داستان_یک_شعر
ای ستونهای زمین، گلدسته های سربلند
ای رواق زرنگار آیینه های بند بند
ای مقرنس های چوبی گنبد زرین کلاه
بر سر آن آستان پرشکوه بیگزند
بر سر هفت آسمان آن مهربان افراشته
چتری از بال کبوتر، از حریر و از پرند
دست او اینک پناه آهوان خسته است
بال بگشایید از شوق آهوان در کمند!
کفتران آسمانی هم اسیر دام او
میکشاند هر دلی را در رهاییها به بند
یاد او در عمق دلها میشکوفد همچو نور
نام او در کام جانها میتراود همچو قند
ای حضور هشتمین! افتادگان غربتیم
دست ما را هم بگیر از لطف ای بالا بلند!
@aqr_ir
حال و هوای گریه بسر دارد
ابری که در هوای پریشانی است
خون میچکد به جنگل تاری که
درگیر گرگ های بیابانیست
انگار توی توبره ی قاجار
چشم تمام ملت ایران است
انگار توی زیر و بم این خاک
پس لرزه های ضجه ی کرمانی است
وقتی خلیج فارس پر از بغض است
آرامشی عجیب به سر دارد
امواج نرم و مخملیش اما
آبستن زبانه ی طوفانی است
این مشت ها گره شده تا یک روز
دندانتان گره بخورد با آن
حالا اگر چه خیس شده با اشک
حالا اگر چه هم دم پیشانیست
هرچند می شود که بیافتد باز
انگشتری به پنجه ی ابلیسی
اما بدان که خاتم این کشور
انگشتر هزار سلیمانیست
امین شفیعی
وطنز شهادت سردار بزرگ اسلام را به محضر امام زمان (عج)
مقام معظم رهبری و شما همراهان عزیز تسلیت عرض می کند
تقدیم به سردار حاج قاسم سلیمانی
با اینکه نامت افتخارِ هر چه ایرانی ست
سرداریات ؛ سربازیِ یار خراسانی ست
من مطمئنم این تشابه نیست بی علت
نامت #سلیمانی و ایمان تو #سلمانی ست
برعکسِ برخی از مُلَبّسهای شیطانی
مشی و مرامت با لباس رزم ؛ #روحانی ست
آخر کجا در حد جنگِ با شما بوده ...
آن لشکری که کار اصلیاش شتربانی ست ؟!
مانند چترِ آهنین بودی زمانی که ...
دیدی هوای زینبیه تیربارانی ست
پایان خوبی دارد اکران #به_وقت_شام
وقتی که نقش تو در آنجا کارگردانی ست
حتی قلم هم یک سلاح جنگی است اینجا
وقتی که شعر ما پر از شور رجز خوانی ست
تقدیم_به_مالک_اشتر_سید_علی
#اللهم_احفظ_قائدنا_الامام_الخامنه_ای
#جانم_فدای_رهبر
رضا قاسمی
طنزپایگاه شعر و ترانه طنز
vatanz_ir
بزن باران سلیمانی ما رفت
رفیق و یاور بی ادعا رفت
بزن باران که سردار دلاور
به سوی ذات بی مِثل خدا رفت
بزن باران سلیمانی ترور شد
جهان در سوگ او از ناله پر شد
بزن باران که از خونش تمامِ
وطن با ارزش و مانند دُر شد
بزن باران که ایران شد سیه پوش
جوان و پیر این جا گشته مدهوش
بزن باران که سرداری دلاور
شده با خاکُ خون یارُ هم آغوش
بزن باران که یار با شهامت
که بوده عاشق و اهل عبادت
به لطف پاکی ذکر و سجودش
گوارایش شده شهد شهادت
بزن باران که دنیا بی مرام است
خوشی های زمانه بی دوام است
بزن باران که با لطف الهی
ترامپ بی پدر کارش تمام است
Be_Sooye_Zohoor

شعر نفیسه سادات موسوی
شاعر جوان کشورمان
در پی شهادت سردار رشید اسلام «حاج قاسم سلیمانی»
دستشان باز شد آلوده به خون، جانیها
بیدوام است ولی خنده شیطانیها
کم علمدار ندادیم در این کرب و بلا
کم نبودند در این خاک سلیمانیها
جای هر قطره خون، صد گل از این باغ شکفت
کی جهان دیده از این گونه فراوانیها؟
آرزو داشت به یاران شهیدش برسد
رفت پیوست به حاج احمد و طهرانیها
شعله شد خشم فروخورده ما از این داغ
کم مباد از سرشان سایه نادانیها
برسانید به آنها که پشیمان نشوند
ثمری نیست در این دست پشیمانیها
غیرت است این که همه پیر و جوان میبندند
گره بر چکمه و سربند به پیشانیها
انتقامش به خدا از حججی سختتر است
وای از مشت گرهکرده ایرانیها!
راهی قدس شده لشکر آزادی قدس
این خبر را برسانید به سفیانیها
Farsna