وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

اشعار شب_دوم_محرم ورود_به_کربلا

اشعار شب_دوم_محرم

ورود_به_کربلا

دلشوره ای افتاده در جانم برادر

غمگینم و سر در گریبانم برادر

حس بدی دارم، عجب دشت عجیبی ست!

مبهوت سِحر این بیابانم برادر

یک دشت مرد اجنبی دور و بر ماست

این جا مزن خیمه، هراسانم برادر

در کاروانت دخترانِ بی شماری ست

می ترسم از آینده؛ حیرانم برادر

جایی برای بازی طفلان تو نیست

دلواپسِ خار مغیلانم برادر

صحرای محشر پیش این صحرا بهشت است

خشکیده لب های غزل خوانم برادر

دست دخیل خارهایِ دشت رفته

سمت ضریح پاکِ دامانم برادر

بادی جسارت کرد و خلخالم تکان خورد

تشویش دارم‌؛ دل پریشانم برادر

آن نامه های بار اُشتر را نشان ده

با  حُر بگو در کوفه مهمانم برادر

با زینبت دنیا سرِ سازش ندارد

مظلومه ی معروفِ دورانم برادر

از کودکی با دردِ چشمم خو گرفتم

در گریه کردن، پیر کنعانم برادر

شاعر:وحید_قاسمی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

اشعار شب_دوم_محرم ورود_به_کربلا

اشعار شب_دوم_محرم

ورود_به_کربلا

باز این چه نواست، وز کجا می‌آید؟

کاین نغمه به گوش آشنا می‌آید

یا رب چه غبار دلنشینی است که باز

بر لوح دل از خاطره ها می‌آید؟

این کیست، که از قِصۀ پر غُصۀ او

غم های دگر، به انتها می‌آید؟

این کیست، که بر پردۀ دل چنگ زند

کز شور غمش، دل به نوا می‌آید؟

این کیست، که از شتاب چرخ عمرش

گرد غم و طوفان عزا می‌آید؟

این کیست، که از شعار آزادی او

بر گوش مجاهدان، ندا می‌آید؟

این کیست، که هر کس شنود نامش را

با چشم تر و، نوحه سرا می‌آید؟

این کیست، که هر جا گذرد، همچو بهار

بوی گل سرخ، از فضا می‌آید؟

این کیست، که حج خویش، ناکرده تمام

لبیک به لب، به نینوا می‌آید؟

خون در دل عاشقان حق، می‌جوشد

یک لاله عذار حق نما می‌آید

از شهر نبی، مسافری سرگردان

با قافله اش، به کربلا می‌آید

این عاشق سرگشته، حسین است، حسین

کاینجا به مشیت خدا می‌آید

این ذبح عظیم است، که از بیت خدا

با جمله عزیزان به منا می‌آید

اکبر به شتاب، از پی ثار الله

با قلب حسین، پا به پا می‌آید

قاسم که درین سفر بجای حسن است

آید به نظر که مجتبی می‌آید

عباس به پاس محمل خواهر خویش

چون سایۀ زینب، ز قفا می‌آید

گر جنگ و ستیز است، خدایا، در پیش

پس دختر زهرا به کجا می‌آید؟

پس نیست ( حسانا ) که بپرسد ز رباب

با اصغر شش ماهه، چرا می‌آید؟

شاعر:

استاد_حبیب_چایچیان

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

اشعارشب_دوم_محرم ورود_به_کربلا

اشعارشب_دوم_محرم

ورود_به_کربلا

زمین کربلا اینجاست زینب

دیار پر بلا اینجاست زینب

تحمل می کنی؟ گویم برایت

فراق ما دو تا اینجاست زینب

صدایی آشنا آید به گوشم

که مادر قبل ما اینجاست زینب

چه سرهایی شکسته بین این دشت

مسیر انبیا اینجاست زینب

برای خواب پنجاه سال پیشت

دم تعبیر ها اینجاست زینب

همان جایی که گفته امّ أیمن

زمین نینوا، اینجاست زینب

بزن بوسه تمام سینه ام را

ضریح مصطفی اینجاست زینب

همان جایی که قرآن ها بیفتد

به زیر دست و پا اینجاست زینب

ببین نرمی زیر حنجرم را

فرود نیزه ها اینجاست زینب

ببین این مهره های محکمم را

ذبیحاً بالقفا اینجاست زینب

تمام خاک این صحرا خریدم

همه سرّ خدا اینجاست زینب

به مسلخ پا گذاریّ و ببینی

غسیلاً بالدّماء اینجاست زینب

مبادا معجر از سر وا نمایی

عدوی بی حیا اینجاست زینب

حنا از خون به گیسویت بگیری

حجاب کبریا اینجاست زینب

شاعر :قاسم_نعمتی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

اشعار شب_دوم_محرم ورود_به_کربلا

اشعار شب_دوم_محرم

ورود_به_کربلا

کربلا یعنی نوای العطش

روی لب ها رد پای العطش

کربلا یعنی سرا پا سوختن

تشنه لب بین دو دریا سوختن

کربلا یعنی که سقای ادب

در کنار شط بیفتد تشنه لب

کربلا یعنی حضور فاطمه

پیش سقا در کنار علقمه

کربلا یعنی تبسم بر اجل

نزد قاسم مرگ احلی من عسل

کربلا یعنی علی اصغر شدن

تشنه بردوش پدر پرپر شدن

کربلا یعنی فغان و التهاب

خیره بر گهواره چشمان رباب

کربلا یعنی که رزم حیدری

اکبر آسا غرق خون جنگ آوری

کربلا یعنی وداع زینبین

پشت خیمه با گل زهرا حسین

کربلا یعنی حضور گرگها

بر خیام یوسف آل عبا

کربلایعنی یتیمان حسین

گریه در شام غریبان حسین

کربلا یعنی شرف در یک کلام

بر حسین وکربلای او سلام

السلام ای کعبه آمال ما

ای صفا و شور و عشق و حال ما

خاک تو دارالولای اهل دل

مروه و سعی و صفای اهل دل

کربلا بوی خدایی میدهد

عطر ناب آشنایی میدهد

شاعر:

علیرضا_فولادی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

اشعار شب_اول_محرم آغاز_محرم مناجات_اول_مجلس

اشعار شب_اول_محرم

آغاز_محرم مناجات_اول_مجلس

دارد نوای نوحه‌ی خون‌خواه می‌رسد

هر شب صدای چاوشی ماه می‌رسد

لب‌های قدسیان به دمت گرم می‌شود

«باز این چه شورش است»، که از راه می‌رسد

دارد هوای شهر، نفس تازه می‌کند

هر خانه را دمت پر از آوازه می‌کند

دستی لباسِ مشکی سالِ گذشته را

دارد برای نوکرت اندازه می‌کند

در کوچه‌های مشکی ماتم رسیده‌اند

بعد از حسین و روضه؛ به این دَم رسیده‌اند

«لطفا کمک کنید، به بزم عزایمان»

سینی به دست‌های مُحرّم رسیده‌اند

هر کوچه‌ای که بزم عزایت در آن بپاست

یک تکه از حرم شده از جنس کربلاست

این پارچه؛ که حلقه زده دور خیمه‌ات

چادر سیاهِ روضه نه؛ شش‌گوشه‌ی شماست

اصلِ شراب، چای عزاخانه‌های توست

هر استکان؛ دخیل، به پیمانه‌های توست

سُکر مدام، هروله را می‌کند درست

پرواز، کار هر شبِ دیوانه‌های توست

عرضِ سلام‌های علامت سلام ماست

پرهای تیغه‌اش پر و بال قیام ماست

ما هم کبوتریم، ولی دور از حرم

سقفِ بلندِ فرشِ حسینیّه بام ماست

طبل و دُهُل صدای تپش‌های نوکر است

دَمّام و سنج‌های عزا صور محشر است

زنجیر می‌زنیم، که زنجیری‌ات شویم

سینه‌زدن؛ بهانه‌ی کوبیدن در است

ما نان‌خور توایم، نمک‌گیر روضه‌ایم

آب و خوراک‌مان شده‌ای؛ سیر روضه‌ایم

شعر سپید مرثیه‌ی توست، موی ما

هر چند کودکیم، ولی پیر روضه‌ایم

خاکستریم، تکه‌ای از تربتیم ما

بازارِ داغِ نوکرِ بی‌قیمتیم ما

ما را قلم نگیر، اگر هم غلط شدیم

خوشبختی است، اینکه تَهِ نوبتیم ما

ای صاحب بهشت زمین؛ «بهترین حرم»

شد منتهای آرزوی ما همین؛ «حرم»

آماده‌ایم، پای برهنه سفر کنیم

باشد قرار بعدی ما؛ اربعین؛ حرم ...

شاعر:رضا_قاسمی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini