لجبازی مثل کودکش را دیدیم
ترکیدن بمب و موشکش را دیدیم
میگفت که قلدر جهان است ولی
هنگام فرار، پوشکش را دیدیم
انتقام_سخت
Hard_revenge
عالیه رجبی
وطنز پایگاه شعر و ترانه طنز
vatanz_ir
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا
فضه که هست! پس تو چرا کار می کنی!؟
جارو نکش که سرفه امانت نمی دهد
نانی بخور! عزیز دلم آب رفته ای!
این کاسه های آب توانت نمی دهد
دنبال رنگ چهره در آیینه ات نباش
آیینه شرم کرده، نشانت نمی دهد
تابوت قوس دار و عجیبی که ساختم
شرحی ز حجم جسم کمانت نمی دهد
دستاس! دست فاطمه ام پینه بسته است
از خواهش من است تکانت نمی دهد
شاعر:وحید_قاسمی
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
حضرت_زهرا مرثیه_حضرت_زهرا
"باز این چه شورش است" که در خانه ی علیست؟
این سوز گریه های غریبانه ی علیست -
"کای مونس شکسته دلان حال ما ببین"
در آتش اینکه سوخته پروانه ی علیست
"آن در که جبرئیل امین بود خادمش"
آتش گرفته قاتل ریحانه ی علیست
"خورشید آسمان و زمین" کنج بستر است
این خانه بعد فاطمه ویرانه ی علیست
خاتون خانه ای که در آن سوخت خانمش
از این به بعد، دختر دردانه ی علیست
حیدر چرا به شانه ی دیوار سر نهد؟
"سرهای قدسیان همه بر" شانه ی علیست
باز این چه نوحه و چه عزا و چه شیون است؟
این جان حیدر است که در حال رفتن است
دیدی چگونه قامت یک پهلوان شکست؟
در را که دید فاتح خیبر، زمین نشست
جان علی! تو گوشه ی بستر چه می کنی؟
پر می زنی و با دل حیدر چه می کنی؟!
ای پاسخ سلام بدون جواب من
چادر به چهره ات نکش ای آفتاب من
از کار من همیشه گره باز کرده ای
تنها تو در به روی علی باز کرده ای
هی زل نزن به این در و دیوار رو به رو
یا گریه کن سبک بشوی یا سخن بگو
باشد قبول همسفر من! برو ولی...
از حق خود گذشته ام اصلا، برو ولی...
احساس های دخترمان پس چه می شود؟
تکلیف آن قرار مقدس چه می شود؟
زهرا قرار بود سپر من شوم نه تو!
مرد میان رنج و خطر من شوم نه تو!
حرف از فراق بین تو و من نبود که!
اصلا قرار زود پریدن نبود که!
آتش گرفت بال تو و من گداختم
بانو سه ماه با غم و اشک تو ساختم
دیگر بخند تشنه ی قدری تبسمم
تابوت هم بخواهی اگر، چشم خانمم
آن روز روی قلب علی خورد میخ در
بدجور آبروی مرا برد میخ در
آن ذوالفقار خیبر و خندق شکسته بود
بانو حلال کن که علی دست بسته بود
با ضربه ی لگد شده همدست میخ درن
کار تورا به فضه کشاندست میخ در
ای چاه!بعد فاطمه با اشک من بجوش
دیوار! در عزای جوانم سیه بپوش
ای آسمان به ناله ی شبهای من بساز
آه ای زمین تو با تن زهرای من بساز
شاعر:داوود_رحیمی
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
حضرت_زینب ولادت_حضرت_زینب
ای قبلهگاه حور و ملک گاهوارهات
میجنبد آسمان و زمین با اشارهات
ای درّ آبدار یدالله تا ابد
برپاست در دیار نجف یادوارهات
این بیت را به فاطمه تقدیم میکنم
بانو! مبارک است نزول دوبارهات
زینب! تو کیستی که به دیوان شاعران
پیدا نمیشود مَثَل و استعارهات
خاتون! کنیزهای شما برگزیدهاند
شد همسر خلیل خداوند سارهات
حق میدهم اگر که بیفتد کلاه عرش
با زل زدن به شان رفیع منارهات
دریای بیکران بخدا چشم آفتاب
یکبار هم ندیده به خوابش کنارهات
دین خطبهای برای بقا خواست، باز نیست
در کار خیر حاجت هیچ استخارهات
شاعر:میلاد_حسنی
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
شعر_لهجه_مشهدی
پیر پالاندوز
بعد ازو پیر پالاندوزَه توی کوچه شور
مقبِرَه و صحنی دِرَه خوردو و خیلی جمع و جور
تو خِرابیای چَند سال اخیر او شانس آورد
خودِشِه مقبِرَشَه انگاری بخدا سپرد
الانم افتاده توی فِلَکه کنار بَست
گنبذِش مِثلِ قِدیم پا بر جایَه بودَه و هَست
مرحوم میرخدیوی
TarikhMashhad