وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

جذابیتش خفن، النگو

جذابیتش خفن، النگو

آسفالت‌کنِ دهن، النگو

افسوس کمی شده بهایش

سنگین وکمرشکن، النگو

در قحط طلا بساز جانا

با روی و مس و چدن النگو

در یزد اگر طلا گرانست

می آورم از پکن، النگو

هم چشم درآر قوم شوهر

هم قوت قلب زن، النگو

دارد چه صدای دلفریبی

درلحظه‌ی کف زدن، النگو

زن زنده شود اگر بپوشد

در مرگ عوض کفن ،النگو

شیرین زن او میشد اگر داشت

آن عاشق کوهکن النگو

منهم بشوم زن کسی که

کادو بدهد به من النگو

عالیه رجبی

وطنزپایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz_ir

دعای تحویل سال 97:

دعای تحویل سال 97: 

یا ابولحسن روحانی

یا مخرب تحریم و ارز و دلار

یا مدبر دولت تدبیر و امید واهی

یا مسبب کلید در داخل قفل

یابتون ریزقدرت هسته ای

یا مخالف  الرفاه مردم

یا پسته کیلویی 200000 هزار

یا گوشت کیلویی 90000 هزار

یاگوجه..یامیوه..یاپیاز...یاسیب زمینی...

اخه چه بخوریم بااین مهمانها

حول حالنا الی ضد حال

سبد کالا هم که به ما نداد...

زهر مار باد عید و بهار

پیشاپیش عیدتون مبارک

صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

پادشَه ها کنجِ ضریحَت مرا

از کرمَت بوی امان می دهد

مظهرِ لطفی و پناهم تویی

ای که دَمت بر همه جان می دهد

حضرتِ باران تو به جانم ببار

باغِ دلم بوی خزان می دهد

یک نظر احسانِ نگاهت مَنِ

گم شده را راه نشان می دهد

آن قدَر عشقی که تو ای ماهِ من

این حرَمت عطرِ جنان می دهد

کفترِ بامِ تو چه آرامشی

بر دلِ هر چِه نگران می دهد

صحن و سرای تو به مثلِ بهشت

با نفسَت طعمِ اذان می دهد

حُرمتِ چشمِ تو به هر زائرت

عافیتِ هر دو جهان می دهد

هستی محرابی

هر کس رسید پای ضریحت شفا گرفت

هر کس رسید پای ضریحت شفا گرفت

راه عروج تا ملکوت سما گرفت

بیگانه کن مرا زخودم غرق خود نما

تا آن که جار زنند مریضی شفا گرفت

صحن عتیق تو شده دارالشفای خلق

هر کس شفا گرفت ز دست شما گرفت

حاجت گرفته سائلت اما نمی رود

از بس که از کنار تو ماندن بها گرفت

از درگه شما به خداوند می رسیم

بی تو نمی شود که سراغ از خدا گرفت

حج و منا و سعی و صفایم فقط تویی

قلبم مقابل حرم تو صفا گرفت

هر کس رسید کرب و بلا، سامرا، نجف

برگ براتش از علی موسی الرضا گرفت

هر مستمند در حرمت جزو اغنیاست

هر بی نوا کنار ضریحت نوا گرفت:

"عبد ذلیل را تو مران ایها الرئوف

از غم بیا مرا برهان ایها الرئوف"

شاعر:

مجتبی_قاسمی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

من از روز ازل، دیوانه بودم

من از روز ازل، دیوانه بودم

دیوانه روی تو، سرگشته  کوی تو

سرخوش از باده ی، مستانه بودم

در عشق و مستی، افسانه بودم

نالان از تو شد چنگ و عود من

تار موی تو، تار و پود من

بی باده مدهوشم،ساغر نوشم

ز چشمه نوش تو

مستی دهد ما را ، گل رخسارا،

بهار آغوش تو

چو به ما نگری، غم دل ببری،

کز باده نوشین تری

سوزم همچون گل، از سودای دل

دل، رسوای تو، من رسوای دل

گرچه به خاک و خون، کشیدی مرا،

روزی که دیدی مرا

باز آ که در شام غمم، صبح امیدی مرا،

صبح امیدی مرا

امام_رضا مدح_امام_رضا

چهارشنبه_های_امام_رضایی

shere_aeini