یکی دو ماه پیش یک بیت شعر بهم الهام شد ننشستم کاملش کنم.
اونایی که شاعرن میدونن، معمولآ شعر الهام میشه بخشیش بعد شاعر میشینه و کاملش رو انشاد می کنه.
تا امروز که یادم اومد چنین شعری بهم الهام شده و تآخیر انداختم سراییدنش روالان حکمتش رو متوجّه میشم...
بسم الله الرحمن الرحیم
سروری افتخار دورانی حاج قاسم سلیمانی
رهبری مقتدایِ یارانی حاج قاسم سلیمانی..
پهلوانیّ و اهل کرمانی، حاج قاسم سلیمانی..
چشمهایت همیشه بارانی، حاج قاسم سلیمانی
موجب اتّحادِ ادیانی حاج قاسم سلیمانی..
مهربانم، تو عشق ایرانی حاج قاسم سلیمانی
یکّه تاز جهاد میدانی، حاج قاسم سلیمانی..
بچّه شیری زِ راهِ قرآنی، حاج قاسم سلیمانی
مکتبت مکتبِ مسلمانی، حاج قاسم سلیمانی
مالکِ اشترِ جمارانی، حاج قاسم سلیمانی..
سربلندی تو مردِ مردانی، حاج قاسم سلیمانی
حجّتی از خدای رحمانی، حاج قاسم سلیمانی
قهرمانی و شاه مردانی ،حا ج قاسم سلیمانی
اشتر علی دورانی ،حاج قاسم سلیمانی..
در عراق و شام در لبنان ،در یمن وَ هند و پاکستان
حشدیون و فاطمیون را، اسوه ای و آرمانی، حاج قاسم سلیمانی
دلبری، قهرمان پاکانی، حاج قاسم سلیمانی..
تا ابد ماندگار می مانی، حاج قاسم سلیمانی
شاعر: #سمیه_طالبی_دارستانی
شنبه چهاردهم دی ماه ۱۳۹۸
ساعت به وقت دلتنگی:۱۷:۲۴ اذان مغرب
تهران
بدون_توقف_نوشت
حاج_قاسم_سلیمانی
S_talebi
تقدیم به روح بلندسردار شهیدحاج قاسم سلیمانی
شهید عشق و ایثارست سردار !
همه خوابند و بیدار است سردار!
بود تا حشر این نستوه جاوید
به چشم دشمنان خار است سردار
جهان تا پر ز ظلم و جور باشد
زمین میدان پیکار است سردار
به دامان دلاور خیز میهن
چو تو فرزند بسیار است سردار
اجابت شد دعا و گریه هایت
سحر گه وقت دیدار است سردار
ز داغ مرگت ای "سردار دلها "
همه ایران عزا دارست سردار
به قطره قطره ی خون تو سوگند
که راهت پر طرفدارست سردار
Be_Sooye_Zohoor

حمله موشکی به منطقه سبز بغداد/ اصابت ۲ موشک کاتیوشا به اطراف سفارت آمریکا
4 فروند موشک کاتیوشا به اطراف منطقه سبز بغداد اصابت کرده است.یک منبع امنیتی گفت که دو موشک به اطراف سفارت آمریکا اصابت کرده و بعد از آن صدای انفجارهایی قوی در این منطقه به گوش رسیده است.
https://tn.ai/2175751
. TasnimNews
آی! دنیا سیه از ظلم فراوان شما
صد ابوجهلِ مرکّب شده حیران شما
کشتن و غارت ما باعث حض کردنتان
عالمی محو از این رنگ عوض کردنتان
گاه در کعبه بتی ساخته بی دینی تان
جای حق چشم شما دیده نوک بینی تان
روزی ایران شده جولانگه تاراج شما
لیکن آگه شد و زد دست به اخراج شما
روزی آمد نوک پیکان شما سمت حرم
دست غیب آمد و زد بر سرتان تیغ دو دم
گاه از خاک ویتنام چپاول کردید
گاه با جلوه ی اسلام چپاول کردید
گاه تکفیری تان با هدف شام آمد
انتحاری شد و با چهره ی اسلام آمد
آنچه باید شود از ریشه برون آن جهل است
ورنه نابودی تکفیری جاهل سهل است
راه ما راه حسین بن علی، راه علی ست
غضب خفته ی ما گوش به فرمان ولی ست
سر به نیزه بسپاریم، به ذلت هرگز
تن به صحرا بدهیم و به حقارت هرگز
هر که ترسید ز ما رو به عقب برگشته
هر که همراه نشد در دل شب برگشته
هدف اصلی ما رفع حصار قدس است
کربلا راه رسیدن به دیار قدس است
اربعین جلوهی ایثار حسینیست رفیق
نسل ما نسل فداکار خمینیست رفیق
تشنه هستیم و محال است که تسلیم شویم
خودکفاییم و غمی نیست که تحریم شویم
تیغ ما در صدد ریختن خون باشد
از نیامش وسط معرکه بیرون باشد
تیغ ما آخته و لشکر ما بی زره است
دست ما خالی اگر گشت، سلاحش گره است
ننگ بر ماست که لبخند تملق بزنیم
روی تسلیم شدن رنگ توافق بزنیم
ما امان نامه ز عباس دلاور داریم
ما ز نسل علی و فاطمه رهبر داریم
آنچه در کشور ما حافظ این سنگر هاست
قطعه های بدن پاک علی اکبر هاست
فکر کردید که بیداری اسلامی چیست؟
اثر خون شهیدان که کم از معجزه نیست
پنجه ات خونی و هستی تو چو گرگ آمریکا!
مرگ و نفرین به تو شیطان بزرگ آمریکا!
دست و پای تو کنون در غل و زنجیر شده
مثل آن لانه ی جاسوسی تسخیر شده
دست و پا می زنی و نیست برایت ایمن
در یم خون شهیدان فلسطین و یمن
راز مظلومیت پنج گروگان غبار.....
پنجه انداخته بر خرخره ی استکبار
می کنیم از بنش آخر علم تفرقه را
تا بگیریم به یاری خدا منطقه را
می زنیم آخر سر، ریشه ی بد عهدی را
تا که نزدیک کنیم آمدن مهدی را
می رسد مهدی و منجی جهان خواهد شد
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
محمدحسین رحیمی
وطنزپایگاه شعر و ترانه طنز
vatanz_ir
مقام_دوم_مشترک_بازی_شاعرانه_دیماه
موضوع شعر: دفتر خاطرات
هدف ضربالمثل ها: تعجب
جمعه صبحی بود! از روی تشک تا پا شدم
از فشار صبحگاهی، پیچ خوردم، تا شدم
سمت دشّوری دوان بودم، که گوشی زنگ خورد
گرم صحبت با جهانگیری، در آن غوغا شدم
گفت: "حاجی! مژده! مژده! نرخ بنزین شد گران!
بر سر جا میخکوب(۱)، و خشک(۲) از آن بلوا شدم
شاخ در آوردم(۳) و انگشت حیرت بر دهان(۴)
تا کنم هضم این خبر را، راهی ویلا شدم
داخل استخر معروف، از تعجب ریختند
برگهایم(۵)! شرمگین از روح حاجآقا شدم
داشت کمکم، عادّی میشد برایم، این خبر
بعدِ صرف شیشلیک، آمادهی لالا شدم
ناگهان افتاد فکّم(۶)، از تماس دیگری
چون شنیدم، مُردم انگاری، سپس احیا شدم
گفت ممدباقر نوبخت: "مستر پرزیدنت!!!!!!"
ناله کردم: "من؟ حسن؟ کِی؟ پرزیدنت آیا شدم؟"
مغز من در کلهام ماسید(*) و یکهو آب رفت
اینچنین دارای مغزی، قدر لوبیا شدم
جمعه، بیستوچار آبان، عصر، ایران، من! حسن!
تازه فهمیدم رئیس مردم اینجا شدم!
اینکه "غافگیر و آچمز (ناشدم)" را خط زدم
خاطراتم، وعدههایم نیست، پس...
امضا: (شدم!)
ضربالمثل ها:
۱) سر جاش میخکوب شد
۲) خشکش زد، خشک شد
۳) از تعجب شاخ درآورد
۴) انگشت به دهان موند
۵) برگاش ریخت
۶) فکش افتاد، دهنش باز موند
ضربالمثل ساخته شده توسط شاعر:
*مغز در کله ماسیدن: حیرت کردن از چیزی
فهیمه انوری
وطنزپایگاه شعر و ترانه طنز
vatanz_ir