و زیرکان که زیاد است عقل اندکشان
به هرچه دست رساندند شد مبارکشان
نشسته قرقی اقبالشان به کتف و به کول
سوار باد بلند است بادبادکشان
به یک اشارهیشان باد راه میافتد
درخت بار میآرد به محض چشمکشان
حسابشان نه همین احتساب معمولیست
قریب ده من و اندیست نیم چارکشان
برای آنکه بفهمند موقعیت را
به جنبش است شب و روز جفت شاخکشان
چنان مراقب پیش و پساند کز بالا
کلوخ نیز ببارد نمیگزد ککشان
چه چیزها که ندادند بهر علم مفید
چه پولها که نکردند خرج مدرکشان
مرام شیره کشیدن ز خلق، مذهبشان
طریق پول فزودن به پول، مسلکشان
امین مال مناند و شریک کار شما
خزانهداری کل، وامدار قلکشان
چه داد و قال و چه نجوا، مکن! نمیشنوند!
زبان بگیر، خراب است سیم سمعکشان
دعا کنیم افق دیدشان نگردد تار
دعا کنیم نگیرد بخار، عینکشان
برای آنکه قویتر شوند بیش از پیش
دعای خیر ضعیفان نثار یکیکشان
امید مهدینژاد
وطنز | بهترین شعرهای طنز
کلیپ شعردوش طنز
کارایی آن عجیب و بسیار، تبر
باید برود به صدر اخبار، تبر
شفاف و صریح میرود در دل کار
تصویر تو را نمیکند تار، تبر
جای آباژور به دست سانسورچی هاست
دارند به جای هر چه ابزار، تبر
بر گردن گاندوهای ایرانی هم
با زور و فشار، بسته افسار، تبر
دُم، کله، کمر، پوزهی کوتاهش را
کرده است علیل و زار و ناکار، تبر
این قافیه هم چه نکتهسنج است، قشنگ
افتاده پی جواد افشار(۱) تبر!
شد راز نهفتهی کلیدش پیدا
بودهاست همان کلید اسرار، تبر
یک عده درخت، سادهلوحانه ولی
کردند دوباره باز تکرار، تبر
۱. کارگردان سریال گاندو
فهیمه انوری
وطنز | بهترین شعرهای طنز

روحانی: مشکل اصلی درمورد مرغ، تحریمها است
یک خبر تازه گل قاصدک
سر در اخبار نموده است حک:
شیخ اجل تا که گشوده دو چشم
داده تزی داغ میان تشک!!
گفته: «دلیل جهش نرخ مرغ
در دل غرب است، نداریم شک
حاصل تحریم همین می شود
مرغ گرانیده و گردیده دک!»
ریخت پر و کرک همه مرغها
نوک که نه! بستند به یکباره فک!
... الغرض این قصهی تحریمها
کرده به فهم مثلی نو کمک
«هرچه بگندد نمکش میزنند
وای به روزی که بگندد نمک»
فرشته پناهی
وطنزبهترین شعرهای طنز
بداههی شاعران راهراه با موضوع شهادت مظلومانه مردم افغانستان
ای سرزمین خسته از تاراج دشمن
در خون نشستی بار دیگر، وای بر من
گلهای پرپر گشته افتاده به خاک و
ارواح معصومی که بیرون رفته از تن
خون گریه کن ای دل، بر آن مادر که زینپس
جای عزیزش عکس او دارد به دامن
آرامتر بر سر بزن این رسم دنیاست
بی اذن اربابان نباید کرد شیون...
وای از اسارت در وطن، از بیپناهی
وای از غرور رفته در چنگال دشمن
آزادمردت را ببینی پای بسته
تیغ شرارت بر گلوی کودک و زن
در وصف مظلومیتت، ای زخمی از ظلم
بیشک زبان کل دنیا هست الکن
هرروز عاشورا و هرجا کربلاییست
فریاد «هل من ناصر» و آتش به خرمن
از دختر همسایه مانده کفش خونین
از غصهاش ما را سزاوار است مردن
کشتند شمع محفل و پروانهاش را
آنان که دلهاشان چنان سنگ است و آهن
بس داغ گلهایت در این ماتم بزرگ است
در وصف اندوهش زبان لال است و الکن
در نقشهی جغرافیایت خطِ خون است
بر هرچه دارد نیتِ از نو شکفتن
خالی گمان کردند خاکت را ز شیران
کفتارهای بزدل ناپاکْدامن
در گوشهای از دشت تو نوریست پیدا
ای کشور خونینجگر، چشم تو روشن!
بداهه سرایان: سوده سلامت
محمد صفایی نویسی
مهدی امام رضایی، محمود حسنی مقدس
سارا رمضانی، فریبا رئیسی
محمد علی کمالی مقدم
حسن اویسی، ایمان قیلاوی زاده
طاهره ابراهیم نژاد
وطنزبهترین شعرهای طنز

آی موش مقلّد دجال
موشک آمد بیا به استقبال
آنهمه ادعای امنیت
رفته تندی به سمت اضمحلال
گنبدت مثل آبکش، سوراخ
شدی از چاله چوله مالامال
لرزه افتاده بر تن صهیون
چون ژله در معیت چنگال
دمشان گرم بچههای حماس
زده بدجور تیرشان در خال
دیمونا را زدند و ایزیلایف
گشت تاپتِنخریدتان! از مال
راه حل جدید پیدا کن
وقت تعویض پوشکت کو حال؟!
گوییا چارشنبه سوری شد
جای اسفند در بهار امسال
آسمان روشن است بسم الله
ای ستاد کریم استهلال!
ای خوشا عید فطر و در اقصی
یک نماز دونونهی باحال!
زهرا آراستهنیا
وطنز | بهترین شعرهای طنز