-
امام_جواد
جمعه 11 مرداد 1398 23:27
امام_جواد این ها به جای این که برایت دعا کنند کف می زنند تا نفست را فدا کنند هر چند تشنه ای ولی آبت نمی دهند تا زودتر تو را ز سر خویش وا کنند با دست و پا زدن به نوایی نمی رسی این ها قرار نیست به تو اعتنا کنند بال فرشته های خدا هست پس چرا؟ این چند تا کنیز تو را جابه جا کنند هر وقت دست و پا بزنی دست می زنند اما خدا کند...
-
مدح ومرثیه حضرت جوادالائمه
جمعه 11 مرداد 1398 08:54
مدح ومرثیه حضرت جوادالائمه نورحی کبریائی یا جواد توز نسل مصطفایی یا جواد نهمین ماه سپهر دین حق گلبن باغ ولایی یاجواد چون محمدچون علی چون فاطمه نوربخش ماسوایی یا جواد نورچشم هشتمین نور خدا تو تقی ابن الرضایی یا جواد منجی و روشنگر دین مبین دین حق را توبهایی یا جواد درسخا و جود و ایثار و وفا محور آل عبایی یا جواد زیب...
-
امام_جواد_علیه_السلام
جمعه 11 مرداد 1398 08:46
امام_جواد_علیه_السلام مدح_مرثیه مثنوی ای که بر جودت سلیمان نبی رو می زند روبروی گنبد تو نوح زانو می زند صحن و ایوان تو را جبرییل جارو می زند شمع عمرت در جوانی از چه سو سو می زند بار دیگر شعله در محصول جان افتاده است در تبار مرتضی داغ جوان افتاده است ذکر مظلومیّتت در شهر پر آوازه شد در جوانی رشته ی عمر تو بی شیرازه شد...
-
فقط حیدر امیرالمومنین است
پنجشنبه 10 مرداد 1398 19:52
فقط حیدر امیرالمومنین است چه غم دارم از لحظه مردنم به قبر و به زیر لحد خفتنم به میزان عدل خدا بردنم در آتش بخواهد بسوزد تنم که مولا علی دستگیر من است میان دو عالم امیر من است امامم علی اعتبارم علی پناهم علی افتخارم علی قرار دل بی قرارم علی همه لحظه ذکر و شعارم علی علی فاتح غزوه خیبر است نفسهای روز و شب کوثر است علی...
-
تقدیم به دل های پاک و روح لطیف شیفتگان حضرت ثامن(ع)
پنجشنبه 10 مرداد 1398 19:46
تقدیم به دل های پاک و روح لطیف شیفتگان حضرت ثامن(ع) دیشب به سرم باز هوای دگـر افتـاد در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد چشمم به ضریـح شه والا گهر افتاد این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد: با آل علی هرکه درافتـاد، ورافتاد این قبر غریبُ الغُـرَبا، خسرو طوس است این قبر مُعین الضعفا، شمس شموس است خاک در او ملجأ ارواح و...
-
السلام علبک یاجوادالائمه
پنجشنبه 10 مرداد 1398 19:41
السلام علبک یاجوادالائمه مهر شما در دل عاشق فتاد خیر دو دنیا به من این فیض داد باب کرم هستی و باب المراد اسئَلُکَ بحودک یا جواد تا که توسل به تو آغاز شد هر گرهی داشت گدا باز شد ای نمک سفرۀ سلطان طوس محضر تو خیل ملک خاک بوس آینۀ صورت شمس الشموس دلخوشیِ عمر انیس النفوس ای علی اکبر ملیح رضا حلقۀ موی تو ضریح رضا جود تو شد...
-
ایران شود گلستان با حذف صفر از پول
پنجشنبه 10 مرداد 1398 10:19
ایران شود گلستان با حذف صفر از پول دشمن شود پریشان با حذف صفر از پول قطعا اگر شود حذف این صفرهای بیخود گردد ریال تومان، باحذف صفر از پول هرچیز در همه جا ارزان شود به زودی گردد دلار بی جان، با حذف صفر از پول دیگر رقم نجومی در هیچ جا نبینی اجناس گردد ارزان، با حذف صفر از پول با سی تومان بگیرم پسته برای یک سال کاسب شود...
-
امام_جواد مرثیه_امام_جواد
چهارشنبه 9 مرداد 1398 13:54
امام_جواد مرثیه_امام_جواد زهری تمامیِّ جگرش را گرفته بود سیلاب خون دو چشم ترش را گرفته بود طوبای باغ سبز "رضا" زرد زرد شد آفت تمام برگ و برش را گرفته بود از درد مثل حضرت زهرا س خمیده شد با دستهای خود کمرش را گرفته بود جان می کند مقابل چشم کنیزها... یک عده پست دور و برش را گرفته بود رقص و صدای هلهله های...
-
امام_زمان_عج
چهارشنبه 9 مرداد 1398 12:28
امام_زمان_عج یک بغض سنگینی گلویم را گرفته غربت درون سینه ی من پا گرفته رفتی و تیر هجر را پرتاب کردی تیر فراقت کنج قلبم جا گرفته رحمی کن ای تسکین دردم دردمندم چشمم به یادت موجی از دریا گرفته مانند آبی و منم مثل سرابم گریم برای یوسف زهرا گرفته اوج تمنای منی یا ایها العشق مجنونم و دل باغم لیلا گرفته... محمد_حبیب_زاده...
-
امام_جواد
چهارشنبه 9 مرداد 1398 12:28
امام_جواد عمریست که ما ریزه خور خان جوادیم فخر است که بر سفره ی احسان جوادیم گفتیم به سلطان همه دم جانِ جوادت از لطف رضا بنده و مهمان جوادیم در سیطره ی عشق بدهکار ترینیم سرمست رخ و قامت جانان جوادیم فرمود که ما مظهر توحید خداییم اسلام جواد است و مسلمان جوادیم ایمان به خدا نیست به جز حب و برائت عشق است که ما مبغض...
-
امام_جواد مرثیه_امام_جواد
چهارشنبه 9 مرداد 1398 12:27
امام_جواد مرثیه_امام_جواد در زیر آفتاب تو ماندی حسین هم ای تشنه ! دور از آب تو ماندی حسین هم پیرو جوان نداشت که یک نور واحدید در قلب شیخ و شاب تو ماندی حسین هم کم یا زیاد مرثیه فرقی نمی کند در روضه در کتاب ، تو ماندی حسین هم گودال و بام ، مرز قبول شهادتند راضی از انتخاب ، تو ماندی حسین هم شمشیر و زهر هردو جگر پاره می...
-
امام_جواد مرثیه_امام_جواد
چهارشنبه 9 مرداد 1398 12:27
امام_جواد مرثیه_امام_جواد یا جواد الأئمه میگویم میشود کفتر دلم آزاد دم باب الجواد با نامت پدرت هرچه خواستم را داد پسر بهترین پدر , بَه بَه پدر بهترین پسر , بَه بَه خلقتت اوج آفرینش بود به ظرافاتِ این هنر , بَه بَه مدح جود تو را خدا گفته از تو گفتن نه کار شاعر هاست از تو کم گفته ایم , تقصیرِ بی هنر بودن معاصر هاست نسخه...
-
امام_جواد
چهارشنبه 9 مرداد 1398 11:09
امام_جواد عمریست که ما ریزه خور خان جوادیم فخر است که بر سفره ی احسان جوادیم گفتیم به سلطان همه دم جانِ جوادت از لطف رضا بنده و مهمان جوادیم در سیطره ی عشق بدهکار ترینیم سرمست رخ و قامت جانان جوادیم فرمود که ما مظهر توحید خداییم اسلام جواد است و مسلمان جوادیم ایمان به خدا نیست به جز حب و برائت عشق است که ما مبغض...
-
امام_جواد مرثیه_امام_جواد
چهارشنبه 9 مرداد 1398 11:08
امام_جواد مرثیه_امام_جواد در زیر آفتاب تو ماندی حسین هم ای تشنه ! دور از آب تو ماندی حسین هم پیرو جوان نداشت که یک نور واحدید در قلب شیخ و شاب تو ماندی حسین هم کم یا زیاد مرثیه فرقی نمی کند در روضه در کتاب ، تو ماندی حسین هم گودال و بام ، مرز قبول شهادتند راضی از انتخاب ، تو ماندی حسین هم شمشیر و زهر هردو جگر پاره می...
-
جواب دندان شکن رهبرعزیزانقلاب به شعر سیمین بهبهانی ‼
سهشنبه 8 مرداد 1398 17:38
جواب دندان شکن رهبرعزیزانقلاب به شعر سیمین بهبهانی ‼ اول شعر سیمین رو بخونید بعد شعر حضرت اقا رو ببینید سیمین بهبهانی من اگر کافر و بی دین و خرابم؛ به تو چه؟؟؟ من اگر مست می و شرب و شرابم ؛ به توچه؟؟؟ تو اگر مستعد نوحه و آهی٬ چه به من؟؟؟ من اگر عاشق سنتور و ربابم ؛ به تو چه؟؟؟ تو اگر غرق نمازی٬چه کسی گفت چرا؟؟؟ من اگر...
-
الهی....
سهشنبه 8 مرداد 1398 17:37
الهی شدم رسوا که می بینم توام دیوانه می خواهی به شمعت سوزم و دانم توام پروانه می خواهی نیام عاقل نیام عاشق کیام هیچم تو آگاهی که گاهی آشنا خوابی گــهی بیگانه می خواهی کجا پـویم که را جــویم هـمی دانــم همی گـویم که خود مجنون و لیلایی مرا افسانه می خواهی تو هستی درد و درمانم تو هستی سرمایه جانم مـرا ای گــنـج...
-
کُفر میگویم و من؛ مُنتظرم لال کُنَد
سهشنبه 8 مرداد 1398 17:32
کُفر میگویم و من؛ مُنتظرم لال کُنَد مرد ِ طوفانزده را؛ قهر ِ خدا - چال کند خستهام، خستهیِ تبعیض ِ توأم ایخالق ! یکنفر خون خورد و دیگریات حال کُنَد؟ این همه جور و جفا ! از که بِپُرسد بنده؟ درد را؛ با چه زبان - یک غزل اعمال کند؟ خواستم - از تو بپرسم؛ که اگر درد ِ دلی ماندهدر ایندلِوامانده خودش چال کُند؟ پس اگر...
-
یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفت
سهشنبه 8 مرداد 1398 17:04
یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفت خانه ات آباد کاین ویرانه بوی گل گرفت از پریشان گویی ام دیدی پریشان خاطرم زلف خود را شانه کردی شانه بوی گل گرفت پرتو رنگ رخت با آن گل افشانی که داشت در زیارتگاه دل پروانه بوی گل گرفت لعل گلرنگ تو را تا ساغر ومی بوسه زد ساقی اندیشه ام پیمانه بوی گل گرفت عشق بارید و جنون گل کرد و افسون...
-
می چاره ساز
سهشنبه 8 مرداد 1398 12:04
می چاره ساز ساقی! به روی من درِ میخانه باز کُن از درس و، بحث و، زهد و، ریا، بی نیاز کُن تاری ز زلفِ خم خم خود، در رهم بنه فارغ ز عِلم و، مسجد و، درس و، نماز کُن داوود وار، نغمه زنان ساغری بیار! غافل ز درد جاه و نشیب و فراز کُن بر چین حجاب از رُخ زیبا و زلف یار بیگانهام ز کعبه و مُلک حجاز کُن لبریز کن از آن مِی...
-
این شعر ایرج میرزا
سهشنبه 8 مرداد 1398 10:02
این شعر ایرج میرزا انگاری برای همه دورانها میشه استفاده کرد ؛ ﻫﺮ ﻭﻋﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﺎﺩ ﻫﻮﺍ ﺑﻮﺩ ﻫﺮ ﻧﮑﺘﻪ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻏﻠﻂ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺭﯾﺎ ﺑﻮﺩ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﮔﻠﻪ ﺑﻪ ﮔﺮﮔﺎﻥ ﺑﺴﭙﺮﺩﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﺷﯿﻮﻩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﻫﺎ ﺭﺳﻢ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩ ؟ ﺭﻧﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﭼﭙﺎﻭﻝ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮﻩ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻏﻔﻠﺖ ﻭ ﺑﯿﺤﺎﻟﯽ ﻣﺎ ﺑﻮﺩ! ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺷﮑﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﺭﯾﺪﻧﺪ ﻭ ﺗﮑﺎﻧﺪﻧﺪ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ...
-
هرکه دارد هوس کرببلا، آماده است
دوشنبه 7 مرداد 1398 09:59
هرکه دارد هوس کرببلا، آماده است ای که جز خانۀ تو، خلوت ما نیست که نیست هر چه گشتیم در این میکده جا نیست که نیست من که جز نام تو نامی نشنیدم بی شک جز صدای تو در این دهر صدا نیست که نیست کاسهای اشک و دو جرعه نفسی با یادت شهر ما را به جز این آب و هوا نیست که نیست صبح در شهرتو یک مشت گدا آمد و شب هرچه گشتیم ندیدیم، گدا...
-
امام_زمان_عج
شنبه 5 مرداد 1398 18:01
امام_زمان_عج یک بغض سنگینی گلویم را گرفته غربت درون سینه ی من پا گرفته رفتی و تیر هجر را پرتاب کردی تیر فراقت کنج قلبم جا گرفته رحمی کن ای تسکین دردم دردمندم چشمم به یادت موجی از دریا گرفته مانند آبی و منم مثل سرابم گریم برای یوسف زهرا گرفته اوج تمنای منی یا ایها العشق مجنونم و دل باغم لیلا گرفته... محمد_حبیب_زاده...
-
تا زمانی صحبت است؛ از رعیت و ارباب
شنبه 5 مرداد 1398 17:28
تا زمانی صحبت است؛ از رعیت و ارباب تا قیامت؛ لایق ِ هر چه عذابیم - عذاب خو گرفتیم؛ بسکه با - زور و زر و تزویر ماندهایم عمری؛ میان ِ نادرستی و صواب تا که دین؛ بازیچهیِ دست ِ سیاست باشد با بهانه میکنند؛ دنیای ِ اینمردم - خراب کُلّ ِ ایران را؛ که دیدید، آب با سیلاب بُرد گوئی؛ مسئولینِ کشور - همه بودند خواب ! از همان...
-
این شنیدم که یک سلبریتی، چند روزی است رفته کانادا
پنجشنبه 3 مرداد 1398 09:58
این شنیدم که یک سلبریتی، چند روزی است رفته کانادا اندکی توی کوچه ها گشته، گفته به به ز حسن آب و هوا وقت شام از تمام ماکولات، چیزهایی چشیده آن شکمو بین آن چیزها هم انگاری، خورده چیزی که رفته تا به فضا پس از آن کرده او در افشانی،گفته این هموطن نما در جمع که در ایران همه چخ اند و اخ اند! عصبی اند و دایم الدعوا نه فقط...
-
استقبال_ازماه_محرم امام_حسین
چهارشنبه 2 مرداد 1398 09:45
استقبال_ازماه_محرم امام_حسین چهل روز مانده تا ماه محرم ما را نسیم پرچم تو زنده می کند زخمی است دل که مرهم تو زنده می کند خشکیده بود چند صباحی قنات اشک این چشمه را ولی غم تو زنده می کند آه ای قتیل اشک، نفس های مرده را شور تو، روضه و دم تو زنده می کند ای خونبهای عشق، چه خوش گفت پیر ما: اسلام را محرم تو زنده می کند ما با...
-
حضرت_رقیه ( س)
سهشنبه 1 مرداد 1398 14:41
حضرت_رقیه ( س) چشم من روشن ای عزیز دلم آمدی جان فدای تاب و تبت تو به من بوسه ها بدهکاری جان ناقابلی بود طلبت پس چرا فرق کرده ای بابا پس چرا خارجی شده لقبت چه بلایی سر تو آوردند در امان بوده اند از غضبت انقدر میزنم به روی لبم که شود پاره پاره مثل لبت به گمانم که زخم های تو هم کار سر نیزه هاست با دهنت با سرت آمدی به...
-
شکایت_نامه
دوشنبه 31 تیر 1398 11:10
شکایت_نامه با چه زبانی گویمت؛ ما ... گِله داریم - گِله روزی سقوط و فاجعه، یکروز سیل و زلزله ! با کاروان ِ مرگ ما؛ هر روز - همسفر شُدیم ! همراه کُن ... تمام ِ ما - یکباره با این قافله یکعُمر شاکر بودهایم - لب وا نکردیم، ولی: اینها گلایههای ِ ماست، بیکُفر و بیمجادله انگار ... با ما میکنی؛ بد تا - خدای ِ مهربان...
-
شاﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪر
یکشنبه 30 تیر 1398 23:39
شاﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪر ﻟﺮﺯﺵ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ بعدتو پرواز هرگز لحظه ی خوبی نبود شانه های خسته ات را دیر فهمیدم پدر ﮐﻮﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺭ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﻗﺎﻣﺖ ﺑﺸﮑﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻮﺳﯿﺪﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺍﻡ ﭘﯿﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪﺭ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺩﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻋﺰﺍ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 27 تیر 1398 17:21
السلام علیک یا صاحب الزمان پر از دردم آقا، برایم دعا کن مریضم سرا پا، برایم دعا کن گرفتار نفسم، اسیر گناهم تو ای روح تقوا، برایم دعا کن به غیر از تو دیگر، کسی را ندارم تو تنهای تنها، برایم دعا کن زمین گیر دردم، ببین روی زردم فتادم من از پا، برایم دعا کن منم رو سیاه و، منم عبد درگاه کجایی تو مولا، برایم دعا کن امیدم...
-
در انتهای هر سفر در آینه.....
پنجشنبه 27 تیر 1398 13:11
در انتهای هر سفر در آینه دار و ندار خویش را مرور میکنم : این خاک تیره، این زمین پاپوش پای خستهام! این سقف کوتاه، آسمان سرپوش چشم بستهام! اما... خدای دل! در آخرین سفر در آینه به جز دو بیکرانهی کران، به جز زمین و آسمان، چیزی نمانده است! گم گشتهام... کجا؟ ندیدهای مرا؟ حسین_پناهی از کتاب به_وقت_گرینویچ hoseinpanah