غزل
مرو چون غافلان ای طالب منزل به خواب اینجا
که نعل از ماه نو دارد در آتش آفتاب اینجا
به پیچ وتاب کوته می شود این راه بی پایان
مکن تا هست فرصت، کوتهی در پیچ و تاب اینجا
بهشت و دوزخ باریک بینان نقد می باشد
حساب خود نیندازد به فردا، خود حساب اینجا
زر کامل عیار از بوته آید سرخ رو بیرون
نیندیشد ز آتش هر که گردیده است آب اینجا
ز خامی در قیامت طعمه آتش نسازندت
ز شوق آن لب میگون اگر گردی کباب اینجا
ز آغوش کفن چون گل صبوحی کرده برخیزی
ز خون دل اگر چون عاشقان سازی شراب اینجا
میسر نیست خود را یافتن در شورش محشر
سری در جیب تنهایی بکش، خود را بیاب اینجا
ترا سازند فردا خوابگاه از سایه طوبی
ز بیداری نمک ریزی اگر در چشم خواب اینجا
سر از پیراهن حوران برآری چون ز هم پاشی
گل خود را ز سوز دل اگر سازی گلاب اینجا
به بازار قیامت نیست رایج هر زر قلبی
مکن جز در دو داغ عشق، نقدی انتخاب اینجا
نگاه خیره گردد رشته اشک پشیمانی
مبین در روی شرم آلود خوبان بی حجاب اینجا
اگر خواهی گذشتن از صراط آسان شود بر تو
قدم بیرون منه زنهار از راه صواب اینجا
عجب دارم ترا صبح قیامت هم به هوش آرد
چنین کز باده غفلت شدی مست و خراب اینجا
هوا در پرده بیگانگی دارد ترا صائب
تهی از باد نخوت کن سر خود چون حباب اینجا
به ریتم ناناش ناش گلوبال هاوک
شده تازه پیداش گلوبال هاوک
میگفتن که با حال و جنتلمنه
ببین ریخته پرهاش گلوبال هاوک
فوتاشاپیه موشکامون ولی
داره_میریزه باش گلوبال هاوک
یه روزی یه پهپاد مغرور بود
شده عین سمپاش گلوبال هاوک
سیاهی چقد! قبل افتادنت
میرفتی یه کارواش گلوبال هاوک
ببر گنده لاتیتو جای دیگه
که ریزی واسم داش گلوبال هاوک
زهرا آراسته نیا
وطنزپایگاه شعر و ترانه طنز
vatanz
اللّٰهُمَ عَجِّلْ لِوَلیِّکَ الْفَرَج:
《غربت حضرت مهدی عج》
به نام رب مهدی لب گشایم
سرود غیبتش را می سرایم
سخن از غربت مهدی زهراست
سخن از بی وفایی من و ماست
غم مهدی غمی جانکاه باشد
از آن کمتر کسی آگاه باشد
کجا یوسف ، چنین زندان کشیده؟
کجا یعقوب ، این هجران کشیده ؟
هزار و یکصد و هفتاد سال است
که می داند که ، مولا در چه حال است ؟
فدای غربتش ، یاور ندارد
به این غربت کسی باور ندارد
به غیبت سوز و اشک و آه دارد
چو جد خویش سر در چاه دارد
تو گویی خار در چشمش نشسته
دلش از غفلت شیعه شکسته
قسم بر صورت زهرا که نیلی ست
به رخساری که آزرده ز سیلی ست
در این غم اشک آل الله جاریست
حدیث قرن ها چشم انتظاریست
به مهدی عرصه عالم چو تنگ است
چنین غفلت برای شیعه ننگ است
همه کردیم مهدی را فراموش
رسد هل من معین همواره بر گوش
به سینه سوز هجرانش نداریم
خبر از اشک چشمانش نداریم
ولی اندوه او بر ما گران است
دعا گوی تمام شیعیان است
بیا هجرت کنیم اینک به سویش
رویم العفو گویان رو به سویش
ز رنج غربتش یادی نمائیم
امام خویش را یاری نمائیم
بیا زهرای اطهر شاد سازیم
ز زندان یوسفش آزاد سازیم
الّلهُمَّـ عَجِّللِوَلیِّڪَ الفَرَج
یکی از زیباترین شعر مولانا :
عاقبت خاک شود حسن جمال من و تو
خوب و بد می گذرد وای به حال من و تو
قرعه امروز به نام من و فردا دگری
می خورد تیر اجل بر پر و بال من و تو
مال دنیا نشود سد ره مرگ کسی
گیرم که کل جهان باشد از آن من و تو....
هر مرد شتربان اویس قرنی نیست
هر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست
هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد
هر احمد و محمود رسول مدنی نیست
برخ رده دلان پند مده خویش میازار
زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست
جایی که برادر به برادر نکند رحم
بیگانه برای تو برادر شدنی نیست...
وفات حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)
وشهادت حضرت حمزه عموی گرامی
پیامبر اسلام تسلیت باد
نیمه ی شوال، ری غرق غم وشور عزاست
چون وفات سیدی از نسل پاک مجتباست
سیدی اهل کرامت کنیه اش عبدالعظیم
هر ملک در بارگاه لطف او همچون گداست
سالیانی بود در غربت ز جور ظالمان
در غریبی بی گمان همچون عموی خود رضاست
نقل باشد از امام هادی اندر وصف او
زایر او، هم ثواب، زایر کرببلاست
همجواری اش بود فخر تمام رازیان
با وجود مرقدش ری صحنه لطف خداست
او ابوالقاسم بود عبد عظیم کردگار
هرکه حاجت برده بر درگاه او حاجت رواست
در حریمش نیمه ی شوال غوغایی بود
نوحه خوان درماتم هجران او ارض وسماست▪https://t.me/joinchat/AAAAADwlabGn5JpFx5ds8A