وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

کلیپ شعردوش طنز

کلیپ شعردوش طنز

می‌دود شاد و خرامان کره‌خر

می خوردن یونجه فراوان کره‌خر

می‌چرد در هر طویله بی‌خطر

بی زه و افسار و پالان کره‌خر

خرده می‌گیرد به گاو از تنبلی

می‌دود چون باد و طوفان کره‌خر

می‌زند جفتک به هر پیر و جوان

هست بازیگوش و شیطان کره‌خر

هست دارای گواهی‌نامه و

می‌نشیند پشت فرمان کره‌خر

سم‌طلا گردیده با نعل طلا

ای به سم‌های تو قربان، کره خر!

چون‌ که زاییده شده از خر یقیناً می‌شود

چون پدر، خرمایه و خر پول و خرجان، کره‌خر

بیت قبلی شد کمی طولانی و بالا بلند

می‌پراند هی لگد بر روی اوزان کره‌خر

چون ژنی خوب از خری مرغوب دارد، دست‌کم

می‌شود اسب زورو، یا رخش دستان کره‌خر

خال مه‌رویان سیاه و دانه‌ی فلفل سیاه

هست البته کمی سوزان‌تر از آن کره‌خر

او که با کره‌الاغ کدخدا دم‌خور شده

می‌خورد فالوده با خرشاه و خرخان، کره‌خر

هست در بند طویله جای عیاشی او

می‌زند بره‌کباب و چای و قلیان کره‌خر

هر کجا پا می‌گذارد تا کمر خم می‌شوند

از رئیس بانک تا منشی و دربان، کره‌خر

می‌کند بار خودش هستی ده را، در عوض

می‌کند وارد توتون و کود انسان کره‌خر

می‌برد از اصفهان سوهان به سوی شهر قم

می‌برد از ترکیه زیره به کرمان کره‌خر

کاش بودم جای او! یک لحظه فکرش را بکن

می‌شدم در بردن غلات، «سلطان کره‌خر»!

هست در اینستاگرام دارای صد کا فالوور

از خر و گاو و شتر تا ابن سلمان، کره‌خر

در خریت‌های او تأثیر چندانی نداشت

سال‌ها می‌شد اگر شاگرد لقمان، کره‌خر

در طویله هم فشار آب رو به کاهش است

می‌کند حمام با سردوش سوبان، کره‌خر

بس که عرعر می‌کند زیبا و موزون، عاقبت

می‌شود یک شاعر دارای عنوان، کره‌خر!

محمد سلامی

وطنز بهترین شعرهای طنز

خداحافظ ای ربّنای غروب

خداحافظ ای ربّنای غروب

خداحافظ ای رزق و روزی ِ پاک

خداحافظ ای جمع ِ افلاک و خاک

خداحافظ ای لحظه های سحر

خداحافظ ای ماه چشمان ِ تر

خداحافظ ای بغض افطارها

خدا حافظ ای ماه ِ دیدار ها

خداحافظ ای ختم یاسین و نور

خداحافظ ای ماه ِ عشق و سرور

خداحافظ ای ماه رو راستی

خداحافظ ای بی کم و کاستی

خداحافظ ای قدر زلفت دراز

خداحافظ ای اشتیاق ِ نماز

خداحافظ ای لحظه های دعا

خداحافظ ای ماه ِ ارض و سماء

خداحافظ ای ماه ِ صبر و رضا

تو ای ماه آرامش مرتضی

خداحافظ ا ی گرمی آفتاب

خداحافظ ای خوابهایت ثواب

خداحافظ ای بهترین سرنوشت

تو پای مرا می کشی تا بهشت

خداحافظ ای ماه تقدیر من

سحرهای تو صبح تطهیر من

خداحافظ ای برکت سفره ها

خداحافظ ای ماه ِ خوب خدا

التماس دعا

برانداز

برانداز

وقت آن شد که از این مُلک، بپاشم(۱) بروم!

اغتشاشی کنم و سوی قماشم بروم

نعره‌ی گوش‌خراشی بزنم در دل دشت

لااقل گوش خری را بخراشم بروم!

«نه» به جمهوری اسلامی ایران گویم

خاک بر صورت خورشید بپاشم بروم!!

پادشاها تو چه تنها و غریبی اینجا

سنگ قبری ز برایت بتراشم بروم؟

مثل نوری که به قبر پدرت باریدم

اندکی هم سر قبر تو بپاشم بروم؟

کس در این مُلک طرفدار براندازان نیست

بهتر آن است که من نیز نباشم، بروم

۱. پاشوم

مهدی جهاندار

وطنزبهترین شعرهای طنز

این چندهزارمین داغ کابل است؟

https://s19.picofile.com/file/8433325484/%D8%A7%DB%8C%D9%86_%DA%86%D9%86%D8%AF.jpg

این چندهزارمین داغ کابل است؟

هَزاره نیستم اما هزارمین بار است

به یاد اشک تو چشمم شبیه شب تار است

به تلخکامی بادام چشم‌هایت که

زمین به تو چقدَر حال خوش بدهکار است

زمین و مین شده کابوس روز و شبهایت

جهان کور شده، ناگزیر از انکار است

صدای ضجه کابل به گوش هرکه رسید

تمام عمر به داغ غمش بدهکار است

چقدر عین توام.... چشمهام بادامیست!

تو گریه می‌کنی و چشم‌های من تار است

ریحانه ابراهیم‌زاده

برای دختران کابل

هر وعده که دادند به ما باد هوا بود

هر وعده که دادند به ما باد هوا بود

هر نکته که گفتند غلط بود و ریا بود

چوپانی این گله به گرگان بسپردند

این شیوه و این قاعده ها رسم کجا بود ؟

رندان به چپاول سر این سفره نشستند

اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود

خوردند و شکستند و دریدند و تکاندند

هر چیز در این خانه بی برگ و نوا بود

گفتند چنینیم وچنانیم دریغا

اینها همه لالایی خواباندن ما بود

ایکاش در دیزی ما باز نمی ماند

یا کاش که در گربه کمی شرم و حیا بود