنبه 10 مهر 1398 08:13
مصائب_شام وای از شام اسیران غم بی حد دیدند خاک از بام به فرق سرشان پاشیدند بر غم و غصه ی اولاد علی خندیدند پای سرهای بریده همگی رقصیدند بغض دیرینه ی خود را به علی نو کردند بی حیاها همه ی قافله را هو کردند پیش چشم اسرا چنگ و دف و تار زدند کعب نی بر بدن عابد بیمار زدند دختران را به سر کوچه و بازار زدند سخت تر از همه در...
-
مرز_شلمچه
چهارشنبه 10 مهر 1398 07:20
مرز_شلمچه شهرستان امیدیه حدود ۲۰۰ کیلومتر با مرز شلمچه فاصله داره که از استانهای مختلف بخصوص کرمان، فارس، یزد و..... و زایرین پاکستانی محل تردد اونا حساب میشه.... حسینیه و اسکان خانوادگی بهمراه شام و صبحانه هست.... همه میتونند از امکانات استفاده کنند شماره هماهنگی آقای سلبی :۰۹۳۹۷۹۷۷۵۶۸ آقای گشتیل زاده :۰۹۱۶۹۹۵۲۹۱۳...
-
وسط نسخههای تاریخی
چهارشنبه 10 مهر 1398 07:19
وسط نسخههای تاریخی بین چندین کتیبهی میخی قصهای یافتم که گفتن داشت گفتنیهای آن شنفتن داشت نیستم بنده اهل نامردی قصهام نیست من درآوردی قصهام مال عصر حاضر نیست ظاهراً قرن سوم هجریست دهمین پادشاه عباسی داشت یک خلق و خوی تگزاسی فکر میکرد حملهی جنگی هست دارای بُرد فرهنگی اسم او بود پوچ و توخالی: «متوکل»! چقدر هم...
-
وسط نسخههای تاریخی
چهارشنبه 10 مهر 1398 07:18
وسط نسخههای تاریخی بین چندین کتیبهی میخی قصهای یافتم که گفتن داشت گفتنیهای آن شنفتن داشت نیستم بنده اهل نامردی قصهام نیست من درآوردی قصهام مال عصر حاضر نیست ظاهراً قرن سوم هجریست دهمین پادشاه عباسی داشت یک خلق و خوی تگزاسی فکر میکرد حملهی جنگی هست دارای بُرد فرهنگی اسم او بود پوچ و توخالی: «متوکل»! چقدر هم...
-
مرثیه_امام_سجاد
سهشنبه 9 مهر 1398 10:10
مرثیه_امام_سجاد من چهل سال غم و غصه مکرر دیدم نرود از نظرم آنچه که آخر دیدم بلبلان از غم گلها همه بیتاب شدند غنچه ها را همه پژمرده و پرپر دیدم کوچه ی تنگ ندیدم چو عمویم امّا تنگی قتلگه و پیکر بی سر دیدم مات و مبهوت نظر کردم و فریاد زدم جای یک زخم هلالی روی پیکر دیدم اسبها از بدنش رد شده و لرزیدم که رد نعل به روی رگ...
-
فحش از هر قبیل یعنی چه
سهشنبه 9 مهر 1398 10:01
فحش از هر قبیل یعنی چه طعنه با هر دلیل یعنی چه اصطلاحات دل به دردآور مثلاً سگسبیل یعنی چه ربط بدهیکلی برای مزاح به هلو یا شلیل یعنی چه فکر تشبیه این و آن به هویج یا شترمرغ و فیل یعنی چه باجناقی که صاف و باریک است انتسابش به بیل یعنی چه عاشق از زیر بوته آمده؟ نه اسم دارد، زگیل یعنی چه به یکی خرمگس لقب دادن به یکی...
-
مرثیه_امام_سجاد
سهشنبه 9 مهر 1398 09:56
مرثیه_امام_سجاد آسمان هم خجل از چشم تو و بارانت آخری نیست بر این گریه بی پایانت آب می بینی و طفل و گل و سقا و جوان بیشتر می شود انگار غم پنهانت زهر هرچند که یک روز به دادت آمد تو چهل سال به لب آمده هر شب جانت غیر زینب چه کسی درد تو را می داند که چه آورده خرابه به دل ویرانت سخت سوراند دلت را غم آن جسم کبود خواهرت بود...
-
مرثیه_امام_سجاد
سهشنبه 9 مهر 1398 09:51
مرثیه_امام_سجاد نگفته ام غم دل را نگفته بسیار است.. غمی که میکُشدم عاقبت غم یار است به یاد خواب رقیه به یاد حمله زجر.. زمان خواب،دو چشمم همیشه بیدار است تورو خدا جلویم گوسفند سر نبرید دلم ز دیدن این صحنه سخت بیزار است صدای گریه نوزاد میکشد مارا! خداکند که بخوابد!رباب تبدار است نمیروم سر بازار دردسر دارد عذاب هرشب من...
-
حضرت_زینب مصائب_شام
سهشنبه 9 مهر 1398 09:30
حضرت_زینب مصائب_شام چنان به جای تو در هر کجا سخن گویم که خلق جزتو نبیند تجلی از سویم به جنگ آمده ام با کلام چون تیغم حمایلم شده این ریسمانِ بازویم به جز تو کس نتواند مرااسیر کند اگر اسیر شدم راه عشق می پویم اگر چه شیرم و در بند کس نمی مانم به دام شیر نگاهت شبیه آهویم چنان حجاب گرفتم کسی مرا نشناخت که گرد پیری از غم...
-
مصائب_شام مناجات_امام_زمان
سهشنبه 9 مهر 1398 08:14
مصائب_شام مناجات_امام_زمان بیا و درد هجران محبّان را مداوا کن نگاهی از کرم بر چشمهای خستهء ما کن تمام آفرینش بیتو باشد جسم بیجانی بیا با یک نظر بر خلق، اعجاز مسیحا کن بیا از غربت جدّت بگو، با مردم عالم بیا و چشم ما را از سرشک سرخ، دریا کن کنار علقمه با مادر مظلومهات زهرا دو چشم خویش را دریا، به یاد چشم سقا کن بیا...
-
رفته بودم سه شنبه کافی شاپ
سهشنبه 9 مهر 1398 00:06
رفته بودم سه شنبه کافی شاپ بود یک جای شیک و خیلی تاپ! پخشِ موزیک، نور کم، سیگار چند عکس عجیب بر دیوار منویش پر ز اسمِ بیگانه آنتوان، ماندیا، سوشایانه!! کاسه ی نیچه، وازلین چخوف!! برگری از لنین، سسش پر تف!! سوشیِ دانته؛ ساندویچِ هِگِل! تُستِ هیچکاک؛ با کمی فلفل! شازده دمنوش طعمِ اگزوپری! کوکتل و شِیک، طعم تام و جری!...
-
ترامپیه
سهشنبه 9 مهر 1398 00:00
ترامپیه دیدند همه مردم دنیا هنرت را دیدیم هنرمندی پرشور و شرت را هرجا سخن از فتنه و جنگ است بلاشک کردی تو فرو عدل در آن نقطه سرت را بر پیکر زخمی درختان تمدن دیدیم اثر تیشه و گرز و تبرت را فهمید دروغ است هر آن کس که شنیده جنگ و جدل زرگری فیل و خرت را بر فرق دموکراسی دنیا زده ای تو دائم عربستان و کویت و قطرت را هی داد...
-
قسم به تیغ حیدرت به بوسۀ پیمبرت
دوشنبه 8 مهر 1398 17:18
قسم به تیغ حیدرت به بوسۀ پیمبرت به گریه های مادرت به غربت برادرت قسم به یار و یاورت به زینبت به خواهرت "به جای شیر، تیر نوش کرده بود اصغرت و بعد تیر و تیغ و نیزه می زدند بر سرت" جنون به فرق عقل آنچنان زدم که سر شکست زمانه فهم عشق را نداشت، بی ثمر شکست دریغ کاسه کوزه ها به روی کوزه گر شکست "کنار درک غربت...