-
گر طالب راه حق شوی ره پیداست
چهارشنبه 26 تیر 1398 16:58
گر طالب راه حق شوی ره پیداست او راست بود با تو، تو گر باشی راست وانگه که به اخلاص و درون صافی او را باشی بدان که او نیز تراست ابوسعید ابوالخیر با یکی عشق ورز از دل و جان تا به عینالیقین عیان بینی که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لااله الاهو هاتف اصفهانی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 26 تیر 1398 09:56
السلام علیک یا صاحب الزمان گلی گم کرده ام می جویم اورا به هر گل می رسم می بویم اورا گل من نی بود این ونه آنست گل من مهدی صاحب زمان است دلم اندر هوایش میزند پر شرر افکنده بر جانم چو آذر خوش آن روزی که با شم یاور او بمانند گدایان بر در او خوش آن روزی که من پروانه باشم فدای آن گل یکدانه با شم خوش آن روزی که من بر عهد...
-
(امام حسین مناجات با امام حسین)
چهارشنبه 26 تیر 1398 09:41
(امام حسین مناجات با امام حسین) دل آشفته ی ما شیفته ی کرببلاست عاشق مرقد شش گوشه و ایوان طلاست رحمت واسعه من نوکر دربار توأم حرم محترمت آینه ی عرش خداست سجده بر تربت تو وقت سحر می چسبد دل سرگشته من خاک کف پای شماست شهره ی شهر شدم شاه شهید ادرکنی دل من دربه در روضه شاه شهداست حرم و قبله و محراب فدای حرمت حُرمت مرقد تو...
-
اخترانی که به شب در نظر ما آیند
سهشنبه 25 تیر 1398 19:46
اخترانی که به شب در نظر ما آیند پیش خورشید محال است که پیدا آیند همچنین پیش وجودت همه خوبان عدم گر چه در چشم خلایق همه زیبا آیند مردم از قاتل عمدا بگریزند به جان پاکبازان بر شمشیر تو عمدا آیند تا ملامت نکنی طایفه رندان را که جمال تو ببینند و به غوغا آیند یعلم الله که گر آیی به تماشا روزی مردمان از در و بامت به تماشا...
-
شبی آمدم مثلِ بیچاره ها
سهشنبه 25 تیر 1398 10:54
شبی آمدم مثلِ بیچاره ها نشستم کمی پیشِ فواره ها گره خورده بودم چو آواره ها اسیرِ قفس ها و دیواره ها که ناگاه با بانگِ نقاره ها براتِ مرا کرد امضا علی چه بی منت اینجا دوا میدهند نجف را در این صحنها میدهند بگو کاظمین و... تو را میدهند مدینه و یا سامرا میدهند و پایینِ پا کربلا میدهند امیری حسینٌ و مولا علی @...
-
ای خوش قدم .. ای خوش قد و بالای نجمه
دوشنبه 24 تیر 1398 20:47
ای خوش قدم .. ای خوش قد و بالای نجمه ای نو رسیده .. طفل بی همتای نجمه امشب تو را در آسمان تعبیر کردند ای بهترین شیرین ترین رویای نجمه با نیت پابوسی تو مینشیند مریم سپس آسیه پایین پای نجمه دقت کن از خواب و خوراک افتاده مادر صرف تماشایت شده شبهای نجمه من خویش را خرج تو خواهم کرد آخر جانم فدایت یوسف زیبای نجمه السلام...
-
آقا جان امام_رضاسلام
دوشنبه 24 تیر 1398 18:10
آقا جان امام_رضاسلام سلام ای غریب غریبان سلام ! سلام ای طبیب طبیبان سلام ! الا ماهتاب شبستان توس الا حضرت نور ! شمس الشموس غریبم من از راه دور آمدم به دنبال یک جرعه نور آمدم شبم ، آه یک جرعه ماهم بده پناهی ندارم پناهم بده ببخشا اگر دور و دیر آمدم جوان بودم ، امروز پیر آمدم منم زائری خام و بی ادعا کبوتر کبوتر کبوتر دعا...
-
باران که شدى، پیاله ها را نشمار...
دوشنبه 24 تیر 1398 18:09
باران که شدى، پیاله ها را نشمار... جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست... باران ! تو که از پیش خدا مى آیی توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست... بر درگه او چونکه بیفتند به خاک شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست با سوره ى دل ، اگر خدارا خواندى حمد و فلق و نعره ى مستانه یکیست این بى خردان،خویش ، خدا مى دانند اینجا سند و قصه و افسانه...
-
چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
دوشنبه 24 تیر 1398 17:40
چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود چون تو در کس ننگری کس با تو همدم کی شود گر جمال جانفزای خویش بنمایی به ما جان ما گر در فزاید حسن تو کم کی شود دل ز من بردی و پرسیدی که دل گم کردهای این چنین طراریت با من مسلم کی شود عهد کردی تا من دلخسته را مرهم کنی چون تو گویی یا کنی این عهد محکم کی شود چون مرا دلخستگی از آرزوی...
-
نه دیگر "چپ" ... نه دیگر "راست"
دوشنبه 24 تیر 1398 10:15
نه دیگر "چپ" ... نه دیگر "راست" دلت هر چه؛ جُز این دو - خواست کدامین "راست" !؟ کدامین "چپ" !؟ کدامین کشک و دوغ و ماست !؟ رهی جوئیم؛ نجاتمان دهد شاید غلّو غش؛ میانِ ایندوتا پیداست ! چرا این دو فقط !؟ کمی بگردیم: ره ِ بالا و پائین؛ شایدم زیباست دگر؛ نشان از مردمیبودن، ندارند...
-
آقا جان امام_رضاسلام
دوشنبه 24 تیر 1398 10:09
آقا جان امام_رضاسلام سلام ای غریب غریبان سلام ! سلام ای طبیب طبیبان سلام ! الا ماهتاب شبستان توس الا حضرت نور ! شمس الشموس غریبم من از راه دور آمدم به دنبال یک جرعه نور آمدم شبم ، آه یک جرعه ماهم بده پناهی ندارم پناهم بده ببخشا اگر دور و دیر آمدم جوان بودم ، امروز پیر آمدم منم زائری خام و بی ادعا کبوتر کبوتر کبوتر دعا...
-
باید غبار صحن تو را توتیا کنند
یکشنبه 23 تیر 1398 09:33
باید غبار صحن تو را توتیا کنند «آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند» هو هوی باد نیست که پیچیده در رواق خیل ملائکند رضا یا رضا کنند «هر گز نمیرد آنکه دلش» جَلد مشهد است حتی اگر که بال و پرش را جدا کنند هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت او را به درد کرب و بلا مبتلا کنند از آن حریم قدسیات آقای مهربان! «آیا شود که گوشهٔ...
-
از درد کهنه ای که مداوا نمیشود
یکشنبه 23 تیر 1398 09:28
از درد کهنه ای که مداوا نمیشود یا میشود گلایه کنم یا نمیشود اینک سلام حضرت عیسی تر از مسیح لطفت نگو که شامل ماها نمیشود ای من فدای پنجره فولاد چشمهات از بغض من چرا گرهی وا نمیشود؟ یوسف ترین عزیز !مرا تا خودت بخوان هرچند این غریبه زلیخا نمیشود امضا:کسی که با همه ی ریزنقشی اش در بیکران چشم شما جا نمیشود شاعر :...
-
چه متن قشنگیه
شنبه 22 تیر 1398 22:46
چه متن قشنگیه قوی کسی است که, نه منتظر میماند کسی خوشبختش کند، و نه اجازه میدهد کسی بدبختش کند!! هر گاه زندگی را جهنم دیدی, سعی کن پخته از آن بیرون آیی... سوختن را همه بلدند!! زندگی هیچ نمیگوید, نشانت میدهد!! با زندگی قهر نکن... دنیا منت هیچکس را نمیکشد... یکی رفت و، یکی موند و، یکی از غصه هاش خوندو یکی برد و، یکی...
-
امشب_حرم_رضوی
شنبه 22 تیر 1398 18:25
امشب_حرم_رضوی نقاره میزنند، مریضی شفا گرفت... کریم گرکه تو باشی گدا نمی ماند توسفره پهن کنی بینوا نمی ماند کنار پنجره فولاد تو امام رئوف بدون شک نگرفته شفا نمی ماند شفاست پشت شفا پس دلیل آن این است نقاره خانۀ تو بی صدا نمی ماند اگر نگاه خودت را بگیری از عالم بجان فاطمه حاجت روا نمی ماند!
-
باز باران با ترانه با نوایی از خراسان
شنبه 22 تیر 1398 15:34
باز باران با ترانه با نوایی از خراسان میخورَد بر بامِ قلبم السلام ای شاه خوبان اشکبار شوق یارم بیقرارِ بیقرارم خانهء موسی بن جعفر شد گل افشان از حضورش چشم نجمه گشته روشن از فروغ فوق نورش باز آمد نوبهاری بر زمین از لطف یزدان نسل هفتم را خدا زد گوییا بر نام ایران شد خراسان کوی جانان از شمیم و عطر قرآن باقدوم مهربانی خاک...
-
دل که تنگ است کجا باید رفت؟
جمعه 21 تیر 1398 17:59
دل که تنگ است کجا باید رفت؟ به در و دشت و دمن؟ یا به باغ و گل و گلزار و چمن؟ یا به یک خلوت و تنهایی امن دل که تنگ است کجا باید رفت؟ پیر فرزانه من بانگ برآورد که این حرف نکوست ، دل که تنگ است برو خانه دوست... شانه اش جایگه گریه تو سخنش راه گشا بوسه اش مرهم زخم دل توست عشق او چاره دلتنگی توست... دل که تنگ است برو خانه...
-
چه سرکش گشتهای ایدل، مده اینقدر آزارم
جمعه 21 تیر 1398 17:39
چه سرکش گشتهای ایدل، مده اینقدر آزارم شُدم رسوای ِ این عالم - خراب ِ کوچه، بازارم نگفتم؛ کمی سنگینتر از روزهای ِ سابق باش؟ ولی، انگار نه انگار - به دستَت؛ مثل ِ ابزارم ! نه، دریا میکند شادم - نه، دیگر سبزی ِ جنگل نه، صوت ِ چلچله ... قُمری - قناری یا هَزارم لُطف ِ تو؛ گر شَوَد بیش - میشکنندت؛ باز دل بفهم - عشق ِ...
-
این رضا کیست که عالم همه خشنود و رضاست
جمعه 21 تیر 1398 12:11
این رضا کیست که عالم همه خشنود و رضاست این رضا کیست که بر درد دل خلق دواست ای ضعیفی که تو را پشت و پناهی نبود شو پناهنده به شاهی که م عین الضعفاست ساکن کوی رضا باش که این ابر کرم سایه ی رحمت او بر سر سلطان و گداست دامن ضامن آهو مده از دست که او دوست را ضامن و فریاد رس روز جزاست در دبستان رضا درس فضیلت آموز که دبستان...
-
امام_رضا مدح_امام_رضا دهه_کرامت
جمعه 21 تیر 1398 00:17
امام_رضا مدح_امام_رضا دهه_کرامت درویش بینوای توام یاابالحسن چون کمترین گدای توام یاابالحسن من حلقه کوب درگه میخانهات شدم مست از خم ولای توام یاابالحسن ذیقعده است ماه طلوع جمال تو شادم که در ثنای توام یاابالحسن سلطان تویی وحکم توبرجزء وکل روان خاک در سرای توام یاابالحسن شاهی بود غلامی دربارت ای رضا من بنده رضای توام...
-
محشره این شعر : دفترت را می فروشی دخترم ؟
پنجشنبه 20 تیر 1398 23:52
محشره این شعر : دفترت را می فروشی دخترم ؟ باز شد درب کلاس و همچو رخش .. قامت استاد زد بر دیده نقش .. گفت بر پا مبصر و ، کلِّ کلاس .. پر شد از یک ترس و یک بیم و هراس .. درب را مبصر پس از یک لحظه بست .. دست بالا برد و در جایش نشست .. دیده گانی خشک و سرد و سخت گیر .. بود در سیمای این استاد پیر .. با تحکّم گفت برجا ای...
-
محرم عشق
پنجشنبه 20 تیر 1398 18:18
محرم عشق عــــرشیان، نـــــــالـــــه و فریاد کنان در ره یار قدسیان بر سر و بر سینه زنان ، از غم عشق عـــــــاشقـــــــــان از در و دیــوار هجوم آوردند طـــرفه سرّى است هویدا، ز در محکم عشق ریــــــــــــزه خــوارانِ درِ میکده شاداب شدند جلــوهگاهى است ز رندان، به درِ خاتم عشق غــــــم مخور، اى دل دیوانه که راهت ندهند...
-
دهه_کرامت امام_رضا مدح_امام_رضا
پنجشنبه 20 تیر 1398 08:39
دهه_کرامت امام_رضا مدح_امام_رضا ذکر لب اولیاء نام نکوی رضاست عیسیِ گردون نشین بندهی کوی رضاست این نه فقط یارضا بر لب خلق است و بس زمزمهی ذات حق نام نکوی رضاست شمسِ شموس است این نور خدا بر زمین شمس سماوات بین، خیره به روی رضاست سائل شوریدهدل بر که برَد التجا؟ تا کرم و فضل و جود خصلت و خوی رضاست در نظر عاشقان کوی رضا...
-
سلام صبحگاهی... در محضر ارباب...
پنجشنبه 20 تیر 1398 08:31
سلام صبحگاهی... در محضر ارباب... السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه در هر قنوتم وقت دعا گریه کرده ام تنها به یاد کـرب و بلا، گریه کرده ام جایی به غیرِ روضه ی تو، گریه خوب نیست در هر کجا، همیشه به جا گـریه کرده ام پای "هَجا" "هَجای" شما پیرتر شدم "حا" "سین" و "یا" و...
-
من ... شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام...!
چهارشنبه 19 تیر 1398 10:28
من ... شبیه کوهم امّا از وسط تا خورده ام...! تو تصوّر میکنی چوبِ خدا را ... خورده ام؟؟؟ نه ! خیال بد نکن ... چوب خدا اینگونه نیست! من هرآنچه خورده ام از دست دنیا ... خورده ام!!! ساده از من رد نشو' ای سنگدل قدری بایست...! من همان ... « فرش ِ گران سنگم » فقط پا خورده ام!!! قطره ام امّا هزاران رود ِجاری در من است غرق در...
-
امام رضا علیه السلام
سهشنبه 18 تیر 1398 17:48
امام رضا علیه السلام نشستهام به رواقی به گوشۀ حرمش رها رهای رها زیر آبشار غمش یقین به چشمۀ تسنیم دوست متصل است که نور میچکد از روزن سپیده دمش چه سالها که همآوای نوبتیخوانان رسیده است به گوشم طنین زیر و بمش به کاظمین و به مشهد سلام و عرض ادب به حس و حال غریبانۀ شبیه همش دم مسیح خراسان به لطف حق گرم است برایتان...
-
تقدیم به مدافعان حرم
سهشنبه 18 تیر 1398 17:33
تقدیم به مدافعان حرم گفتم کجا،گفتادمشق- گفتم چرا،گفتا که عشق گفتم وَکِی،که حال- گفتم بمان،گفتامحال گفتم مرو،گفتا که لا- برپاست آنجاکربلا بایدولی یاری کنم-زینب علمداری کنم گفتم چه داری باحسین- گفتا وفای عهدودِین گفتم حرامی بسته راه گفتا که زینب بی پناه گفتم که راه چاره چیست- گفتافقط آزاد گیست گفتم مروخوبم زدست- گفتا که...
-
سلطان همیشه دور و برش از گدا پر است
سهشنبه 18 تیر 1398 09:02
سلطان همیشه دور و برش از گدا پر است ظرف گدا ز لطف و کرم از غذا پر است اینجا کسی غریبه و بی کس نمی شود در پیش زائران به خدا آشنا پر است اینجا کسی نمیشود اصلا که ناامید دست امام هشتم دنیا عطا پر است وقت قنوت و وقت مناجات و بندگی دستان سوی آن حرم از ربنا پر است وقتی که رو به شاه خراسانیت زدی در کمترین هوای دعا هم خدا پر...
-
ما را مغول هم اینچنین ویران نکرد.
دوشنبه 17 تیر 1398 21:54
ما را مغول هم اینچنین ویران نکرد. زندگی را سخت بر ما،مرگ را آسان نکرد. آنچه با نام خدا با جان انسان کرده اند. هـیچ حیوانی چنین رفتار با حیوان نکرد. آنچه دادیم سرمایه ی یک عمر ماست جای پاداش آنچه کرد، اسکندر یونان نکرد. هیچ دینی همچو دین این روحانی و دلواپسان دلخوشی ها را گران و رنج را ارزان نکرد. گور خود را با دو دست...
-
طنز تلخ نسخه خیلی جدید موسی و شبان
یکشنبه 16 تیر 1398 07:55
طنز تلخ نسخه خیلی جدید موسی و شبان "دید موسی یک شبانی را به راه کو همی گفت ای خدا و ای اله» توکجایی تا بپیچم گوش تو جِر دهم آن قیمتی تن پوش تو روی بنزت خط کشم با خنجرم بر در کاخت بکوبم با خرم من نمی دانم چرا با ما لجی! تا به کی آخر دورویی و کجی؟! خشکسالی، زلزله،سیل و غبار، این هم از وضع دلار و روزگار هر پیازت...