وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

مصائب_شام حضرت_رقیه

مصائب_شام حضرت_رقیه

کوفه که شهر علی بود چنان کرد به من!

وای از شام که بغض پدرم را دارند..

سرهرکوچه معطل شده ام،خسته شدم!

چشمشان کور! همه قصد تماشا دارند!

سر بازار که رفتیم سرم داد زدند...

ای ابالفضل بیا! نیت دعوا دارند!

جگرم سوخت زمانیکه رقیه میگفت

عمه جان!اینهمه دختر همه بابا دارند

دخترانی که پس پرده عصمت بودند..

بعد تو در وسط مجلس می جا دارند!

شاعر:سیدپوریا_هاشمی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.