وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

انتقام_سخت

http://uupload.ir/files/h9zx_%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D9%86.jpg

انتقام_سخت

دستشان باز شدآلوده به خون،جانی‌ها

بی‌دوام است ولی خنده شیطانی‌ها

کم علمدار ندادیم در این کرب و بلا

کم نبودند در این خاک #سلیمانی‌ها

جای‌هرقطره‌خون،صدگل‌ازاین‌باغ‌شکفت

کی جهان دیده از این گونه فراوانی‌ها؟

آرزو داشت به یاران شهیدش برسد

رفت پیوست به حاج احمد و طهرانی‌ها

شعله شد خشم فروخورده ما از این داغ

کم مباد از سرشان سایه نادانی‌ها

برسانید به آنها که پشیمان نشوند

ثمری نیست در این دست پشیمانی‌ها

غیرت‌است این‌که همه‌پیر وجوان می‌بندند

گره بر چکمه و سربند به پیشانی‌ها

انتقامش‌به خداازحججی‌سخت‌تراست

وای از مشت گره‌کرده ایرانی‌ها!

راهی قدس شده لشکر آزادی قدس

این خبر را برسانید به #سفیانی‌ها

حاج_قاسم_سلیمانی

آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان_عج

Be_Sooye_Zohoor

بـاکی نداریـم - از جنگ ِ بـا؛ شیطان و اهـریمن

http://uupload.ir/files/hj4d_%D8%A8%D9%80%D8%A7%DA%A9%DB%8C.jpg

بـاکی نداریـم - از جنگ ِ بـا؛ شیطان و اهـریمن

ما را نترسانید؛ از تانک‌و توپ‌و حمله‌ی ِ دشمن

من با شماهایم، شمائی؛ جَو گرفته‌است شما را

مَزن‌تکیه فقط؛ بر حرف ِ خویش، هم‌بر نشیمن

هم خودی‌و ناخودی؛ سر دادئید - ای‌خودپسند

هم به ڪـُشتار و ستیز و جـنگ؛ می‌زنید دامن

رجز خواندن شجاعت نیست، این‌ است شرط:

روز ِ دفاع از میهن ِ خـود - نباشید جـای ِ ایمن

از صـُلح می‌گوئیم؛ نه در - آغوش‌ ِشان گیریم

اُفتاد گر یک‌تکّه‌یخ در کوهِ‌برفی؛ می‌شود بهمن

مَنـیّت را؛ در آرید از تن ِ خویش - دور اَندازید

از من و ماهاست ایران، نه بی‌ما و تو و بی‌من

نداریم واهمه - حتّی؛ ز ِ مـُردن هم نمی‌ترسیم

به‌خداوند ِ آسمان‌و زمین - قسم به‌ربّ ِ مُهیمن

تمام ِ حرف ِ ما این‌است؛ "جنگ، منطق نیست"

آتش بگیرد؛ خوشه‌ای گندم، بسوزد کُلّ ِ خرمن

حسن_جهانچی

۱۶ دی‌ماه - ۱۳۹۸ نود و هشت

نه_به_جنگ No_War

#انتقام_سخت_فقط_جنگ_نیست...

#قربانیان_جنگ #کودکان_جنگ

#آتش_بس #صلح_جهانی #صلح

#آرامش_مردم #مهربان_باشیم

︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻

HasanJahanchi

︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼

شعر "علیرضا قزوه" برای سردار قاسم سلیمانی

شعر "علیرضا قزوه" برای سردار قاسم سلیمانی

مرا یاد است سطری بی بدیل از شعر خاقانی:

"که سلطانی است درویشی و درویشی است سلطانی"

الا روح صداقت ، معنی ایثار و آگاهی

جهان غرق است در خودبینی و تزویر و نادانی

تویی از عاشقان سر به زیر و سربلند ماه

تویی از اهل بیت عشق ای خورشید پیشانی

دمی که با شهیدان خدایی راز می گویی

تو حتی می توانی قدسیان را هم بگریانی

چه رازی خفته در جان تو ای آیینه  ایمان

که روحانیت تو آبرو داده به روحانی

نوشتی دیو نفست را ببر اول به قربانگاه

به روی خاتم انگشترت با خط دیوانی

خلیل خود شکن کم دیده‌ام چونان تو در میدان

که اسماعیل جان را می‌کند هر روز قربانی

به بازار قلندرها قلندروار پا بگذار

سرت را صرف کن در کوی صرافان ربانی

برآ از این شب سنگین چو مولانا و شمس‌الدین

بخوان آی ای مسلمانان مسلمانی مسلمانی

الا پیر خراسانی مریدی این چنین داری

سبق برده ست از رستم مگر این گرد کرمانی

سلام ما به این ظلمت شکن ماه بلند اختر

درود ما به آن خورشید، آن پیر خراسانی

صدای پارسایان از عراق و شام می‌آید

مگر ایران برون آرد جهان را از پریشانی

یهودایند این از گرگ بدتر این برادرها!

نیفتی در درون چاه کنعان، یوسف ثانی

الا ای قاسم فتح درخشان فتح دیگر کن

که خصلت‌های قاسم داری و خوی سلیمانی

در این میدان فراوان مدعی دیدم مگر آخر

نگین قدس را از دست اهریمن تو بستانی

https://tn.ai/2175368

Tasnimnews

به دست گرگ بیابان دریده شد بدنت

به دست گرگ بیابان دریده شد بدنت

به دل شراره نشست از شراره های تنت

بیا که منتظرت چشم کور یعقوب است

گره زدند دلم را به بوی پیرهنت

بهارِ پرپر تقویم عاشقانه ی ما

چگونه راست شود بی تو قامت وطنت؟

کبوترانه به آغوش آسمان رفتی

جنون گرفته ام از انتظار آمدنت

مرا ببر به همان جا که عاشقش بودی

مرا ببر که نمیرم ز داغ پر زدنت

لباس خادمی آستان قدس رضا

به دست فاطمه و دخترش شده کفنت

امیر معظمی

وطنز پایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz_ir

شعری برای کسانی که در عزای شهید سردار قاسم سلیمانی شادی میکنند

شعری برای کسانی که

در عزای شهید سردار قاسم سلیمانی

شادی میکنند

گرگ با کفتار وقتی که تبانی می کند

سگ برای زنده ماندن دم تکانی می کند

انتقام بیشه بعد از شیر، سخت و محکم است

ترس دارد لاشخورها را روانی می کند

باغ را "آبان" هرس کردیم و "دی" سر سبز شد

روزگار اینگونه دارد باغبانی می کند

آسمان این حرم جای کلاغ هرزه نیست

تا عقاب اینگونه دائم جانفشانی می کند

با لباس رزم دارم اشک می ریزم؛ بدان!

شیعه قبل از جنگ حتما روضه خوانی می کند

بغض بسیار است اما دست هایم خالی اند

شعر دارد این وسط پادرمیانی می کند

مهران رجبی

وطنز پایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz_ir