روحانی:
اگر وعده ها محقق نشده چون زمان جنگ است،
آن وعده ها برای زمان صلح بود!
دکتر جدیدا بذله گو و شوخ و شنگ است
جوکهای دکتر خنده دار است و قشنگ است
میگفت این اوضاع و حال و روز مردم
تقصیر دولت نیست چون تقصیر جنگ است
جنگ است جنگ مخملی با بوی بنزین
وقتی که دست شورشی ها هم تفنگ است
گه گاه خود را می زند بر کوچه چپ
گویا تصور کرده که خیلی زرنگ است
جوری از این تحریم،صحبت می کند او
گویی که این تحریم در هیکل،نهنگ است
باران زد و فهمیدم این زرد قناری
گنجشک نقاشی شده با آبرنگ است!
تدبیر او کرده است با ملت چنان که
توی فشنگش شاعری دنبال شنگ است!
روح و روان خلق را بازیچه کرده
پنداشته اعصاب ما الاکلنگ است!
گفتا گشایش آورم در کار ملت
بر قامت ما این گشایش ها چه تنگ است!
دشمن پس از پرتاب آن خودکار معروف
یک گوشه ای افتاده از بس گیج و منگ است
تا مرهمی باشد به زخم مردمانش
در کار وارد کردن قرص و سرنگ است
با ما چه کاری این حسن کرده که حالا
دلها برای دولت محمود تنگ است
ایامِ در لفّافه گفتن ها گذشته
دنیا چه بی آقای روحانی قشنگ است
در دادن وعده شدیدا مثل طوطی است
در وقت پاسخگویی اما چون پلنگ است!
از کودک برجام هم خیری ندیدیم
چون کودک برجام کارش ونگ ونگ است
تدبیر دولت انتقال نا امیدی است
هر چار چرخ چرخه ی تولید لنگ است
دولت برای مملکت سودی ندارد
محصول این دولت فقط شاخ و پلنگ است
با مشت می بوسد دهان منتقد را
استاد در لفاظی و تحقیر و انگ است
گفته است می داند زبان عالمی را
خوب هرچه باشد دکترایش از فرنگ است!
با عرض پوزش از مخاطبهای این شعر
هر وقت دولت میدهد وعده، جفنگ است
بیهوده ای شاعر مکن نقد و نصیحت
چون این سخن ها قصه ی آب و هونگ است!
بداهه سرایان:
سید محمد صفایی نویسی
مهدی امام رضایی، مهدی پیرهادی
محمود حسنی مقدس
محمد حسین رحیمی
وطنزپایگاه شعر و ترانه طنز
vatanz_ir
شعری زیبا به لهجه شیرین مشهدی
از محمود ناظرانپور،
شاعر پیشکسوت
ما بِندِه ی مُخلِصِ خدایِم
خوش لَهجَه و صاف و بی ریایِم
ما که یکیَه دِل و زُبونما
اهلِ مِشَدِ امام رضایِم
با گفتنِ یَک کِلوم تو یَک جمع
فوری مِدِنن که از کجایِم
از بال خیابون سِراب و نوغون
یا تَه خیابون و عِید گایِم
از کوپَیَه های دور و نِزدیک
یا ساکنِ شهر و قِلعَه هایِم
ما بَد نِمِگِم به دُشمَناما
خاکِ کفِ پای دوستایِم
بی فیس و اِفاده ، بی تِکِبُّر
اُفتادَه یِم و بی اِدّعایِم...
TarikhMashhad
حضرت_زینب ولادت_حضرت_زینب
زیبایی دریاست در اعماق نگاهش
این دختر آرام و صبوری که رسیده
از شوق، علی سفره به اندازه یک شهر
انداخت، به شکرانهء نوری که رسیده
کاشانهء اهل دل و میخانهء هستی
دنیا و سماوات و عوالم همه روشن
عطر خوش او پر شده در شهر مدینه
به به چه گلی! چشم و دلت فاطمه روشن
لبخند نشسته به لب حضرت ساقی
مرضیه دلش وا شده از دیدن دختر
تا آمده لبریز شده چشمهء تسنیم
کامل شده با آیهء او سورهء کوثر
بیتاب شدی، دختر مهتاب رخ عشق!
بارانی اشک است چرا صورت ماهت؟
گریانی و پیش کسی آرام نداری
دنبال کدام آیت حق است نگاهت؟
باران بهاری شدهای دختر حیدر
زهرا چه کند گریه تو بند بیاید
باید که بگویند کنار تو حسینت
تا شاد شوی، با گل و لبخند بیاید
همسایه ندیده به خدا سایهای از تو
تمثیل حیایی تو و تندیس وقاری
پیداست ولی دختر سردار حنینی
از شور کلام و دل شیری که تو داری
شعر شب میلاد تو هم پر شده از اشک
بانو! چه کنم روی دلم سوی فرات است
جز اشک چه گویم که همه هستی عالم
عشق تو، حسین تو، قتیلالعبرات است
شاعر:قاسم_صرافان
اشعار ناب آئینے
shere_aeini
حضرت_زینب ولادت_حضرت_زینب
به نام آنکه خدا با رخش نمایان شد
به نام آنکه ز نامش دلم پریشان شد
به نام آنکه ز نامش حسین گریان شد
مسیح یک شبه از فیض او مسلمان شد
براى عرض ارادت سرى خم آورده
کتاب خواجه ز اوصاف او کم آورده
به نام حضرت زینب که واژه اى زیباست
کتاب زندگى اش راه و رسم عاشق هاست
یقیناً علت آن خون سیدالشهداست
که بعد اینهمه مدت هنوز پا بر جاست
اگر که نیست خدا،چیست این زینب؟
کسى هنوز نفهمیده کیست این زینب
کسى شبیه تو با فاطمه برابر نیست
کسى شبیه تو بانو شبیه حیدر نیست
کسى شبیه تو بر خاک کیمیاگر نیست
تو خواهرى!به خدا مثل تو برادر نیست
"حسین بود و تو بودى..تو خواهرى کردى
چه خواهرى تو برادر که مادرى کردى
تو آسمان اباالفضل و آفتاب حسین
به هیبت علوى ات ابوتراب حسین
همیشه در همه ى عمر پا رکابِ حسین
هلاکه خنده ى اربابى و خراب حسین
ستاره ى شب ارباب...قبله ى حاجات
شهید زنده ى گودال..عمه ى سادات
تویى همان که نشان داده اى قیامت را
همان که خنده ى او دل ربوده از زهرا
همان که وقت خداحافظى در عاشورا
حسین گفت:حضرت عشق التماس دعا
فداى ذکر قنوت و سجود تو بانو
خلاصه گشته خدا در وجود تو بانو
گریز روضه ى شعرم سر شکسته ى توست
اسارت تو و ایتام و پاى خسته ى توست
خرابه و تو و دست هاى بسته ى توست
به روى خاک نماز شب نشسته ى توست
چه شد که وقت رکوع یاد مادر افتادى؟
به یاد مادرتان بین بستر افتادى
اگر غلط نکنم مادرى خمیده شده
جوان خانه چه پژمرده و تکیده شده
بگو براى چه مادر نفس بریده شده
نگو به سینه ى او میخ در کشیده شده
"حیات در شریان جهان مادر توست
نشانه دار ترین بى نشان مادر توست"
شاعر:آرمان_صائمى
اشعار ناب آئینے
shere_aeini