-
فریدون مشیری : تو کجا ؟
پنجشنبه 7 شهریور 1398 10:16
فریدون مشیری تو کجا ؟ کوچه کجا ؟ پنجره ی باز کجا ؟ من کجا ؟ عشق کجا؟ طاقتِ آغاز کجا ؟ تو به لبخند و نگاهی ، منِ دلداده به آهی ، بنشستیم تو در قلب و منِ خسته به چاهی گُنه از کیست ؟ از آن پنجره ی باز ؟ از آن لحظه ی آغاز ؟ از آن چشمِ گنه کار ؟ از آن لحظه ی دیدار ؟ کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت ، همه بر دوش بگیرم...
-
استقبال_از_ماه_محرم
سهشنبه 5 شهریور 1398 15:40
استقبال_از_ماه_محرم عاشقانت میفروشند عیش را، غم میخرند دل به پاى روضه میریزند ماتم میخرند باز هم شیر حلال مادران تاثیر کرد بچهها دارند از بازار پرچم میخرند مثل خار و خس در این سیل به راه افتادهایم* باز درهم آمدیم و باز درهم میخرند ماهها در یک طرف ماه محرم یک طرف بیشتر از ماهها ماه محرم میخرند اشک ما اینجا...
-
استقبال_از_ماه_محرم مناجات_امام_حسین
سهشنبه 5 شهریور 1398 15:38
استقبال_از_ماه_محرم مناجات_امام_حسین به اذن حضرت مولا شدم کبوتر تو که بال و پر بزنم پای روضهی سر تو ببخش با پر زخمی، به زحمت افتاده لباس نوکریام را بریده مادر تو چه طور خرج غمت جور شد؟ کسی میگفت رسیده رزق حسینیه از برادر تو شبیه حضرت زینب به سینه میکوبم که مقتدای عزادارهاست خواهر تو به چشم من همهجا روضهی شما بر...
-
استقبال_ازماه_محرم محرم
سهشنبه 5 شهریور 1398 15:37
استقبال_ازماه_محرم محرم دوباره بوی محرّم، دوباره بوی خدا دوباره روضه ی ارباب، روضه ی سقّا دوباره هیئت و زنجیر و سینه و لطمه دوباره بیرق سرخ حسین و بزم عزا دوباره هروله ی شور، کوچه واکردن دوباره وعده ی دیدارمان به کرب و بلا کتیبه ها و سیاهیّ و محتشم خوانی دوباره ناله و آه و بساط اشک و بکا دوباره روضه ی تیر و کمان و طفل...
-
استقبال_ازماه_محرم #محرم
سهشنبه 5 شهریور 1398 15:36
استقبال_ازماه_محرم #محرم حال و هوای کوچه، غمآلود و درهم است پرچم به اهتزاز درآمد، محرّم است میگرید آسمان و زمین، در محرّمت طوفانی از حماسه به پا میکند غمت ابلاغ میکنند به یاران، سلام تو قد میکشند باز علمها، به نام تو هر جا که نام توست، مکان فرشته است بر هر کتیبهای که ببینی، نوشته است «باز این چه شورش است که در...
-
استقبال_از_ماه_محرم
سهشنبه 5 شهریور 1398 15:36
استقبال_از_ماه_محرم دارد صدای ماه تو نزدیک میشود گوش دلم به اسم تو تحریک میشود شهر م شبیه شام ده سال شصت و یک یکسر برای داغ تو تاریک میشود اینجا کتیبهها محک سنگ عاشقند دارد مسیر عشق تو باریک میشود اسفند و طبل و سینه زنی خیمه و علم باز این چه شورش است که افتاده در دلم ای محتشم دوباره دلم شور میزند شعرم رسیده بر سر...
-
هرچه مضمون قر و قاطی و سرگردان است
سهشنبه 5 شهریور 1398 10:14
هرچه مضمون قر و قاطی و سرگردان است شعر من بار زده، شعر نگو نیسان است مثلا کشف نمودم که دلیل گریه خنده ی قیمتیِ پسته ی رفسنجان است پدرم گفته کولر شیءِ کثیفی ست فقط هدفش کشتن شخصیت تابستان است آنکه خیسندگی اش طعنه به خیسانان زد قبله ی عالم دوشان جهان، سوبان است از گینس زنگ زده یک نفر و می گوید: مخزن الوعده ترین جای جهان...
-
قبرنوشتۀ یک مدیر! (با اجازه ایرج میرزا)
سهشنبه 5 شهریور 1398 10:10
قبرنوشتۀ یک مدیر! (با اجازه ایرج میرزا) ای مدیران که در این دنیایید «یا از این بعد به دنیا آیید» «این که خفتهست در این خاک منم» از مدیرانِ قدیمِ وطنم! یاد آن دورۀ بشکوه، بهخیر! یاد آن لذّتِ انبوه، بهخیر! جاننثاران همگی دورم جمع جمله پروانه و من همچون شمع پاچهام تا که کمی میخارید پاچهخار از همه سو میبارید!...
-
من ندیدم که کریمی به کرم فکر کند
دوشنبه 4 شهریور 1398 21:06
من ندیدم که کریمی به کرم فکر کند به چه مقدار به زائر بدهم فکر کند از شما خواستن عشق است ضرر خواهد کرد هر که در وقت گدایی به رقم فکر کند بهتر این است که زائر اگر آمد به حرم دو قدم عشق بورزد سه قدم فکر کند به کف صحن به گنبد به غم گوهرشاد زیر این قبه به هستی به عدم فکر کند به دو گلدسته دو تا ساق به دوش گنبد به رواقی که...
-
استقبال_ازماه_محرم امام_حسین
دوشنبه 4 شهریور 1398 10:21
استقبال_ازماه_محرم امام_حسین محرم یازده ماه از خدا این روزها را خواستم دیدۀ تر خواستم حال بکا را خواستم اذن دق الباب این خانه برای ما بس است استجابت پیشکش فیض دعا را خواستم یازده ما هست می خواهم که سلطانی کنم پشت این در ماندن و دست گدا را خواستم قول دادم این محرم معصیت کمتر کنم همت توبه به درگاه خدا را خواستم از علی...
-
استقبال_ازماه_محرم امام_حسین
دوشنبه 4 شهریور 1398 10:11
استقبال_ازماه_محرم امام_حسین شکر خدا دوباره شدم مبتلای تو ای کشته ای که جان دو عالم فدای تو شکر خدا نسیم محرم وزیده است هرشب شده عبادت من روضه های تو ((باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است)) شکر خدا شکسته دلم در عزای تو باور نمی کنم که دوباره نشسته ام با چشم خیس بین حسینیه های تو با اذن مادرت به سر و سینه می زنم...
-
استقبال_از_ماه_محرم امام_حسین
یکشنبه 3 شهریور 1398 23:20
استقبال_از_ماه_محرم امام_حسین بر پا شده است در دل من خیمهی غمی جانم چه نوحه و چه عزا و چه ماتمی عمریاست دلخوشم به همین غم که در جهان غیر از غمت نداشتهام یار و همدمی بر سیل اشک، خانه بنا کردهام ولی این بیت سُست را نفروشم به عالمی گفتی شکار آتش دوزخ نمیشود چشمی که در عزای تو لب تر کند نمی دستی به زلف دستهی...
-
دنیای زیبای من
یکشنبه 3 شهریور 1398 21:50
دنیای زیبای من گفت:از مادر بخوان گفتم:که مادر مهربان گفت:یک چیز دگر گو گفتمش:آرام جان گفت:دانی مهربان تر از همه عالم خداست گفتم:آری در وجود مادرم دیدم عیان گفت:مادر سیب را ناخورده بودی چون شدی؟ گفتم:آن سیب مادرم را کرد مادر در جهان گفت:بیرون راند آن سیب مادرت را از بهشت گفتمش:بنگر بهشت را زیر پای مادران گفت:شیطان از...
-
عجب_صبری_خدا_دارد اگر من جای او بودم
یکشنبه 3 شهریور 1398 16:56
عجب_صبری_خدا_دارد اگر من جای او بودم همان یک لحظه اول، که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان، جهان را با همه زیبایی و زشتی، بروی یکدیگر،ویرانه میکردم. عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم که در همسایه ی صدها گرسنه، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم، نخستین نعره مستانه را خاموش آندم، بر لب پیمانه میکردم. عجب صبری خدا...
-
باز امشب ، شهرزاد قصه گویم می شوی ؟
یکشنبه 3 شهریور 1398 14:05
باز امشب ، شهرزاد قصه گویم می شوی ؟ مایه ی آرامش بغض گلویم می شوی ؟ با طلوع خنده هایت ، در شب رویایی ام آذرخش شعله های آرزویم می شوی ؟ پا نهادم با تو امشب ، بر فراز لحظه ها در غزلهای نگاهت ، مهرجویم می شوی ؟ گاه در تنهایی ام ، در خلوتم ، پا می نهی؟ خیره بر آن قاب عکس روبرویم می شوی ؟ چشمهایم ، پر شده از التهاب خاطرات...
-
بداهه ی شاعران راه راه؛ مرثیه ای برای مشا
شنبه 2 شهریور 1398 20:41
بداهه ی شاعران راه راه؛ مرثیه ای برای مشا هستی من! برای تو هستم پدر هنوز مانده ست رد پنجه ی تو بر کمر هنوز قلبم چو کاکتوس شده بس که می رود هی از غمت به سینه من نیشتر هنوز پر مانده ظرف شیرت و جای تو خالی است ای واااای، خاک پی پی تو هست تر هنوز! گفتم بمان، نماندی و گفتی میو میو می پیچد آه، نعره ی تو توی سر هنوز "ما...
-
موسی بن جعفر
شنبه 2 شهریور 1398 19:17
موسی بن جعفر احساس می کردم که درخاک خراسانم در مِلک طِلق اهل بیتم توی ایرانم روی لبم هم ذکر یا موسی بن جعفر بود هم یا جواد العشق بود و هم رضا جانم از بس فضای صحن ها مانند مشهد بود شک کرده بودم میزبانم یا که مهمانم دنبال جسمی تازه بودم بین زائرها دنبال یک قالب برای روح عریانم درمحضر باب الحوائج حس من این است با پهلوان...
-
موسی بن جعفر
شنبه 2 شهریور 1398 19:16
موسی بن جعفر ذره ای در نزد خورشید درخشان تو ایم تشنه ای در حسرت یک جرعه باران تو ایم سالها نان خورده ایم از سفره ی اولاد تو روزی ما می رسد چون بر سر خوان تو ایم گوشه ای از صحن آیینه و یا صحن عتیق هرکجا هستیم گویی کنج ایوان تو ایم زائران دختر تو زائران فاطمه اند تا ابد ممنون این لطف دو چندان تو ایم ما غذای خانه هامان...
-
ماز اوّل خاطرات عشق در سر داشتیم
جمعه 1 شهریور 1398 22:56
ماز اوّل خاطرات عشق در سر داشتیم تا که مُهر درد افتاد در میان، برداشتیم عاشقی در ذات و هم اندیشه مان جاخوش نمود گوییا زاوّل به سر اینگونه افسر داشتیم عاشقان را در خرابات این سماع هر لحظه بود صدر مجلس از ازل، ما مِهر حیدر داشتیم روزگارما اگر چه سخت و جانفرسا گذشت نیست غم ، زیرا که امیدی فراتر داشتیم پیچ و تاب رود را ،...
-
ولادت_موسی_بن_جعفر
جمعه 1 شهریور 1398 12:17
ولادت_موسی_بن_جعفر هر شاعری ست در تب تضمین چشم تو از بس سرودنی ست مضامین چشم تو چشم جهان به مقدمت ای عشق روشن است از اولین دقایق تکوین چشم تو ما را اسیر صبح نگاه تو کرده است آقا کرشمه های نخستین چشم تو از ابتدای خلقت عالم از آن ازل شیعه شدم به شیوۀ آئین چشم تو می شد چه خوب نور خدا را نگاه کرد از پشت پلکت از پس پرچین...
-
ولادت_موسی_بن_جعفر
جمعه 1 شهریور 1398 12:05
ولادت_موسی_بن_جعفر می رسد از هر طرف زائر مدام از راهِ دور سهم من در حدّ یک عرض ِسلام از راه دور نیستم دور ضریحت! در خیالم بارها- می روم گم می شوم در ازدحام از راه دور در طوافت می دوَم با پای شعرم هفت بار تا کمی زائر شوم با احترام از راه دور اشک می ریزد دلم! از شوق٬ پرپر می زند دور گنبد؛ بر فراز پشت بام از راه دور آیهٔ...
-
سبک بالان خرامیدند و رفتند
جمعه 1 شهریور 1398 11:36
سبک بالان خرامیدند و رفتند مرا بیچاره نامیدند و رفتند سواران لحظه ای تمکین نکردند ترحم بر من مسکین نکردند سواران از سر نئشم گذشتند فغان ها کردم، اما برنگشتند اسیر و زخمی و بی دست و پا من رفیقان ، این چه سودا بود با من؟ رفیقان، رسم هم دردی کجا رفت؟ جوان مردان، جوان مردی کجا رفت؟ مرا این پشت، مگذارید بی پاک گناهم چیست،...
-
ولادت_موسی_بن_جعفر
پنجشنبه 31 مرداد 1398 11:55
ولادت_موسی_بن_جعفر وارث مُلک تبسم ، کاظم است عشق عالمتاب هفتم ، کاظم است آفرینش ، سوره ای از مهر او بر لب هستی ، تبسّم کاظم است مُصحف اخلاص و قاموس یقین بحر عرفان را تلاطم ، کاظم است مُقتدای آسمان مردان سبز قبله ی آیینه مردم ، کاظم است ترجُمان وحدت دل های ما تابش مِهر تفاهم ، کاظم است مِی پرستان ! وقت سرمستی رسید در...
-
ولادت_موسی_بن_جعفر
پنجشنبه 31 مرداد 1398 11:02
ولادت_موسی_بن_جعفر ای حیات روح مطهّــر وی بقـای عالـم اکبــر هشتمین ستارۀ عصمت هفتمیـن وصـیّ پیمبر یـا ولـیّ خالــق منّـان یـا امام موسی جعفر درِّ هفـت بحـرِ فـضیلت بحرِ شش فروزانْ گـوهر هم ز وصف خلـق، مبرّا هـم ز حـد مـدح، فراتر هم قضا تو راست به فرمان هم قـدَر تـو راست مقـدّر بـال ده بـه مـرغ عروجم تـا بـه کاظمیْـن...
-
ولادت_موسی_بن_جعفر
پنجشنبه 31 مرداد 1398 10:48
ولادت_موسی_بن_جعفر ای آفتـاب حُسن به زیبائیت سلام وی آسمــان فضل به دانائیت سلام در صبر شاخصی به شکیبائیـت سلام تنها تو کاظمی که به تنهائیت سلام هرگه غضب به قلب رئوف تو یافت دست از آب عفــو آتش خشمت فرو نشست ای صرف گشته عمر گران تو در نماز دُرِّ خداست اشک روان تو در نماز مطلوب ایزد است بیان تو در نمــاز واجب بُود درود...
-
امام_علی مدح_امام_علی غدیر_عیدبزرگ_ولایت
چهارشنبه 30 مرداد 1398 10:01
امام_علی مدح_امام_علی غدیر_عیدبزرگ_ولایت به تو امیرِ کبیرِ غدیر میگویند به نوکران تو عَبدُالاَمیر میگویند به سنگریزهی راهِ تو قلهی جبروت به کوه، پیش تو ریگی حقیر میگویند تو دستگیر زمین خوردههای پامالی به دستهای تو «نِعمَ النَّصیر» میگویند به شورهزارِ سرِ راه تو بهشت برین به باغِ بی گلِ رویت کویر میگویند تو...
-
قسمت دوم ۱۴ بند علوی امام_علی مدح_امام_علی غدیر_عیدبزرگ_ولایت
سهشنبه 29 مرداد 1398 22:50
قسمت دوم ۱۴ بند علوی امام_علی مدح_امام_علی غدیر_عیدبزرگ_ولایت بی علی عشق اعتبار نداشت فصلهای زمین بهار نداشت جزعلی هیچ کس درآن دل شب بایتیمان کوفه کار نداشت پهلوانی که بین نخلستان همدمی غیر ذوالفقار نداشت جبرئیل از بهشت می آورد باغ مولای ما انار نداشت تکیه گاهش همیشه فاطمه بود بعد زهرا که روزگار نداشت ناگهان عشق از...
-
امام_علی مدح_امام_علی غدیر_عیدبزرگ_ولایت
سهشنبه 29 مرداد 1398 22:48
امام_علی مدح_امام_علی غدیر_عیدبزرگ_ولایت تقدیر عالم داشت با حیدر رقم می خورد جام شراب اُمّت و مولا به هم می خورد جام شرابی داشت در دستش علی آن روز شیعه نمی شد هر که از آن باده کم می خورد! در بیعتِ بیعت شکن ها هیچ خیری نیست در بیعتِ فردی که در ظاهر قسم می خورد هر کس که مِهر غیرِ حیدر در دلش می رفت از لیست دلداده ها...
-
امام_علی مدح_امام_علی غدیر_عیدبزرگ_ولایت
سهشنبه 29 مرداد 1398 22:47
امام_علی مدح_امام_علی غدیر_عیدبزرگ_ولایت عشقت به رشته رشته ی این جان نشسته است جانی که پای عهد تو جانان، نشسته است آهی بکش به آینه ی دل که گم شود تصویر هرچه غیر تو در آن نشسته است ما ذره ایم پیش تو ای نور لم یزل وقتی که سایه ات سر قرآن نشسته است احمدگذشت چون که ز ایوان عرش حق پرسید علیست آن که در ایوان نشسته است؟ اصلا...
-
امام_علی مدح_امام_علی غدیر_عیدبزرگ_ولایت
سهشنبه 29 مرداد 1398 22:42
امام_علی مدح_امام_علی غدیر_عیدبزرگ_ولایت اینکه از دستِ پیمبر دستِ او بالاست کیست اینکه جمعش با نبی یک شعرِ بی همتاست کیست اینکه در پایِ تنورِ خانهاش زهراست کیست اینکه در قابِ خدا تصویرِ او تنهاست کیست کیست این و کیست این و کسیت این ، تنها علی اَشهدُاَن لا امیرالمومنین الا علی باز تکلیفِ مرا این جام روشن میکند این...