من اگر روزی شود نقاش این دنیا شوم...
این جهان را عاری از هر غصه وغم میکشم
بهر دلها مهربانی بی قراری یک دلی
هر دلی را در کنار شاخه ای گل میکشم
اندر این دنیا کسی بر کس ندارد برتری
من غنی را با فقیر، یکجا یکسان میکشم
زشت وزیبا خالق وپروردگار ما یکیست
زشت وزیبا ، پیش هم ، اما انسان میکشم
عشق هایی که در آن بوی خیانت میدهند
تا ابد محکوم دل تنگی به زندان میکشم
هرکجا قلبی شکست ، مابی تفاوت بوده ایم
اری اری بهردلهای شکسته ، نیز درمان میکشم
من در این دنیا تمام مردمش را بی درنگ
با تنی سالم ، لب خندان ،خرامان میکشم
زندگانیم و زمین زندان ماست
زندگانی درد بی درمان ماست
راندگانیم از بهشت جاودان
وین زمین زندان جاویدان ماست
گندم آدم چه باما کرده است
کآسیای چرخ سرگردان ماست
جسم قبر و جامه قبر و خانه قبر
باز لفظ زندگان عنوان ماست
جمع آب و آتشیم و خاک و باد
این بنای خانه ی ویران ماست
نور را مانی ، که اندر لانه ها
روز باران هر نم طوفان ماست
احتیاج این کاسه دریوزگی
کوزه آب و تغار و نان ماست
آبروی مابه صددر ریخته است
لقمه نانی که در انبان ماست
جز به اشک توبه نتوان پاک کرد
لکه ننگی که بر دامان ماست
میزبان را نیز با خود می برد
مهلت عمری که خد مهمان ماست
«خسته ام بس ڪه به دل دیده ام آزار عزیز»
از خــودم خستــه ام و از همـه بیـزار عزیز
همـه ے حنـجـره هــا لاف محبـت زده انـد
گشتــم و نیـست ڪـسے یـار ِ وفـادار عزیز
دردم این است تفاوت نڪند نوش و نیش
بس محبـت شـده بـا منـت بسیــار عزیز
گلـه هـا دارم از ایـن بخت سزاوار نبود
ازگلستـان جهـان سهـم دلــم خـار عزیز
سینه ام را بشڪافید پر از حرفم و درد
چه ڪنم نیست ڪسے محرم اسرار عزیز
هـرڪسے آمـده بـر زخـم دلم زخـم زده
زخـم بسیــار ولے نیست پرستار عزیز
هرطرف مینگرم لشگرغم حمله ور است
روز روشن شده است در نظرم تار عزیز

کوبیدهام کلون دری را زِ کودکی
من دوست داشتم سفری را زِ کودکی
وقتی که خوب دربدر مشهدش شدم
از من گرفت دربه دری را زِ کودکی
بالا سرم که گنبد زردش طلوع کرد
در سایهاش کشاند سری را زِ کودکی
خیلی قرار بود بیفتم به قعر چاه
او دفع کرد هر خطری را زِ کودکی
آمد مرا بدست رضا داد تا ابد
داده پدر به من پدری را زِ کودکی
ای طلوعِ علیالدوامِ حسن
آفتابِ بلندِ بامِ حسن
جابر آوردهات سلامِ رسول
مادرت گفتهات سلامِ حسن
میرسند از تبارِ مادریات
هفت معصوم بر امام حسن
حسنی زادهای از آلِ حسین
ای حسینی ترین کلامِ حسن
دست تو دست مجتبای کریم
به تو زیبنده است نامِ حسن
به عمویت ارادتت پیداست
در بقیعی به احترامِ حسن
چارتا مجتبی کنارِ همید
ای تمامِ شما تمامِ حسن
هم حسن هم حسین این علی است
شبِ لبخندِ پنجمین علی است
ای محمد ترین دعایِ حسین
دومین احمدِ حرایِ حسین
آمدی تا به انتها برسد
امتدادی از ابتدایِ حسین
از پدر ارث بُردهای، داری
به سرِ شانهات رَدایِ حسین
آنکه روزی «حسینُ مِنی» گفت
گفت مثلَش تویی برایِ حسین
ای علی اکبرِ امام شده
اکبرِ بعدِ کربلایِ حسین
تو حسینیهی خدا هستی
با تو ماندیم در هجایِ حسین
عشق دنبالِ آخرین علی است
شبِ لبخندِ پنجمین علی است
میلاد باسعادت نوهی امام حسین(ع)،
امام محمدباقر(ع) مبارک باد