به مناسبت شهادت سرلشگر #حاج_قاسم_سلیمانی
تشهّد سحر شاهدان کرب و بلایی
شهود هرشبهی آیههای سرخ خدایی
شهادت آینه و بازتاب آینههایی
شهید را خودت آیینهی تمامنمایی
خلاصه اینکه دلاور خلاصهی شهدایی
در این میانه بنازم مدافعان حرم را
شناختند چه رندانه خاندان کرم را
که جای پای شهیدان گذاشتند قدم را
به دست خوب کسانی سپردهاند علم را
مدافع حرم عشق با تمام قوایی
بدا به سالک عرفان اگر فساد بگیرد
و سبک زندگیاش بوی انجماد بگیرد
خوشا کسی که سر دار اجتهاد بگیرد
رسد به رتبهی حلاج و از تو یاد بگیرد
به حاج همّت و چمران قسم، خود از عرفایی
بتاز تا صف آل ذلیل را بشکافی
سر قبایلی از این قبیل را بشکافی
سپاه ابرهه و فرق فیل را بشکافی
و قدس منتظر توست، نیل را بشکافی
برای حضرت موسای این زمانه عصایی
در آن طرف حججیها خراب چشم سیاهش
در این طرف دل جاماندههاست چشم به راهش
و قاسمان سلیمانیاند خیل سپاهش
درآبهای کف دست کیست چهرهی ماهش
پس ای بهار، پس ای برق ذوالفقار کجایی؟
شاعر:مهدی_جهاندار
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
به مناسبت شهادت سرلشگر #حاج_قاسم_سلیمانی
دریا سلام، یاد تو از دل نمیرود
کشتى به خون نشسته به ساحل نمیرود
باید کبوتران حرم، نوحه سر کنند
اندوه بى کران تو از دل نمیرود
اى محمل تمام غزلهای عاشقى!
این ناقه در مسیر تو در گل نمیرود
در دجله جنون تو، مأوا گرفته است
دیگر فرات سمت مقابل نمیرود
ای آن که بربلند تماشا نشستهای
این دور، یک نفس سوی باطل نمیرود
در مُلک بى نظیرِ سلیمان، به وقت شام
جز مرد عشق، سوى مقاتل نمىرود
سردار عشق، شوق شهادت مبارکت
آن کس که نیست عارف واصل، نمیرود!
برعرش واشده است تمام دریچهها
جز راه عشق، راه به منزل نمیرود
شاعر:محمدمهدی_عبداللهی
اشعار ناب آئینے
shere_aeini

از عکس تو دشمن هراسان میشود سردار
یک مالک اشتر هزاران میشود سردار
با معجزه از رجعت سرخ ِ تو در دی ماه
فصل شکفتن ها زمستان میشود سردار
خط تو معیار تمیز حق و باطل ها
سرباز تو سرباز ایمان میشود سردار
در ایل ما مرگ طبیعی ننگ ِ یک مرد است
در راه تو جان دادن آسان میشود سردار
خورشید ِ جمعه داغی از جنس تو خواهد داشت
از یک طریق این داغ درمان میشود سردار
باید جهان از لوث ِ خونخواران شود عاری
خون تو دامن گیر شیطان میشود سردار
فهمیدم از اخلاص و ایمان و رشادت ها
کل جهان ملک سلیمان میشود سردار
تیغ دو ابرویت"اشداءعلی الکفار"
خندیدنت صرف یتیمان میشود سردار
حیدر به میدان میرود انگار وقتی که
آرام چون کوهی نمایان میشود سردار
وقتی که دستش از علم افتاد فهمیدیم
در کربلا عباس دوران میشود سردار
در آسمان هر صبح جمعه میشود غوغا
مهمان سالار شهیدان میشود سردار
محمد سلامی
وطنزپایگاه شعر و ترانه طنز
در قاب عکست می تواند جان بگیرد
این عشق پابرجاست تا تاوان بگیرد
این اشک ها آیین دلتنگی ست اما
یک روز اگر از زخم تو جریان بگیرد ...
امکان نخواهد داشت داغ رفتنت را
این انتقام سخت را- آسان بگیرد
خورشید می آید که با یک صبح دیگر
از ما برای خون تو پیمان بگیرد
آشفته حالی های ما امروز باید
تنها در این فریادها سامان بگیرد
حال و هوای آسمان ابریست ای کاش
باران بگیرد... بعدتو ...باران بگیرد
صبح من از داغ تو شد لبریز اما
میآید آن صبحی که غم پایان بگیرد
فاطمه زاهد مقدم
وطنزپایگاه شعر و ترانه طنز
vatanz_ir
لبریز کنید از نفس آمایش خط را
تا باز روایت بکند این حرکت را
این نعره دیوافکن پنهان شده در بغض
پر کرده تن لشکر یل های به خط را
دندان بفشارید و به آتش بکشانید
از میمنه و میسره تا ساق وسط را
این موج که سر می زند این گونه به صخره
با طعنه نشان داده به برکه حرکت را
این گونه ببینید که سردار اگر رفت
خونش به تن شیعه دمید این برکت را
این گونه بگویید: خروشید! خروشید!
این گونه روایت بکنید این عظمت را:
چوبیست که بر ساحل شن پنجه کشیده
پارویی اگر بشکند آرامش شط را
امین شفیعی
«دکترسلام»:
Drsalaam