وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

ای غنچه خندان چرا خون در دل ما می‌کنی

ای غنچه خندان چرا خون در دل ما می‌کنی

خاری به خود می‌بندی و ما را ز سر وا می‌کنی

از تیر کج‌تابی تو آخر کمان شد قامتم

کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا می‌کنی

ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را

با دوست هم رحمی چو با دشمن مدارا می‌کنی

با چون منی نازک‌خیال ابرو کشیدن از ملال

زشت است ای وحشی غزال اما چه زیبا می‌کنی

امروز ما بیچارگان امید فرداییش نیست

این دانی و با ما هنوز امروز و فردا می‌کنی

ای غم بگو از دست تو آخر کجا باید شدن

در گوشه میخانه هم ما را تو پیدا می‌کنی

#استاد_شهریار

زندگانیم و زمین زندان ماست

زندگانیم و زمین زندان ماست

زندگانی درد بی درمان ماست

راندگانیم از بهشت جاودان

وین زمین زندان جاویدان ماست

گندم آدم چه باما کرده است

کآسیای چرخ سرگردان ماست

جسم قبر و جامه قبر و خانه قبر

باز لفظ زندگان عنوان ماست

جمع آب و آتشیم و خاک و باد

این بنای خانه ی ویران ماست

نور را مانی ، که اندر لانه ها

روز باران هر نم طوفان ماست

احتیاج این کاسه دریوزگی

کوزه آب و تغار و نان ماست

آبروی مابه صددر ریخته است

لقمه نانی که در انبان ماست

جز به اشک توبه نتوان پاک کرد

لکه ننگی که بر دامان ماست

میزبان را نیز با خود می برد

مهلت عمری که خد مهمان ماست

بهتر شناس

بهتر  شناس

مرد را  پولی  اگر  باشد  نکوست

گر نباشد کوچه حتما جای اوست

زن  اگر   پولت  رسد  خندان  بود

غیر  از  این  افسرده و گریان بود

موقع  محنت رفیق ات  را  شناس

دست  تو  گیرد   بر او  بادا سپاس

گاه پیری خویش وفرزندت شناس

گر  نباشد سیم و زر  گردی خلاص

گر که خواهی تو شناسی خواهرت

یا     برادرهای    از   جان    بهترت

موقع   تقسیم   ارث  بین  حالشان

ذزه ای  نَبوَد  گذشت    از   مالشان

(بیقرارا)   وه    چه   زیبا  گفته ای

در  کلام  و شعر خود   دُر سفته ای

بیقرار اصفهانی

مهدی جان

مهدی  جان

دل  من در  پی آن یوسف  ناز است هنوز

غیبت  مهدی  ما  پرده ی   راز است هنوز

من   کجا   یار  کجا   وعده   دیدار    کجا

سِٓر این  قصه  ندانی که  دراز  است هنوز

کی  توانم  به  وصالت  برسم  یوسف جان

عاشقت  هستم واین عشق نیازاست هنوز

درد   هجران   تو آتش زده  بر هستی  من

در  دلم  مهر تو  و سوز و گداز است هنوز

همره کوثری  و   جام     می    حق  طلبم

تو  کجایی  که  در  میکده  باز است هنوز

پسر   فاطمه   با  یاد   تو  عاشق شده ام

دل  من  بر نظرت دوست نیاز است هنوز

(بیقرارم)  من شاعر که  غزل   می گویم

شعر من در پی آن یوسف ناز است هنوز

بیقرار اصفهانی

زهرا مرو میمیرم

زهرا   مرو میمیرم

آتش مزن بر جان من

ای روح من ریحان من

ای ساغر  و پیمان من

ای هستی و ایمان من

زهرا مرو میمیرم

زهرا مکن دلگیرم ۲

ای همسر‌ و  بانوی من

ای  قوت   زانوی  من

ای کوثر  و  قرآن  من

ای هستی و ایمان من

زهرا مرومیمیرم

زهرا مکن دلگیرم ۲

من( بیقرارت) میشوم

من خود فدایت میشوم

زهرا مرومیمیرم

زهرا مکن دلگیرم

بیقرار   اصفهانی

سبک گزار مداح بختیاری پرویزی