سالروز ازدواج آقا امیرالمومنین(ع)
بر همه مبارکباد
آسمان می خواند امشب قدسیان دف می زنند
حوریان کل میکشند و خاکین کف می زنند
شیر عاشق کش کدام آهو دلت را برده است
تیغ مرحم جو کدام ابرو دلت را برده است
آسمانی بی کرانی عاشق دریا شدی
آمدی آیینه ی انسیه الحورا شدی
امشب ای زیبا ترین ای دلبر کوثر بیا
شب شب عشق است ای داماد پیغمبر بیا
بیش از اینها با دل محبوب ما بازی مکن
پیش این نیلوفر یکدانه غمازی مکن
مثل اقیانوس آرام است این بانو ولی
در دلش طوفان به پا کردی مدارا کن علی
لیله القدر نگاهش یا علیاجر تو است
او سلام فیه حتی مطلع الفجر تو است
از ازل در پرده بود ایینه دارش می شوی
در گذر در کوچه باغ عشق یارش می شوی
قد و بالای علی از چشم زهرا دیدنیست
وای وقتی میرسد دریا به دریا دیدنیست
ماه هم در اوج برکه دیدنی تر می شود
قدر زهرا با علی فهمیدنی تر می شود
مانده احمد تا کدامین وجه رب را بنگرد
روی حیدر را ببیند یا به زهرا بنگرد
ای بلال امشب اذانی را که می خواهی بگو
اشهد ان علیا حجه الهی بگو
عقد زهرا و علی در آسمان ها بسته شد
سر نوشت عشق هم بر زلف آنها بسته شد
گفت احمد این زره خرج جهاز دختر است
خوب می دانست حیدر بی زره هم حیدر است
ما دره میخانه امشب روح را پر میدهیم
دل به چشم کوثر و دستان حیدر می دهیم
حلقه از دست برون آر و بیاویز به گوش
تا بدانند کنیز تو نه بانوی توام
خطبه میخواند نبی و حوریان دف میزنند
عرشیان و فرشیان دور علی کف میزنند
تا گره میخورد دستان دو ماه منجلی
زیر لب میگفت حیدر :فاطمه ، زهرا: علی
هل أتی محو تماشای رخ زلزال بود
رحمت للعالمین خرسند وخوش احوال بود
کعبه امشب در طواف سوره ی شمس و ضحی ست
حیدر امشب با وضو مهمان بیت مصطفی ست
شاخ شمشادی که شد داماد ام المؤمنین
نائب بر حق برای رحمت للعالمین
دور زهرا گشت حیدر دور حیدر فاطمه
دود اسپندست و تکبیرست در این همهمه
حضرت خیرالساء چون بر لبش آمد بلی
یک نفر میگفت زهرا یک نفر میگفت علی
روی پیشانی طه سجده ی شکری نشست
خنده ای آرام بر لبهای زهرا نقش بست
از قدوم خیر و پاک حضرت خیرالنساء
کعبه از روز ازل شد سینه چاک مرتضی
شاعر:
نرگس غریبی
درود!طلعت خورشید روزگار علی
سلام مادر آب و سلام یار علی
کسی که گفته نیاید بهار با یک گل
خبر نداشته اصلاً ز نو بهار علی
کلید جنت و فردوس زیر لفظی بود
برای عقد تو از سمت کردگار علی
عروس خانه ی حیدر مبارکت باشد…
شروع زندگی مشترک کنار علی
سپر فروخت برای عروسی ات مولا
خبر شدند دو عالم ز شاهکار علی
طبق طبق سبد یاس جبرئیل آورد
به افتخار شما و به افتخار علی
دخیل بخت ببند ای ملیکه با چشمت
به چشم های سراسر امیدوار علی
قسم به (واقعه)،(کوثر)پسند کرده (نباء)
و جای باطن (قدر) است در جوار علی
سه بار جلوه گری کن ز صبح تاخود شب
سه بار دیدن این جلوه هاست کار علی
بدون اذن تو دستی به قبضه زد نه نزد
که هست فاطمه مِن بعد ذوالفقار علی
رضایت است سکوت اختیار کردی تو!
که انتخاب گذاری به اختیار علی
خدا کند نظر تنگ چشمتان نزند…
خدا کند نرود طاقت و قرار علی
شاعر:
علیرضا وفایی خیال
سلام صبحگاهی...
در محضر ارباب...
السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه
آنقـدر آلــوده ام که بار خفت میکشم
با خودم این درد را تا بی نهایت میکشم
یابن زهرا من برای اینکه راضی ات کنم
از نماز صبح تا هیئت ریاضت میکشم
بس که گریه کرده ای از دیدن پرونده ام
هر کجا نام تو می آید خجالت میکشم
تا نگاه مهـربانت قسمت من هم شود
لحظه لحظه ازدو تا چشم تو منت میکشم
جای تو با نفس امـاره رفاقت کرده ام
هر چه دارم می کشم از این رفاقت میکشم
می شود گاهی نگاهی هم به حال من کنی
هر چه باشد من درِ این خانه زحمت میکشم
با همه آلــودگی هر طـور ممکن که شده
هر شب جمعه خودم را سمت هیئت میکشم
می روم یک گوشه ای در روضه هق هق میکنم
آخـرش در روضـه های کـــربـلا دق میکنم
نـوکــر_نـوشــت:
حـسـیـن_جــان
صبحِ خود را به سلامـی به تو آغـاز کنم
جُــز هَــوایِ تــو کجـا باشم و پـرواز کنم
حَسرَتِ بوسه به شش گوشهی تو مارا کُشت
دردمندم، به کـه مـن دردِ خـود ابراز کنم؟
صلی الله علیڪ یا سیدناالمظلوم یااباعبدالله الحسین
سلام علیکم و رحمة الله... صبحتون بخیر... سالروز ازدواج مولای عالمیان حضرت علی (ع) و سرور زنان هر دو جهان حضرت فاطمه (س) بر همگان مبارک
روزتون معطر بنام ارباب_بـی_کــفـن
بیاد_شهید_مدافع_حرم_رضــا_نــظــری
اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم

جمعه شد اما نمیدانم که دلدارم کجاست!
من خریدارش شدم زنبیل ِبازارم کجاست؟
دسته گل هایی برایش چیده ام از باغمان
باغبان با من بگو ماه شب ِ تارم کجاست؟
جای ِ ماه آسمان عکس از نگاهش می کشم
هرچه میگردم نمیدانم که پرگارم کجاست؟
خط بخط حرف دلم راچیده ام بر روی هم
بامن ای مادربگو دفتر وَ خودکارم کجاست؟
می روم در کُنجِ ایوان دیده بر راهش نهم
شاید آرامم کند فندک وَ سیگارم کجاست؟
نذر ِ دیدارش فراوان روزه ها دارم به دل
ربنا سر داده شد خرمایِ افطارم کجاست؟
گشته ام انگشت نمای مردو زن پیروجوان
از کجا فهمیده اند ایراد ِ رفتارم کجاست؟
ای خدا مُردم ز دوری عصرجمعه سررسید
خواهشا با من بگو اربابِ دربارم کجاست؟