لمپن و بیکلاس، دولت قبل
خفن و بدلباس، دولت قبل
شاکلید طلاست این دولت
تیشه و تیغ و داس، دولت قبل
ما تماما منابع آگاه
منبع ناشناس، دولت قبل
گوشت خالصیم و بیچربی
ژامبون و کالباس، دولت قبل
مکه، مشهد، مدینه ما هستیم
لندن و لاسوگاس، دولت قبل
پسر سربهراه، دولت ما
ولد ناسپاس، دولت قبل
پر از آرایههای زیباییم
فاقد یک جناس، دولت قبل
ما که کامل حواسمان جمع است
قاطی و بیحواس، دولت قبل
بوده در قرن پنجم هجری
عامل پخش ساس، دولت قبل
از زمان زئوس تا حالا
میکند اختلاس، دولت قبل
ما که کردیم از رکود عبور
بود با آن مماس، دولت قبل
کرده هفتاد و پنج میلیون را
دربهدر، آسوپاس، دولت قبل
آمریکا، چی؟ تماس؟ ما هرگز!
میگرفته تماس، دولت قبل!
در گوشت بگویم این نکته
آره اینجوریاس، دولت قبل
اصلا از روز خلقت آدم
بوده منفورِ ناس، دولت قبل
جنگلهای شمال تقدیم تو باد
تصمیمات محال تقدیم تو باد
از بابت اشتغال، شرمنده ولی
صد وعدهی اشتغال تقدیم تو باد
مهدی پرنیان
وطنز | بهترین شعرهای طنز
به زمین و زمان بدهکاریم
هم به این، هم به آن بدهکاریم
به رضا قهوهچى که ریزد چاى
دو عدد استکان بدهکاریم
به علىساربان که معروف است
شترِ کاروان بدهکاریم
شاخى از شاخهاى دیو سفید
به یلِ سیستان بدهکاریم
مثل فرّخلقا که دارد خال
به امیر ارسلان بدهکاریم
نیست ما را ستارهاى، اى دوست
که به هفت آسمان بدهکاریم
مبلغى هم به بانکِ کارگران
شعبهی طالقان بدهکاریم
این دوتا دیگ را و قالى را
به فلان و فلان بدهکاریم
دو عدد برگ خشک و خالى هم
ما به فصل خزان بدهکاریم
هم به تبریز و مشهد و اهواز
هم قم و اصفهان بدهکاریم
به مجلات هفتگى، چندین
مطلب و داستان بدهکاریم
قلّک بچهها به یغما رفت
ما به این کودکان بدهکاریم
مبلغى هم کرایهخانه به این
موجرِ بدزبان بدهکاریم
پیروى کردهایم از دولت
به تمام جهان بدهکاریم
عمران صلاحی
وطنز بهترین شعرهای طنز
گر به روی چهرهی غمدیده لبخند آوری
شوکران را برده، ساییده، از آن قند آوری
شصت بشکه خال هندو از برندی معتبر
با تریلی از بخارا و سمرقند آوری
جای آنکه خود شوی در بند دلداری اسیر
با کمندت یک دو جین دلداده در بند آوری
یا زبانم لال در یک دست جام باده و
توی دست دیگرت گیسوی دلبند آوری
یا که در دیر مغان از سوی پیر میفروش
دمبهساعت هی برای ما فقط پند آوری
گر که مداحی کنی و موقع سینهزنی
واحد از «شکری» ولی شور از «برومند» آوری
تا وسطهای کویر لوت رودی مثل نیل
با مشقت از سر کوه دماوند آوری
گر که بعضی از مدیران را به دریا ریزی و
جای آنها عدهای پاک و خردمند آوری
گر که نرخ ارز را تا انتها پایین کشی
بر تمام سودجویان راه را بند آوری
گر که دشمن آورد آفند سخت و سهمگین
غیرعامل یا که عامل، هی پدافند آوری
ارزشش صفر است وقتی نیستی پا در رکاب
در جهاد واجب و فوری فرزندآوری!
مهدی پرنیان
وطنزبهترین شعرهای طنز
کلیپ شعردوش طنز
مثل یک جاده که گشت از گشتِ نامحسوس پُر
کلهم عالم شد از افعال نامأنوس پر
فعل «خوردن» فیالمثل مخصوص رفع ضعف بود
پیش از این که نت شود از تستران لوس پر
فعل «خوابیدن» پل رفتن به رویا بود، حیف!
قسط آمد روی هم، شد خواب از کابوس پر
بیحساب از روزگار بیوفا گل میخوریم
جیب ما خالیست اما کیسهی ویلموتس پر
زندگی جای دو دوتا چارتا، حالا شده
از رادیکال و گراف و مشتق و سینوس پر
باب راسا! توی این اوضاع، نقاشی شده
از چپ و از راست قرمز، نقشه از ویروس پر
رنگ کردند عدهای هم زورکی گنجشک را
شد شکار گاندو این گنجشکِ از جاسوسْ پر
اف بر این افعال نامأنوس! رد شد نوبتم
توی صف مثل ردیف و قافیه زد مرغ پَر!
مینا گودرزی
وطنزبهترین شعرهای طنز

دوباره پیر مغان عازم خرابات است
از او مپرس چرا، چون که انتخابات است
بیامدهاست که ثابت کند خودش را باز
که خواجه در همهی عمر فکر اثبات است
دوباره حس وظیفه به او شده غالب
دوباره دورهی خدمت به شهر و ایلات است
دوباره موسم شبههپراکنیها شد
دوباره کورهی تهمت به دیگران هات است
«چهار سال تو ای پیر ما! کجا بودی؟»
سوال کردم و او گفت: «پیر بابات است!»
برای کثرت آراء، کیسه را شل کرد
چرا که پول، خودش بهترین اتچبات است
زمان نامزدی وعدههای سر خرمن
خرش ز پل چو گذر کرد، با همه کات است
کسی مباد به بالای دست او برود
برای up رقیبش جواب او shut است
کسی که پشت سر او بایستد، آدم
کسی که روبروی او بایستد لات است
عیان نموده به ما سرّ «کامیابی» را:
«همیشه و همه جا قبل «کام»، یک «دات» است!»
به سرو گفت: چرا میوهای نمیآری؟
جواب داد که الگوم، قد و بالات است
تمامی رقبا، تپهاند در نظرش
و شخص خواجه، چنان قلهی آرارات است
پدرزنش زده دایرکت:«رای میآری!»
تمام دلخوشی خواجه، اسکرینشات است
ولی به معجزهی پول و گاه با یک شام
درست میشود، ایشان «وکیل» بالذات است!!
بخند و شعر مرا ای عزیز، ازبر کن!
بگو که شاعر این شعر، طفلکی قاط است!
بداهه سرایان:
مهدی امام رضایی
امین شفیعی، حسین فیض
محمد سلامی، میلاد سعیدی
مینا گودرزی، سیدمحمد صفایی
احد ارسالی، فهیمه انوری
طاهره ابراهیم نژاد
وطنز پایگاه شعر و ترانه طنز