وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

زندگی یک آرزوی دور نیست

زندگی یک آرزوی دور نیست

زندگی یک جستجوی کور نیست ...

زیستن در پیله پروانه چیست؟

زندگی کن‌،زندگی افسانه نیست

گوش کن‌دریا صدایت میزند ...

هر چه ناپیدا ،صدایت می زند !

پیله ی پروانه از دنیا جداست

زندگی یک مقصد بی انتهاست ...

هیچ جایی انتهای راه نیست !!

این ‌تمامش ماجرای زندگیست

هزار دشمنم ار می‌زنند تیر خلاص

هزار دشمنم ار می‌زنند تیر خلاص

تو گر فرند بمانی، چه حاجتی به قصاص

در انفرادی تفهیم اتهامم کن

اگر به حکم تو باشد، خدو به استخلاص

اگر تو فحش دهی بهْ که دیگری هدیه

اگر تو غرق کنی خاک بر سر غواص

به جیغ و جفتک و هورا نباید از جا رفت

هزار لایک فدای دوتا مخاطب خاص

پس از قرائت شعر فخیم من باید

عوام نعره برآرند و کف کنند خواص

به پاچه‌خاری و اینها نیاز نیست، بس است

همینکه عرض ارادت کنند با اخلاص

نصیحتی کنمت، بشنو و قیافه مگیر

تو نیز منتقلش کن به سایر اشخاص:

پسر رود به پدر، چون تره به تخم تره

عبید زاد زیاد است و عمرو تخمهٔ عاص

بخواه جام می و اختلاس کن تا ته

که حاکمان ز حبیبان نمی‌کشند تقاص

من و بقیّه که هل می‌دهیم و خرسندیم

شما برای خدا دنده را کنید خلاص

امید مهدی نژاد

وطنز | پایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz_ir

از دید روغنفکر های نا مسلمان

از دید روغنفکر های نا مسلمان

ایران شده ویران و آمریکا گلستان

آن ور تمام فصلهایش نو بهار است

این ور تمامش زمهریر است و زمستان

بیمارشان چون فرفره چرخید خوب است

بیمارمان اصلا ندارد راه درمان

مصدوم ها را با سفینه میفرستند

در کشور ما آمبولانسش هست فرغان

آنجا همه خوابیده بر روی پر قو

اینجا همه در انفرادی توی زندان

آنجا مسلسل هایشان هم آب پاش است

بر حلق هم داریم اینجا چنگ و دندان

کلا ندارد شهر معنایی در اینجا

یا داخل غاریم یا وِل در بیابان

ایرانیان جان میکنند از تن به سختی

آمریکایی جان می سپارد نرم و آسان

آنجا دیار پهلوانهای غیور است

ایران شده گویا کنام گرگ و شیران

تحلیل روغنفکرهای ما چنین است

تجلیل کردن از مخالفهای ایران

طنز_مطبوعاتی

وطن_امروز

مهدی پیرهادی

وطنز پایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz_ir

بی‌شک؛ کلامِ وحی، تورا آرام خواهد کرد

بی‌شک؛ کلامِ وحی، تورا آرام خواهد کرد

صبور و  سخت و  مُحکم  باش - ای مرد

می‌دانم - برادر جان؛ که مأنوسی با قرآن

بخوان - بایَست که؛ این امتحان، طی‌کرد

خدا؛ می‌آزماید  سخت -  بنده‌ی ِ  خود را

شما؛  با داغ ِ  سنگینی -  گردیدی هماورد

داغ ... داغ است، همه‌مان؛  داغ می‌بینیم

ولی - باید  که بود؛ با داغ و ماتم، در نبرد

موفّق آمدی؛ از آزمون - پیش ِ خدا بیرون

می‌دانم؛ زِ لطفِ حقّ - نمی‌گردی تو دلسرد

اندوه و غم و رنج ِ تو بر جانم - خبر دارم:

شکسته نازنین قلبت، پُر از اندوهی و درد

شریکِ غُصّه‌و حُزن‌و غم‌هاتیم، برادر جان

می‌فهمیم، مصیبت؛ چه‌بر رویِ سرت آورد

عاشقِ آلِ‌کسا بودی‌همیشه، پس به‌یاد آور:

روز ِ عاشورا، مصیبت‌ها بر آل ِ عبا گُسترد

دعا؛ باید تلاوت کرد - به دنبالِ سفر کرده

لبت ذکر و دعا باشد، غمت کم‌کم شَوَد طرد

خدا رحمت‌نماید؛ همسرِ خوب‌و عزیزت را

نبینم - روی ِ ماه ِ تو؛  شُده  از غُصّه‌ها زرد

پس از  این؛  سـَر  کـُنی -  با  خاطرات او

فراموشش نکن‌هرگز، ولی - به‌زندگی برگرد

حسن_جهانچی

HasanJahanchi

ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده ام

http://uupload.ir/files/h26i_%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86.jpg

ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده ام

درکنج ویران مانده ام ، خمخانه را گم کرده ام

هم در پی بالائیان ، هم من اسیر خاکیان

هم در پی همخانه ام ،هم خانه را گم کرده ام

آه م چو برافلاک شد اشکم روان بر خاک شد

آخر از اینجا نیستم ، کاشانه را گم کرده ام

درقالب این خاکیان عمری است سرگردان شدم

چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم کرده ام

از حبس دنیا خسته ام چون مرغکی پر بسته ام

جانم از این تن سیر شد ، سامانه را گم کرده ام

در خواب دیدم بیدلی صد عاقل اندر پی روان

می خواند با خود این غزل ، دیوانه را گم کرده ام

گر طالب راهی بیا ، ور در پی آهی برو

این گفت و با خودمی سرود، پروانه راگم کرده ام

T.k

همیاران آسایشگاه معلولین و سالمندان گیلان-رشت (خیریه)