بی تو مادر خسته و تنها منم
بی تو مادر خواب بی رویا منم
بی تو مادر در کویر زندگی
آن گیاه رَسته در صحرا منم
بی تو مادر راه خود گم میکنم
چون مسافر مانده ای در راه منم
بی تو مادر روز من همچون شب است
روز و شب یکسان و بی فردا منم
بی تو مادر بی پناه و یاورم
قایقی بشکسته در دریا منم
بی تو مادر در سکوتم در سکوت
قصه ها در سینه بی نجوی منم
دیده ام با مهرِ تو روشن شود
بی حضورت همچو نابینا منم
تا که آغوشت به رویم بسته شد
همچو خوانی رفته بر یغما منم
دوریت چون آزمون تلخِ من
آن که دارد دردِ جان فرسا منم
با تو شاهم همچو شاهان بی نیاز
بی تو ویران گشته چون کسری منم
پیر گشتی از غم و از روزگار
عاشق آن روی بی همتا منم
می ستایم من تو را با شعر خویش
تا همیشه عاشق و شیدا منم
#شاهپور _ پیراسته
# روز مادر و روز زن گرامی
# اصفهان بهمن ماه ۱۳۹۹
[خانه ناهید]
بداهه شاعران راه راه
با موضوع ولادت باسعادت خانم حضرت زهرا سلام الله علیها
خدا به دست حبیبش گلی معطر داد
به روضه نبوی رنگ و بوی دیگر داد
خدیجه دامنش از برگ یاس پر گشته
خدا ز لطف، به احمد دوباره مادر داد
دل نبی شده خرم ز لطف حضرت حق
بر آن دو دست پر از نور، درّ و گوهر داد
درخت نور، عَلَم کرد و شاخه شاخه بهشت
چه پرشکوفه بهاری به دست حیدر داد
در امتداد نبی، نسل نور ممکن شد
شبیه آینهای، با علی برابر داد
نمود همدم و همتای حضرت حیدر
به او برابر و همکفو خویش، همسر داد
شده است خیر کثیر و خدا اراده نمود
و درس سخت بزرگی به نسل ابتر داد
برای کثرت نورش میان خلق، خدا
چه عاشقانه به طاهای خویش کوثر داد
بهشت فرش شد و زیر پای او افتاد
به عشق و نور و گل و مهر و ماه، مادر داد
نهاده شد به امانت در این صدف گوهر
دو نور دیده از او هدیه بر پیمبر داد
تمام اجر پیمبر مودت او بود
همو که قول شفاعت به روز محشر داد
بداههسرایان:
زهرا آراسته نیا، امین شفیعی
میناگودرزی، فهیمه انوری
سارا رمضانی، زاهده شاد
محمود حسنی مقدس
طاهره ابراهیم نژاد
محمد علی کمالی مقدم
سوده سلامت، فرشته پناهی
فریبا رئیسی، زهرا محبی
مطهره نقدعلی
وطنزبهترین شعرهای طنز
«زچنبر» (۱)
شبی خوابیده بودم توی بستر
بدیدم هفت گاو سرخ لاغر
رمیدند و به یک آن قورت دادند
هرآنچه بود در آن دشت اخضر
پریدم از هراس از خواب و دیدم
که هستم توی تخت خود شناور!
چو پرسیدم ز پیری اهل معنا
ز تعبیرات این رویای ابتر
بگفتا که یقینا توی بورسی
و غرقی در ضرر از پای تا سر
بگفتم راست میگویی تو ای پیر
که عمرم رفت و شد سرمایهام پَر
چنان زهری به جانم شد در این بورس
که از افعی نخورده مثلش عسگر!
به یغما برد آنسان مالمان را
که لنگ انداخت پیشش قوم بربر
بگفتا گر خلاصی خواهی ای دوست
از این ریزش و این اوضاع احمر
تریدت را بکن با علم و تحلیل
نه با سیگنالهای عمه اختر!
بکن آویزهی گوش این سخن را
دهم پندی به تو جان برادر
اگر خواهی شوی سبز خیاری
بخر تا خرخره سهم «زِچَنبر»
۱. زچنبر: نماد بورسی کشت و پرورش خیار چنبر!!!
مهدی امام رضایی
وطنز | بهترین شعرهای طنز
vatanz_ir
شعر مخصوص خونه تکونی آقایون
می تکانم خانه را چون زلزله
چون که خانم، کرده اینک ولوله
گفته پوستت میکنم ای نازنین
یا میشوری، یا میسابی،یا همین
راه دیگر هم جلو پایم نهاد
راه نه، یک چاه در راهم نهاد
گفته است یا آنچه من گویم شود
یا که فردا مهر من اجرا شود
گفتمش: ای نازنین منزلم
هر چه گویی بی کلک،من تابعم
دیگر از این حرف ها با من نزن
چاکرت هستم، زمهرت دم نزن
هر چه باشد، پول مبل و البسه
کمتر از میزان مهر خالصه!
هر چه گویی، هر چه خواهی میکنم
هر کجا را خواستی جمع میکنم
شیشه ها را، پرده ها را ای عزیز
کل منزل بعد از آن گردد تمیز
آخرش هم جای مزد در جیب ما
می تکانی هر چه هست از جیب ما
«معاون اول رئیسجمهور: اقتصاد را به ریل برمیگردانیم.»
از بس که دلسوزیم و پاپی
برنامه میچینیم ما هی!
هر روز و شب گرم تلاشیم
تا یک دهه قحطی شود طی
از بس تلاشیدهست دولت
لاغر شده مثل قلمنی!
شد اقتصاد از ریل خارج
رانندهاش مست است از می
نرخ تورم رفته بالا
آبستن است و میکند قی!
عیبی ندارد میشود حل
البته لطفا هی نگو کی!
فرشته پناهی
وطنز بهترین شعرهای طنز
vatanz_ir