وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

روزی از روزهای معمولی

روزی از روزهای معمولی

زن همسایه آمد از بازار

سانتی‌مانتال عصر پست‌مدرن

بیخودی بود از فلک بیزار

بی سلام و تعارفی با ما

گفت زن‌ها چقدر بدبختند

عینهو عهد بوق درگیر

زندگی در شرایط سختند

خانه‌داری مناسب زن نیست

خانه بدتر ز هر چه زندان است

آسمان ریسمان نمی‌بافم

حق زن سروری به مردان است

زن برای خودش کسی باشد

تر گل و ورگل و تماشایی

به اسیری نیامده جانم

که مرتب بیاورد چایی

دست را روی دست نگذارید

خیلی از قافله عقب هستید

بین مردم خودی نشان بدهید

روز روشن اسیر شب هستید

گفتم اول سلام بعد آرام

زن نبوده اسیر در خانه

آنکه از شور و عشق سرشار است4

قهرمان نیست، هست ریحانه

از خر اجنبی بیا پایین

خرسواری در این زمان عار است

دست بردار ازاین ادا و اصول

«دست بالای دست بسیار است»

تو نباید به جای زن بودن

بکنی با طبیعت خود جنگ

گوشتان با من است یا گوشی؟

«نرود میخ آهنین در سنگ»

آن زن جیغ‌جیغو در آن لحظه

من‌ّو‌من کرد و آخرش هم رفت؛

«در صدا خورد، همسرم آمد

خاک عالم ناهار یادم رفت!»

صامره حیبی

وطنز بهترین شعرهای طنز

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.