وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وام، بَد بوده از قدیم و ندیم

http://uupload.ir/files/hj1h_%D9%88%D8%A7%D9%85.jpg

وام، بَد بوده از قدیم و ندیم

باز هم وام‌های عهد قدیم!

از همان وام‌های حاج امین

وام بی‌دنگ و فنگ و بی‌تضمین

وام بی‌قیل و قال و بی‌تعجیل

ضامنش اشک چشم و تار سبیل

وام‌هایی همیشه در حرکت

وام‌هایی حلال و پربرکت

وام آنان که معتدل بودند

مردمانی که اهل دل بودند

مردمانی که وام می‌دادند

به گرفتار، شام می‌دادند

نه که بیچاره را تباه کنند

چون گدایان به او نگاه کنند

ای خوشا وام‌های عهد قدیم

وام مولا به مستحق و یتیم

وام پر خیر و وام بی‌اجحاف

بی نیاز از هزار تا پاراف

باعث خیر و انبساط روان

نه از این وام‌های زوج جوان

آن که تا کارد برعصب نرسد،

نرسد، تا که جان به لب نرسد

وام‌هایی که خرج یک روزه

جای آن تا سه سال می سوزه!

ابوالفضل زرویی نصرآباد

وطنزبهترین شعرهای طنز

https://t.me/joinchat/AAAAAEROn3SJtl3g7meniA

بگذشت بهاران و نچیدم ثمر از دل

بگذشت بهاران و نچیدم ثمر از دل

بر خرمنم افتاد ولی صد شرر از دل

خون جگرم باز در آورد سر از چشم

تا عشق به صد ناز در آورد  سر از دل

هرچند دگر آه ندارم به بساطم

تا دیدۀ من بر شده درّ و گهر از دل

بر غربت این دل نگدازم مگر از جان

بر حسرت این جان نگدازم مگر از دل

آهی نکشیدم که مکدّر نشد از من

کو دلشده‌تر از من و آیینه‌تر از دل؟

یک شب ز برم رفت و دگر باز نیامد

دل بی‌خبر از من شد و من بی‌خبر از دل...

سعید_سلیمان_پور

bolfozool

هرچند که چالاک و تمیز و برو باشد

هرچند که چالاک و تمیز و برو باشد

پیکان نتواند که رقیب دوو باشد

با رستم یل کی بتواند که کند رزم

طفلی که مسلط به فنون جودو باشد

در وصف دلآرای رخت سکسکه گیرد

وصاف تو هرچند که ویکتور هوگو باشد

در فلسفه چشم تو حیران بشود کانت

حیرت زدۀ تیپ تو میشل فوکو باشد

پنجاه قصیده پی تعریف تو گفتن

در جنب سجایای تو یک هایـکو  باشد

اینگونه اگر جلوه کند حسن تو در شهر

اسکورت تو باید که جناب زورو باشد

آن کس که دهان باز به وصف تو نماید

شایان دلار و ین و لیر و یورو باشد

کوتاه بود دست بداندیش تو از عیش

آنگونه که گویند فلان، کانگرو باشد

شایسته نبوده‌ست به تو مرکب پیکان

شایستۀ آن قامت رعنا هوو باشد

خواهی که جهان در کف اقبال تو افتد

خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

ای روی تو تنظیم نمای اکو سیستم

می‌گویم اگر سیستم ام را اکو باشد

گشتیم و ندیدیم  شما نیز نبینید

دلدار بدین مرتبه تو دل برو باشد

جواد نوری

وطنز بهترین شعرهای طنز

https://t.me/joinchat/AAAAAEROn3SJtl3g7meniA

بداهه شاعران راه راه در پاسخ به متوهمان مذاکره‌ی مجدد

بداهه شاعران راه راه در پاسخ به متوهمان مذاکره‌ی مجدد

شایع شده است حضرت استاد گفتگو

سر داده باز در همه جا داد گفتگو

درباره‌ی اصول و فنون مذاکره

برپا نموده کرسی آزاد گفتگو

گفته‌ست از اوایل دوران مدرسه

هی داشته علاقه به ایجاد گفتگو

چون در کتاب‌های دبستان نوشته بود

"کردند امین و خواهرش آزاده گفتگو!"

دلواپسان و خار و خسان! کافی است، هان!

آخر کجاست جان من ایراد گفتگو؟

برجام را چو داد خدا با مذاکره

مستیم پس ز لطف خداداد گفتگو

بر روی میز، هسته‌ای و موشک و دلار!

الحق که بود خوشمزه سالاد گفتگو

موگرینی است دختر شیرین ماجرا

ما نیز خسروانه چو فرهاد گفتگو...

ریلکس زیر سایه‌ی برجام پر ثمر

لم داده می‌خوریم همه باد گفتگو

خرداد پر ز حادثه گرم است و آتشین

باید پناه برد به مرداد گفتگو!

ماییم آشنا به زبان جهان، لذا

دادیم خود به خود، لقب گاد گفتگو!

دنبال راه حل مسائل نباش، چون

حل می‌شود به قدرت و امداد گفتگو

از پنج و یک اگر نشد آب طغار، گرم

اشکال بوده است در اعداد گفتگو!

بلغور می‌نمود از این دست یاوه‌ها

دُر می‌فشاند در همه ابعاد گفتگو!

یاد گذشته کرده و گویی که گشته بود

دلتنگ طعم کیک و لیموناد گفتگو!

آنجا ردیف بود بساط مصافحه

بوسیده بود تک تک افراد گفتگو

باید که چندوقت قرنطینه‌اش کنید

چون مسری است این مرض حاد گفتگو

آخر چه شد نصیب شما از مذاکرات

جز بوی گند پوشک نوزاد گفتگو؟

در پیچ چارراهِ وین گل‌فروش شد

بی‌سرپرست ماند چو اولاد گفت‌وگو!

برجام شد بلای مهیبی که بعد از آن

مو سیخ می‌کند به تنم یاد گفتگو!

-با گرگ ها مذاکره کردیم و پاره‌ایم-

با گریه گفت روح روانشاد گفتگو

آری اگرچه ظاهر سازش، گشایش است

اما گره به روی گره زاده گفتگو!

بداهه سرایان:

مهدی امام رضایی

سوده سلامت، فرشته پناهی

حسن یاوری، مینا گودرزی

احمد رفیعی وردنجانی

حامد سنگونی، ناهید رفیعی

محمد علی کمالی‌مقدم، محمد محمدی

محمود حسنی مقدس

سارا رمضانی، علی اکبر مدرس زاده

احد ارسالی

وطنزبهترین شعرهای طنز

https://t.me/joinchat/AAAAAEROn3SJtl3g7meniA

این هفته که نه؛ وعدهٔ ما از شنبه

این هفته که نه؛ وعدهٔ ما از شنبه

هر روز «دو» و «کوه» و «شنا» از شنبه

بگذار یکی دو پُک به قلیان بزنیم

پمپاژ هوا در ریه‌ها از شنبه

بدجور به کله‌پاچه عادت کردیم

ایجاد رفرم در غذا از شنبه

هرچند که قلب در عذاب افتاده

اقدام به درمان و دوا از شنبه

اجرای رژیم لاغری فعلا نه

یک کاره از امروز چرا؟! از شنبه

با یار، جفا و جنگ و دعوا الان

دلدادگی و رسم وفا از شنبه

با اکس و کراک، هی فضاپیمایی

اینگونه نرفتن به فضا از شنبه

کج‌دستی و اختلاس هر وقت که شد

وارستگی و ترک خطا از شنبه

واریز حقوق‌ها به تعویق افتاد

گفتند به امید خدا از شنبه

رفتیم که یارانه بگیریم، نبود

دیدیم نوشته «ای گدا» از شنبه

هر کار به جز سرزنشِ زلفی که

شاید بشود دام بلا از شنبه

این شعر نیازمند چکش‌کاری‌ست

پالایش هر پرت و پلا از شنبه

مصطفی مشایخی

وطنزبهترین شعرهای طنز

https://t.me/joinchat/AAAAAEROn3SJtl3g7meniA