-
بشنو از حق
سهشنبه 24 اردیبهشت 1398 12:30
بشنو از حق بشنو از حق چون حکایت میکند عشقبازان را هدایت می کند گوید اول من شما را سوختم راه و رسم عاشقی آموختم تاببینم نقش روی خویش را جلوه گر کردم ظهور خویش را عشق من شد رهنماتان ار نخست تا نظام عاشقی آمد درست در ازل من دام عشق انداختم تا شما را عاشق خود ساختم کز نخواهم کی شود عاشق کسی کی بود عشق من صادق کسی تا محبی...
-
مناجات باحضرت مهدی(عج)
سهشنبه 24 اردیبهشت 1398 12:21
مناجات باحضرت مهدی(عج) برای دیدن روی تو ناله ها دارم خوشم اگر چه غریبم ولی تو را دارم تمام سوز دل من ز ناله های شماست ز درد هجر تو سوزی در این صدا دارم گدائی در این خانه آبروی من است به نام توست اگر ذره ای بها دارم به نامۀ عملم نیست جز گناه گناه… ولی به وقت سخن کوهی ادعا دارم الا امیر سحر ای مسافر صحرا امید وصل تو را...
-
بر سینهٔ کمینهٔ ما گر مدال نیست
یکشنبه 22 اردیبهشت 1398 18:15
بر سینهٔ کمینهٔ ما گر مدال نیست غم نیست، چون مدال نشان کمال نیست تا جام پرفضیلت اخلاق دست ماست ما را هوای کاپ و خیال مدال نیست برخی به جنسهای وطن فحش میدهند آنها خرند، جنس وطن آشغال نیست تعطیل چون شدید، به اطلس نظر کنید: مشرق، جنوب، مغرب... صرفاً شمال نیست دزدیده یک نظر بنمایند و بگذرند بر گونههای دلبرکانی که چال...
-
چشم دل باز کن که جان بینی
شنبه 21 اردیبهشت 1398 17:00
چشم دل باز کن که جان بینی آنچه نادیدنی است آن بینی گر به اقلیم عشق روی آری همه آفاق گلستان بینی آنچه بینی دلت همان خواهد وانچه خواهد دلت همان بینی هرچه داری اگر به عشق دهی کافرم گر جوی ،،زیان بینی آنچه نشنیده گوش آن شنوی وانچه نادیده چشم آن بینی تا به جایی رساندت که یکی از جهان و جهانیان بینی با یکی عشق ورز از دل و...
-
تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم
شنبه 21 اردیبهشت 1398 16:50
تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم با آسمان مفاخره کردیم تا سحر او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم او با شهاب بر شب تب کرده خط کشید من برق چشم ملتهبت را رقم زدم تا کور سوی اخترکان بشکند همه از نام تو به بام افق ها ، علم زدم با وامی از نگاه تو خورشید های شب نظم قدیم شام و سحر را به هم زدم...
-
کعبه دل
شنبه 21 اردیبهشت 1398 12:29
کعبه دل چو مجنون گیرم از عاشقان نشانه ی کعبه دل بشکسته را می برم به خانه ی کعبه شکایت می برم از تو بر خدای خود ز آن همه بلای تو تا رسد او به دردم در آن آشفتگی با دلی شکسته تر گریه ها کنم که در اشک خود غرقه گردم آنجا اگر اشکی فتد از دیده ی غم دیده ای کعبه دل چو مجنون گیرم از عاشقان نشانه ی کعبه دل بشکسته را می برم به...
-
شعر مهدوی: من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم
شنبه 21 اردیبهشت 1398 12:23
شعر مهدوی من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسم از آن روزی که مولایم شود بیمار میترسم! همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس من از خوابیدن مهدی درون غار میترسم! رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم و فرزند من از گرداندن یوسف سر بازار میترسم! همه گویند این جمعه بیا اما درنگی کن از اینکه باز عاشورا شود تکرار میترسم! سحر شد آمده...
-
سالک راه حق بیا همت از اولیا طلب
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398 17:44
سالک راه حق بیا همت از اولیا طلب همت خود بلند کن سوی حق ارتقا طلب فاش ببین که دعا روی خدا در اولیا بهر جمال کبریا آئینة صفا طلب گفت خدا که اولیا روی من و ره منند هر چه خواهی از خدا بر در اولیا طلب سرور اولیا نبیست و زپس مصطفی علی است خدمت مصطفی کن و همت مرتضی طلب پیروی رسول حق دوستی حق آورد پیروی رسول کن دوستی خدا طلب...
-
باز هم دارد به من مولا محبت می کند
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398 17:32
باز هم دارد به من مولا محبت می کند بین خوبان از من بد نیز دعوت می کند توبه کن، آغوش وا کرده خدای مهربان گوش کن تا بشنوی دارد صدایت می کند من فراری ام ولی، دائم خودش دنبالم است در بزرگی و کرم دارد قیامت می کند می شود محبوب مولا، نور چشمی می شود از گناهش هرکه اظهار ندامت می کند هر کسی یک جور در این راه خالص می شود...
-
ماه_رمضان مناجات_باخدا
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398 17:17
ماه_رمضان مناجات_باخدا جا مانده زِ خوبان شده ام گریه ندارد؟ مجنون و پریشان شده ام گریه ندارد؟ با بارِ کجِ رویِ دلم بین مسیرم وامانده و حیران شده ام گریه ندارد؟ گفتم زرنگی کنم اما ته چاهم بازی خورِ شیطان شده ام گریه ندارد؟ آن سینه زنِ اهل نماز شبِ تو مُرد بدجور هوسران شده ام گریه ندارد؟ دور از علمایم چه نزدیک به مرگم...
-
شهر بدون مرد، شهر درده
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398 10:39
شهر بدون مرد، شهر درده قربون شکل ماه هرچی مرده قربون اون مردای دلشکسته قربون اون دستای پینهبسته مردای ده، مردای کاه و گندم مردای ده، مردای خوان هشتم مردای پشت کوه، مثل خورشید تودلشون هزار جام جمشید مردای سوخته زیر هرم آفتاب مردای ناب و کمنظیر و کمیاب کیسه چپقها به پرشالشون لشکر بچهها به دنبالشون بیل و کلنگشون...
-
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست
سهشنبه 17 اردیبهشت 1398 21:51
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو؟ گاهگاهی که کنارت بنشینم کافیست گلهای نیست من و فاصلهها همزادیم گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست آسمانی تو! در آن گستره خورشیدی کن من همین قدر که گرم است زمینم کافیست من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه برگی از...
-
ای کاش بجز رنگ خدا رنگ نباشد،
سهشنبه 17 اردیبهشت 1398 20:52
ای کاش بجز رنگ خدا رنگ نباشد، در ملک خدا فقر و بلا ، جنگ نباشد ای کاش که در سینۀ کس غصّه نبینند با این همه نعمت ، دل کس تنگ نباشد ای کاش وفا جای جفا شیوۀ ما بود اندیشۀ کج ، حقه و نیرنگ نباشد ای کاش دلی در قفس نفس نبینی تا سینه چو آیینۀ پر زنگ نباشد ای کاش اگر دست نیازی به تو رو کرد از لطف بگیری ، دلت ازسنگ نباشد ماه...
-
مناجات_باخدا ماه_رمضان
سهشنبه 17 اردیبهشت 1398 13:37
مناجات_باخدا ماه_رمضان خداوندا کرم کردی مرا بسیار بخشیدی خطا کردم ولی با لطف خود هربار بخشیدی گنهکاران عالم حال من را خوب می فهمند گدای خسته را با روی خوش ای یار بخشیدی هزاران مرتبه توبه شکستم باز برگشتم تو اما بنده ات را بعد هر تکرار بخشیدی همین که نور بسم الله دیدی روی لبهایم شب اول کنار سفره ی افطار بخشیدی تو گویا...
-
روزه دارانِ خدا،ماهِ خدا آمده است
سهشنبه 17 اردیبهشت 1398 13:33
روزه دارانِ خدا،ماهِ خدا آمده است سفره ی دل بتکانید صفا آمده است بعد یک سال خُماری شده هنگامِ ادب صد بشارت که سحرهای دعا آمده است وقتِ خوبی ست به خودسازیِ دلها برسیم فصلِ عابد شدنِ آینه ها آمده است کاش آماده ی این بزمِ ضیافت بودیم غم مخور لحظه ی مهمانیِ ما آمده است چه بهاری؟چه نشاطی؟رمضان آمده باز چه بساطی که سرانجام...
-
ما در دو جهان غیر خدا یار نداریم
سهشنبه 17 اردیبهشت 1398 13:33
ما در دو جهان غیر خدا یار نداریم جـز یاد خدا هیـچ دگـر کار نداریم درویش فقیریم و در این گوشه دنیا با نیک و بد خلق جهـان کار نداریم گر یار وفادار نداریم عجب نیست ما یار بجز حضرت جبار نداریم با جامه صد پاره و با خرقه پشمین برخاک نشینیم و از آن عار نداریم ما شاخ درختیم و پر از میوه توحید هر رهگذری سنگ زند باک نداریم ما...
-
اذن ورود به شهرالله ماهصیام رمضانالکریم
سهشنبه 17 اردیبهشت 1398 11:08
اذن ورود به شهرالله ماهصیام رمضانالکریم ای شاهد هر دو جهان دور از نظر افتادهام خواهم روم تا آسمان دور از نظر افتادهام ای مرغک قدسی نشان پرواز کن درآسمان منکنجاینمحبسنهان دورازنظر افتادهام بالوپرم زخمی شده زخم ازگناهومعصیت شد بسته بررویم جنان دورازنظر افتادهام آرام جان خستهام ذکر سحرگان تویی رحمت اگر گشته...
-
مناجات با خدا استقبال از ماه مبارک رمضان
سهشنبه 17 اردیبهشت 1398 11:06
مناجات با خدا استقبال از ماه مبارک رمضان رمضان آمده از ره که من انشاءالله با خداوند شوم همسخن انشاءالله رمضان آمده از راه که شب تا به سحر شویم از ذکر الهی دهن انشاءالله رمضان آمده تا روزه بگیریم همه پاک سازیم دل و جان و تن انشاءالله رمضان آمده تا شمع صفت آب شویم نور بخشیم به هر انجمن انشاءالله رمضان آمده تا بال و پری...
-
مناجات با خدا استقبال از ماه مبارک رمضان
سهشنبه 17 اردیبهشت 1398 11:04
مناجات با خدا استقبال از ماه مبارک رمضان شبای اشک و مناجات اومده دوباره دلم به میقات اومده این شبا با امید عنایت و کرم مادر سادات اومده اومده دلم با اشک و التماس میون این دلای خدا شناس اگه اینجا خدایی نشه دلم پس پناهگاه گنه کارا کجاس؟ اومدم با کوله باری از گناه با دلی آلوده و رویی سیاه اومدم تا میون خوبات یه شب بنده ی...
-
رمضان_الکریم
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398 23:11
رمضان_الکریم از گُنه کاری خود خسته شدم یا الله شرم دارم که کنم توبه زِ نو ، یا الله چِقَدَر توبه شکستم ، گُنه از پشت گُناه نتوان کرد شمارش رَقَمَش ، یا الله ماه غفران تو و بخشش عامَت یعنی که بیا ، شَرم مکن ، آمده اَم ، یا الله رمضان فرصت یک عهد مجدد با تو که شَوَم بنده خوبی ، بِخَرَم ، یا الله آبرو دادی و با نیک...
-
سهم من از زمانه بجز تُنگ ِ تنگ نیست
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398 22:55
سهم من از زمانه بجز تُنگ ِ تنگ نیست دنیا برای ماهی ِ قرمز ، قشنگ نیست فهمیده ام که ساحل چشمان تو بجز ... جایی برای کشتن ِ صدها نهنگ نیست مثل ِ گلادیاتور ِ از پیش باخته .... حتی قمار بر سَرِ جانم ، قشنگ نیست سنگی است در نگاه تو آماده و بجز در انتظار رد شدن ِ پای لنگ نیست بالا که می روی به من اینگونه زل نزن ...! دنیا به...
-
این زن که رسمش را عوض کرده
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398 10:38
این زن که رسمش را عوض کرده شاید خیال تازه ای دارد این زن که دارد زندگی را با عصیان بی اندازه می آرد این زن که مویش را نمی بافد باور نکن حال خوشش را مرد با دامن کوتاه می رقصد این زن که با غم زندگی می کرد این زن برایت هدیه ای دارد کشف نجیب حس یک مردو... با گام هایش روی تنهایی ت قلب تو را هی زیرو رو کردو... شاید برایت...
-
خدایا! بنده ات را ناز کردی،
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398 09:21
خدایا! بنده ات را ناز کردی، چه زیبا در به رویم باز کردی. دوباره بوی باران،بوی رحمت، نشان تازه ای از کوی رحمت سلام ای سفره داران ضیافت، سلام ای بندگان باشرافت سلام ای افتتاح نیمه شبها ، ابوحمزه،دعای زیر لبها دلم تنگ مناجات است ای دوست، که اوقات ملاقات است ای دوست التماس دعا پیشاپیش حلول ماه ضیافت خدا بر شما مبارک...
-
خدایا در آستانه حلول ماه مبارک رمضان برایمان بنویس :
دوشنبه 16 اردیبهشت 1398 01:35
خدایا در آستانه حلول ماه مبارک رمضان برایمان بنویس : قلـــب بی گـناه ذهن قرآنی و فـکر ربانــی زبــان ذاکـــر و قلــب خاشــع و نفــس با اطمینــان روح بلــند همـــت و توبه نصــوح از همــه گناهـــان ونیــکیِ روزه هــایمان ونمـازهایــمان. از وصفِ تو درمانده قلم، حرف نداری ! کاین گونه شده رام تو این طبع فراری هرکس که به تو...
-
با بودنت حال غزل ها فرق دارد
یکشنبه 15 اردیبهشت 1398 21:16
با بودنت حال غزل ها فرق دارد فِعل و مفاعیل و فَعَل ها فرق دارد از بعد دیدار تو حالم روبراه است می خندم و عکس العمل ها فرق دارد می لرزم اما از تماشای تو شادم وقتی که رفتار گسل ها فرق دارد از دیده ام رفتی ولی از دل نرفتی با تو همه ضرب المثل ها فرق دارد من شعر می گویم برایت تا بدانی در عاشقی هم راه حل ها فرق دارد......
-
امام زمان ارواحنا فداه یااباصالحالمهدیادرکنی
شنبه 14 اردیبهشت 1398 08:55
امام زمان ارواحنا فداه یااباصالحالمهدیادرکنی اگر بِرکهام ماهتابی شدم اگر ذرهام آفتابی شدم مرا مَست کرده هوایِ نجف علی گفتم و هِی شرابی شدم گَهی در فراق و گَهی در عراق اسیرِ همین بی حسابی شدم بنا نیست تا که بنایم کنند که آباد از این خرابی شدم چه فرقی کند مثلِ خون سُرخَم و وگر مثل امواج آبی شدم هوایم همیشه هوایِ علی...
-
امام_حسین مناجات_امام_حسین
شنبه 14 اردیبهشت 1398 08:35
امام_حسین مناجات_امام_حسین شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب به این امید که تو میدهی جواب حسین سلام داده به تو هرکه خورده آب حسین به عشق گریه برای مصیبتت دارد چهار فصل گل چشم من گلاب حسین به آبروی همین چند قطره محترمم به روسیاهی من گریه زد نقاب حسین به پادشاهی عالم نمی کنم میلی چرا که نوکر تو می شوم خطاب حسین کمال من اثر هم...
-
دوچشمان قشنگت را تماشا میکنم هرشب
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398 15:55
دوچشمان قشنگت را تماشا میکنم هرشب پرستش میکنم هرروز و حاشا میکنم هر شب اگر روزی بگیرد دست دنیا دستهایت را قیامت بهر دستان تو برپا میکنم هرشب نسیم و گل که از عطر نفس های تو میگویند میان باغ و بستان طرح شکوی میکنم هرشب ن و تنهایی و باران و شب های پر از اندوه میان خاطراتت بی تو ماوا میکنم هرشب من از ارامش و احساس خوبی بی...
-
روزی خوشم که فریاد در بغض پا بگیرد
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398 15:55
روزی خوشم که فریاد در بغض پا بگیرد روز ی که هم صدایی دست مرا بگیرد روزی که می نویسیم از دست پینه بسته دستی که دست آخر باید خدا بگیرد هر ملکی اعتبارش در دست کارگرهاست رخساره هر درختی با برگ ها بگیرد دستی که پر بها شد با بوسۀ پیمبر هر دولتی بیاید باید طلا بگیرد این سر که سایه سارش جز ابر تیره ای نیست...
-
خوددآموز مدیر شدن!
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398 15:47
خوددآموز مدیر شدن! با التماس من به مدیران شروع شد یک صبح زود با بله قربان شروع شد من کارمند جزء و دلم جای دیگری تا که امیدهای فراوان شروع شد تا خم شود به رسم ادب در برابرم با التفات بنده به دربان شروع شد تا بنده را جناب مهندس کند خطاب از پول چای و جیب نگهبان شروع شد اظهار چاکری به رئیس بزرگمان با یاری معاون ایشان شروع...