عشق یعنی
ای که می پرسی نشان عشق چیست
عشق چیزی جز ظهور مهر نیست
عشق یعنی مشکلی راحت کنی
دردی از در مانده ای درمان کنی
در بین این همه ی غوغا و شر
عشق یعنی کاهش رنج بشر
عشق یعنی گل بجای خار باش
پل بجای این همه ی دیوار باش
عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر
واگذاری آب را، بر تشنه تر
عشق یعنی دشت گلکاری شده
در کویری چشمه ای جاری شده
عشق یعنی ترش را شیرین کنی
عشق یعنی نیش را نوشین کنی
هر کجا عشق آید و ساکن شود
هر چه نا ممکن بود ؛ ممکن شود
مولانا
خبر رسیده ز گلشن ثمر نمی میرد
بگو به شبزدگان که سحر نمیمیرد
قسم به شمس جمال علی ولی الله
در آسمان ولایت قمر نمیمیرد
اگر به سنگ جفا شیشه دلی بشکست
به گنج دل عاشق گوهر نمیمیرد
به قلب خصم علی مهر باطلی زد و رفت
که تا به صبح ظهور آن اثر نمیمیرد
هزار شیخ نمر زاده میشود آری
بگو به دشمن حق که نمر نمیمیرد
اَلــلــّهــُم عــَجــِّل لــِوَلــیــِّک الــفــَرَج
السلام علیکِ یا اُمَّ البُدور السَّواطع
چه بانویى که کوه صبر را در آستین دارد
به پاى مکتب حیدر، ظهورى اینچنین دارد
چه بانویى که در صدر تمام افتخاراتش
همین بس در کنار خود، امیرالمونین دارد
ادب آموز این مکتب، خودش عین الیقین باشد
که عباسش نشان از حضرت حق الیقین دارد
سرش بر صخره مىکوبد، ببین آهسته آهسته
شبیه علقمه انگار زخمى بر جبین دارد
به یاد آورده مقتل را، میان خون چه مىبیند؟
عَلم افتاد و ماهى ارباً اربا بر زمین دارد
غم ماه خود از یکسو، غم خورشید از سویى
چه داغ خانمان سوزى مگر ام البنین دارد!؟
فرات اشک جارى شد میان موج چشمانش
ولى از داغ آن گودال، آهى آتشین دارد
نماز صبر مىخواند شکسته با دلى خسته
حُسیناً وا حُسینا در قنوت آخرین دارد
پس از کوچ پرستوها، زیارتنامه مىخواند
بقیع غربتش برجاست، آوایى حزین دارد
#محمد_مهدى_عبدالهى
*روی تخته یک معلم این نوشت*
هر کسی آرد کمی خاک بهشت
*میدهم من نمره بیستی به آن*
این بود آن نمره وقت امتحان
*دانشآموزی ازآن جمعی که بود*
با خودش خاک کمی آورده بود
*پس معلم گفت این گفتار را*
از کجا آوردهای این خاک را
*گفت خاک زیر پای مادرم*
چون بهشت است زیر پای مادرم
*آن معلم ازشعف آخر گریست*
نمره این دانشآموز داد بیست
میلاد ام ابیها حضرت فاطمه (س) و روز مادر مبارک
برای سلامتی مادران در قید حیات
و شادی روح مادرانی که در خاک خفته اند صلوات
اللهم عجل لولیک الفرج
یاد و خاطر (جهان پهلوان تختی)گرامی باد
پهلوان پهلوانان تختی است
اسوه تقوا و ایمان تختی است
نام او زیبنده هر دفتر است
غمگسار بینوایان تختی است
یاد او در قلب هر پیر و جوان
افتخار مُلک ایران تختی است
مظهر قدرت یَل مردانگی
عاشق مولای مردان تختی است
نام او جاوید باشد تا ابد
الگوی ورزش درایران تختی است
(بیقرارم) وصف او را گفته ام
پهلوان پهلوانان تختی است
بیقرار اصفهانی