انتقاد ظریف از هجمهها:
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم/
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
تحریم میرود، نرود هم گذر کنیم
دلواپسان لوس و ننر را پکر کنیم
صد روزه منعطف شدن از ما بعید نیست
وقت توافق آمده شقالقمر کنیم
بگذاشتیم تا خودشان مرحمت کنند
چون زشت بوده حکم کسی بیاثر کنیم
مشتاق توبهاند، نه ما توبه میکنیم
این حُسن را به نیکی بیشینه در کنیم
اصلاح ذات بین و ثواب و از این امور
خود را برای شادی ارباب خر کنیم
ما را بغل کنند یقینا اگر کمی
لب را برای گفتن لبیک تر کنیم
موشک که بازی است؛ بزرگی نشان دهیم
جیز است آتش از خطراتش حذر کنیم
صرفا برای صلح و صفا میشود به کل
کبریت را بدون سر و بیخطر کنیم
آنوقت میشود که دلاری به کف بریم
آنوقت میشود به یواسآ سفر کنیم
بهبه که آب از لب و لوچه روان شده
ما با خیال یار، شب و روز سر کنیم
حلال مشکلات همین کیمیای ماست
گر بر مس وجود بریزیم، زر کنیم
محکم به گوش خلق بکوبیم گفتمان
بهتر که گوش هرکه نفهم است کر کنیم
چشم حسود بتّرکد روی منقلی
تا در توافقات سیاسی هنر کنیم
صد روز آخری به همین شیوه بگذرد
بر تیغ نقد، فحش رکیکی سپر کنیم
سوده سلامت
وطنزبهترین شعرهای طنز
بداهه آئینی شاعران راهراه به مناسبت
ولادت با سعادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام
نیمههای رمضان لطف خدا کامل شد
آنچه میخواست دل عاشق ما، حاصل شد
ماه آمد که برد جلوهی نور از رخ ماه
دلبر آمد که کند معجزه با برق نگاه
غرق جشناند خلایق همه از انس و ملک
شادمان از قدمش اهل زمین، اهل فلک
باز شد پنجرهی رحمت حق روی زمین
گشت جاری کرم و بخشش حق سوی زمین
مژده بر شام سیه قرص قمر آمده است
بهر زهرا و علی ماهپسر آمده است
از کرامات خداوند نشان آمده است
حضرت انسیه را مونس جان آمده است
او که با آمدنش ارض و سما روشن شد
این زمین برهوت از قدمش گلشن شد
حسن آمد و نمایان شده احسان از او
بس که سرشار کرامت شده مهمان از او
سفره انداخت که افطار دهد مهمان را
از کرم باب کند بر همگان احسان را
ما گداییم سر سفرهی احسان حسن
بیمه گردیم به یمن نمک نان حسن
اینکه عشق علی و آل علی در دل ماست
چونکه از خاک کف پای حسن در گل ماست
بداهه سرایان: مهدی پیر هادی
محمود حسنی مقدس
مهدی امام رضایی، محمدعلی کمالی مقدم
سارا رمضانی، فریبا رئیسی
فرشته پناهی، زهرا محبی
طاهره ابراهیم نژاد
وطنز | بهترین شعرهای طنز
حسن یعنی تمام هست زهرا
حسن یعنی کریم هر دو دنیا
حسن یعنی سکوت و رازداری
حسن یعنی شب و دل بی قراری
حسن یعنی غروری که شکسته
حسن یعنی شهود دست بسته
حسن یعنی غروب و رنگ نیلی
حسن یعنی دوشنبه ضرب سیلی
حسن یعنی بقیع تیره و تار
حسن یعنی در وتیزیِ مِسمار
حسن یعنی نه شمعی نه مزاری
حسن یعنی نداری گریه داری
حسن یعنی به رنگ ارغوانی
حسن یعنی شکسته درجوانی
حسن یعنی شهید زهر کینه
حسن یعنی غریب اندر مدینه
حسن یعنی تمام عشق مادر
حسن یعنی عزیز قلب حیدر
بداهه طنز رمضانیه
«ماه رمضان شد می و میخانه بر افتاد»
در سر هوس گشت و گذار و سفر افتاد
مردان قوی روزه گرفتند و پوکیدند
پیروزی مردان خدا در خطر افتاد
یارب تو گشودی ز کرامت در رحمت
پس خلق چرا گشنه چنین پشت در افتاد؟
بعد از سحری در شرف پارهشدن بود
شلوار، پس از ظهر ولی از کمر افتاد!
یخچال به من زل زد و من نیز به یخچال
از عمق نگاهش ز دو دستم سپر افتاد
تا قبل اذان هر چه که دیدم هوسم شد
تا گفت اذان کل جهان از نظر افتاد
یک دختر نه سالهی بیحال ز روزه
چشمش به دهان پُر یک نرّهخر افتاد
مردک به خودش گفت چه دردی بتراشم
یکهو به سرش سوزش اثنیعشر افتاد
یک عمر رژیم علف خشک گرفته
از روزه کنون بر همه جانش ضرر افتاد
در ماه مبارک همه از نار جهیدند
بیچاره کسی که پس از آن در سقر افتاد
در خاصیت روزهی امسال همین بس
از فرط عطش فکر دلارم ز سر افتاد
بداههسرایان:
محمدرضا شکیبایی زارع
ناهید رفیعی، فهیمه انوری
امیر معظمی، مهدی کبیری
یاسر پناهی فکور، مینا گودرزی
امین شفیعی
وطنز | بهترین شعرهای طنز
کلیپ شعر
دوش طنز
آی مردم برای مصرف مرغ
بشتابید باز در صف مرغ
دست حتی به پای او نرسد
ما کجا و دو پای اشرف مرغ؟
صحبت رشد ملک و ماشین بود
گفت با خندهی بدی «خفه»! مرغ
کاشته ناخن و زده رژ نوک
مد شده جامهی مطرف مرغ
شده او برجساز و من شدهام
یک نگهبان میان همکف مرغ
گوجه قبلاً مخلفاتش بود
حال شیشلیک شده مخلف مرغ
یک خروس و دوازده زوجه!
من بیچاره مانده در کف مرغ
از مدیران کسی نگفته بد است
مصرف گوشت مزخرف مرغ؟
توی تیوی جناب کارشناس
گفته از حسن ترک مصرف مرغ
مرغشان سنگدان و اسکلت است
شده اینها همه مخفف مرغ
رقص بیریک میزند کرونا
با سهتار خروس و با دف مرغ
تخممرغش گران و کمیاب است
شد مضاعف غم مضاعف مرغ
جان ما را به لب رساند دگر
شعر پر مایهی مردف مرغ
وطنز | بهترین شعرهای طنز