خبرش سخت بود و حیرتبار
غم شده روی شانهام آوار
باز حرف ترور شده، ای داغ!
دست شوم از سر وطن بردار
دست دشمن به تیغ، اما من
از خودی زخم خوردهام انگار
مرز ما مرز امنیت بوده
آی اهل مذاکره هشدار
لک خون روی کفشهای شماست
گفتگو کردهاید با کفتار
گرچه نامردها علم شدهاند
گرچه هی بزدلی شده تَکرار
ما ولی پای عشق میمانیم
خونمان گر فدا شود صدبار
باغ ما مملو از گل لاله است
ای علفهای هرز بی مقدار
«راه تکرار بر خطر بستند»
آه یادش به خیر درس دو یار
بستن راه این خطر، عزم است
عزم ماندن جلوی استکبار
قدرت ما یقین و دانش ماست
نه زبان زبون سازشکار
انتقامی شگرف میخواهیم
خنده بیعقلی است بر سگ هار
زهرا آراستهنیا
وطنزبهترین شعرهای طنز
مهدکودک سیاست آموزی!
تو شاد مهد کودک، دیشب حوالی شیش
یه بچهی تخس و لوس، یه حرفی رو کشید پیش
میگفت برای اینکه، بازم گشایش بشه
تو این شرایط فقط، مذاکره راهشه
هرکسی این فرصت مهم رو قدر ندونه
یا خائنه به ملت یا دست کم نادونه!
برای اینکه دیگه نق نزنه دمادم
باید حوالهش کنیم یه کف گرگی محکم!
توی گروه کلاس شکلک مُشتی گذاشت
تا دید معلم اومد هول شد و اون رو برداشت
معلم مدرسه تا حرفای اونو دید
گفت نمرهی تو نونه* بدون شک و تردید
مذاکرات قبلی برای ما عبرته
چیزی که لازم داریم فقط کمی غیرته
هر کسی از گذشته نگیره درس عبرت
سیاستش میزنه به مملکت خسارت
برای حرف خامت باید بشی جریمه
حرفای امشب میشه به سابقهات ضمیمه
جریمهت اینه میری تو پیوی کدخدا
مینویسی سیصد بار «مرگ بر آمریکا»
*ن: نیاز به تلاش بیشتر، همان مردودی است.
مهدی امام رضایی
وطنزبهترین شعرهای طنز
زنی که ساکت و صابر بوَد مگر سنگ است
میان تو وَ صبوری هزار فرسنگ است
اگر کچل شدهای زود مشکل من نیست
چه غرغری چه عذابی صدایم آهنگ است
سریع میروی و موی تازه میکاری
بدون هیچ کلامی که خلق من تنگ است
من از عروس عمویت چه چیز کم دارم
فقط سیاهم و پای چپم کمی لنگ است
زنی که مثل من اینطور با کمالات است
نبودِ خودروی شخصی برای او ننگ است
برای عید بگویم فقط جزیرهی کیش
شنیدهام که پر از جنس رنگ و وارنگ است
چهار دنگ حواست به حرف من چون نیست
به روی میز غذایم گزینه جنگ است
کدام فیس و افاده، کدام ناز و ادا
تمام دغدغهام ماجرای فرهنگ است
صامره حبیبی
وطنز بهترین شعرهای طنز
معاونت وزیر صمت:
مردم به اندازهی نیازشان خرید کنند و احتکار خانگی نکنند.
پند بستان و احتکار نکن!
همه را طعمهی فشار نکن
سق بزن نان خشک را، کافیست
نان خود را پس آبدار نکن!
توی لیست خرید خانگیات
غیر نان شبت، قطار نکن
به همین لقمه نان قناعت کن
هوس مرغ و خوار و بار نکن
با خریدت حباب را الکی
پشت اجناس هی سوار نکن
پول و سرمایه را به باد نده
جان من بیجهت قمار نکن!
دوغ کردی هوس بخور، اما
توی آن ماست یا خیار نکن
تاسه کردی همیشه خاک بخور!
چیز میز گران ویار نکن
کاشف آمد مقصری جانم!
زود تسلیم شو فرار نکن
دولت از احتکار بیزار است
شرم کن ملت! احتکار نکن
فرشته پناهی
وطنزبهترین شعرهای طنز
زن همسایه آمد از بازار
سانتیمانتال عصر پستمدرن
بیخودی بود از فلک بیزار
بی سلام و تعارفی با ما
گفت زنها چقدر بدبختند
عینهو عهد بوق درگیر
زندگی در شرایط سختند
خانهداری مناسب زن نیست
خانه بدتر ز هر چه زندان است
آسمان ریسمان نمیبافم
حق زن سروری به مردان است
زن برای خودش کسی باشد
تر گل و ورگل و تماشایی
به اسیری نیامده جانم
که مرتب بیاورد چایی
دست را روی دست نگذارید
خیلی از قافله عقب هستید
بین مردم خودی نشان بدهید
روز روشن اسیر شب هستید
گفتم اول سلام بعد آرام
زن نبوده اسیر در خانه
آنکه از شور و عشق سرشار است4
قهرمان نیست، هست ریحانه
از خر اجنبی بیا پایین
خرسواری در این زمان عار است
دست بردار ازاین ادا و اصول
«دست بالای دست بسیار است»
تو نباید به جای زن بودن
بکنی با طبیعت خود جنگ
گوشتان با من است یا گوشی؟
«نرود میخ آهنین در سنگ»
آن زن جیغجیغو در آن لحظه
منّومن کرد و آخرش هم رفت؛
«در صدا خورد، همسرم آمد
خاک عالم ناهار یادم رفت!»
صامره حیبی
وطنز بهترین شعرهای طنز