وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

از منتظِر تا منتظَر

"از منتظِر تا منتظَر"

از غم هجر تو من سر به بیابان دارم

دل مجنونی و دیوانه و ویران  دارم

تا به کی چشم بدوزم سر این کوچه صبر

ز فراقت بخدا دیده ی گریان دارم

تو که ارباب کرم پیش تو زانو زده اند

تو کریمی و که من دست گدایان دارم

همه جا سر زده ام از همه منت کردم

زخم دل کهنه ومن خواهش درمان دارم

ز آتش درد فراقت همه جانم سوخت

جان کویریست ز تو منت باران دارم

سال ها صبر نمودم که ببینم رویت

بهر این دیدن تو سر به گریبان دارم

خانه بردوش شدم تا برسم بر کویت

هر طرف می نگرم نعمت سلطان دارم

بی قراری شده کارم در میخانه ی تو

من تمنای وصال می مستان دارم

همگان لاف زنند صاحب یک گلزارند

افتخارم همه این است  گلستان دارم

دست ِخورشید تو کی بر سر ما می تابد

خاطراتی ز شب ِتار فراوان دارم

دست من گیر؛ هوای دلِ من ابری شد

تو بیا و نظری کن که من ایمان دارم

عمر من رفت؛ ولی کاسهِ صبرم لبریز

ساکن کوی "غریبم" دلِ حیران دارم

(شهادت امام حسن عسکری علیه السلام را  تسلیت عرض میکنم)

پورعیسی

۹۸/۸/۱۵

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.