وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

آقا مبارک است رَدای امامتت

آقا مبارک است رَدای امامتت

ای غایب از نظر به فدای امامت

می خواستند حق تو را هم قضا کنند

کَذاّبها کجا و عبای امامت

ما زنده ایم از برکات ولایتت

ما عهد بسته ایم به پای امامتت

از روز اولی که رسیدیم زین جهان

گشتیم آشنا به صدای امامتت

این روزها هوای تو را کرده ام بیا

ماییم یاکریمِ هوای امامتت

آقا بیا تقاصِ شهیدان به پای توست

آقا فدای کرببلای امامتت

تا روزِ بازگشتِ تو سیدعلی شده

پرچم به دوش، زیرِ لوای امامتت

شاعر: رضا_باقریان

jannatol_hossein

از منتظِر تا منتظَر

"از منتظِر تا منتظَر"

از غم هجر تو من سر به بیابان دارم

دل مجنونی و دیوانه و ویران  دارم

تا به کی چشم بدوزم سر این کوچه صبر

ز فراقت بخدا دیده ی گریان دارم

تو که ارباب کرم پیش تو زانو زده اند

تو کریمی و که من دست گدایان دارم

همه جا سر زده ام از همه منت کردم

زخم دل کهنه ومن خواهش درمان دارم

ز آتش درد فراقت همه جانم سوخت

جان کویریست ز تو منت باران دارم

سال ها صبر نمودم که ببینم رویت

بهر این دیدن تو سر به گریبان دارم

خانه بردوش شدم تا برسم بر کویت

هر طرف می نگرم نعمت سلطان دارم

بی قراری شده کارم در میخانه ی تو

من تمنای وصال می مستان دارم

همگان لاف زنند صاحب یک گلزارند

افتخارم همه این است  گلستان دارم

دست ِخورشید تو کی بر سر ما می تابد

خاطراتی ز شب ِتار فراوان دارم

دست من گیر؛ هوای دلِ من ابری شد

تو بیا و نظری کن که من ایمان دارم

عمر من رفت؛ ولی کاسهِ صبرم لبریز

ساکن کوی "غریبم" دلِ حیران دارم

(شهادت امام حسن عسکری علیه السلام را  تسلیت عرض میکنم)

پورعیسی

۹۸/۸/۱۵

امام_علی #شیعه

امام_علی  #شیعه

سخن ز حبل الاهی و بانگ «و اعتصمو»ست

حقیقتی که هدایت همیشه زنده به اوست

حقیقتی که همه انبیا از آن گفتند

به امت خود از آن چشمه روان گفتند

حقیقتی که از آن، طاعتی فراتر نیست

حقیقتی که اساس شریعت نبوی است

برادریم همه، در پناه پیغمبر

کدام نعمت از این نعمت است بالاتر؟

به اسب همدلی، آفاق صبح را طی کن

به رسم حق، شتر اختلاف را پی کن

نزاع و تفرقه، آغاز شرک و کافری است

که اختلاف بشر، آرزوی سامری است

اگر که خواهی از آن ذات، رحمتی ازلی

برای وحدت امّت بکوش مثل علی

علی ستاره صبرش، شبی افول نداشت

و حرف‌های عجولانه را قبول نداشت

علی پس از جمل آیا پی قیام گرفت؟

مگر زهمسر پیغمبر انتقام گرفت؟

علی اگر چه به سینه بسی جراحت داشت

در ازدحام صفوف نماز شرکت داشت

علی به حبل خدا اتصال را می‌خواست

به جان وصله کفشش، وصال را می‌خواست

علی کجا سر بازار ظلم، حجره گرفت؟

مقدسات که را یک به یک به سخره گرفت؟

علی که در سخنش لحن ناگوار نبود

علی که اهل سخن‌های نیش‌دار نبود

علی خلیفه شد امّا گذشت از فدکش

گذشت از حق دیرینه‌اش، خدا کمکش!

علی مرید چنین تندخو نمی‌خواهد

علی مدافع بی‌چشم و رو نمی‌خواهد

علی نگفت به احیای خیر صدمه زنند

به نام غیرت شیعی، به غیر صدمه زنند

علی نگفت و به نام علی چه‌ها گفتند

به جان حضرت او یک به یک خطا گفتند

ببین که نام علی بر لب چه سلسله‌ای است

ببین که بین علی‌های ما چه فاصله‌ای است!

بسا مرید علی‌اند و کارشان شوم است

علی هنوز در این روزگار مظلوم است

جنایتی است به نام علی جفا کردن

زبان به یاوه و حرف سخیف وا کردن

جنایتی است جهان را به چوب خود راندن

هر آنکه گفت زوحدت خلیفه‌ای خواندن!

هر آنکه گفت زوحدت منافقش خواندن

برای هَدم برائت، موافقش خواندن

برادرم، نشوی بدسرشت، آلوده

مکن زبان به سخن‌های زشت، آلوده

کجا کس از طمع خام، شیعه خواهد شد؟

کجا به یاوه و دشنام شیعه خواهد شد؟

بهوش باش که طرد و تنش برائت نیست

اسائه ادب و سرزنش برائت نیست

بهوش باش به انکار این برادری‌اند

جماعتی که بدهکار این برادری‌اند

بهوش باش که مقهور دشمنان نشوی

به بانگ تفرقه، مزدور دشمنان نشوی

بدان که تفرقه‌افکن اسیر دشمن ماست

بداند او چه نداند! اجیر دشمن ماست

برادر! این دل پر زخم را مداوا کن

بیا به خاطر مولا کمی مدارا کن

برادرم، سخن از اتحاد باطل نیست

چنان که روزه و حج و جهاد باطل نیست

اگر میان من و تو هنوز مهر و وفاست

به نص آیه «المومنون اخوه» به پاست

برادر! آن نفس مهرپروری چه شده است؟

به من بگو که حقوق برادری چه شده است؟

چه شد که بانگ به صلح و صفا زدن عار است؟

تو را به نام برادر صدا زدن عار است؟

بگو به امت پیغمبر این سخن دائم:

روایت است که «المسلم اخ المسلم»

من از شنیدن حرف خلاف بیزارم

از این دو دستگی و اختلاف بیزارم

از آن بترس که خوبان پی ستم افتند

برادران مسلمان به جان هم افتند

به افتراق زمان، افترا به هم بزنند

به نام حق علی، پشت پا به هم بزنند

بترس، صید تو این بار در دل حرم است

که عرض و مال و دم مؤمن است و محترم است

چنان مگو که کلامت به خصم، خانه دهد

به دست ظالم تکفیریان بهانه دهد

سکوت کن، نه سکوتی که گوشه‌گیر شوی

به دست ظالم جبر زمان اسیر شوی!

نه هر که اهل سکوت است بی‌گمان خفته است

که در سکوت هزاران هزار ناگفته است

برادرم، سحری با دلم موافق باش

بیا و پیرو راه امام صادق (ع) باش

که بر فضیلت او دست مدعا نرسد

«به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد»

که پیروان شریعت، شهید اخلاقش

هزار عالم سنّی، مرید اخلاقش

چنان که یکدله فرمود آن رسول وفاق:

«بُعِثتُ» تا که «اُتَمِّم مَکارِمَ الاخلاق»

شاعر:جواد_محمد_زمانی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

سلام صبحگاهی... در محضر ارباب...

سلام صبحگاهی...

در محضر ارباب...

السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه

کام بهـار طعمه ی جـام خزان شده

زهری بلای جان امامی جوان شده

غربت کم است در حق مردی که خانه اش

زندان و خود شبیه به زندانیان شده

بی تاب لرزش بدنش دیده زمین

گریان دست و پا زدنش آسمان شده

حتی برای کاسه آبـی رمـق نداشت

دستی که از شرار ستم ناتوان شده

برخورد چیست با لب و دندان که مهدی اش

حالا کنار بستر او روضه خوان شده

ای وای از آن غریب که لبهای تشنه اش

زخمی دست بی ادب خیزران شده

ای وای از آن عزیز که اهل و عیال او

پایین نشین مجلس نامحرمان شده

ای وای از آن شهید که انگشتهای او

مقصود دست غارت یک ساربان شده

نــوکـــر_نـوشـــت:

مـهـدی_جــان

رخت سیاه داغ پدر کرده ای تنت؟

قـربان ریشه های نخ شـال گـردنت

آماده می کنی کفـن و تربت و لحـد

یا صاحب الزمان، خدا صبرتان دهد

صلی الله علیڪ یا سیدناالمظلوم یااباعبدالله الحسین

سلام علیکم و رحمة الله... صبحتون بخیر... شهادت یازدهمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت، امام حسن عسکری علیه السلام تسلیت باد

آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان_عجل_الله

بیاد_شهید_مدافع_حرم_محسن_فانوسی

اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم

elsepordeh_arminamoozad

نشد که غورۀ نارس شراب ناب شود

نشد که غورۀ نارس شراب ناب شود

ضریح دامن او دست این گدا نرسید

نشد که فطرس آن آستانه باشم حیف

شکسته باد، پرم چون به سامرا نرسید

غریب کرببلا لاأقل زهیری داشت

کنار حضرت آقا حبیب بوده و هست

همیشه هر شب جمعه حرم پر از زائر

ولی مزار حسن‌ها غریب بوده و هست

شبیه برگ گلی بین حجره می‌لرزید

ز درد در وسط حجره دست و پا می‌زد

برای مرهم زخمش برای تسکینش

بلند مادر خود را فقط صدا می زد

همین که بر جگرش زهر چنگ می‌انداخت

شراره می‌زد و داغی دوباره شد تازه

دوباره کوچه و نامحرم و فدکنامه

و زخم گم شدن گوشواره شد تازه

همین که او دم آخر لبش عطش نوشید

برای تشنگی‌اش قدری آب آوردند

هنوز خاطر او مانده است این روضه

برای حضرت هادی شراب آوردند

غریب بوده ولیکن امام بعد از او

سحر به پیکر پاکش نماز می‌خواند

کنار پیکر او تا سحر نمی‌خوابد

شبیه ناحیه او روضه باز می‌خواند

فدای تو پدر و مادرم حسین غریب

فدای آن تن زخمی که بوریا شده بود

شنیده‌ام که لباس تو را کسی دزدید

سه روز روی زمین پیکرت رها شده بود

شاعر: محسن_حنیفی

فرارسیدن شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)

تسلیت باد

jannatol_hossein