-
تقدیم به روح بلند سعید بن عبدالله حنفی فدایی حضرت ابا عبدالله الحسین(ع)
پنجشنبه 6 شهریور 1399 23:26
تقدیم به روح بلند سعید بن عبدالله حنفی فدایی حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) همنام تو شدم که شهید وفا شوم شیدا شوم، اسیر شوم، مبتلا شوم همنام تو شدم که شوم پیشمرگ عشق آماج تیرها، هدف نیزهها شوم از یمن تو سعید شدم تا مگر دمی ای مرد عشق، با نفست آشنا شوم گفتی به عشق: ای همه خوبی خدای را رخصت که عاشقانه برایت فدا شوم وقتی...
-
شش_ماهه_رباب
پنجشنبه 6 شهریور 1399 22:55
شش_ماهه_رباب یاس حرم ز شاخه جدا از سه شعبه شد کوچکترین شهید فدا از سه شعبه شد بین گلو و تیر ، که سنخیتی نبود تکخال عشق بود و دو تا از سه شعبه شد شش ماه او تمام شد و در منای عشق قربان سیدالشهداء از سه شعبه شد وقتی پدر ز حنجر او تیر را کشید زد دست و پا به خون و رها از سه شعبه شد در پاسخ به شادی شرم آور عدو در خیمه های...
-
الهی به دل شکسته حضرت زینب هیچ دلی نشکنه...
پنجشنبه 6 شهریور 1399 21:57
الهی به دل شکسته حضرت زینب هیچ دلی نشکنه... به دستهای کوچک حضرت رقیه، ناله هیچ طفلی در نیاد... به حنجر تیر خورده علی اصغر، همه دردها درمان شه... به بدن پاره پاره علی اکبر، هیچ پدر و مادری داغ فرزند نبینه... به ناامیدی ابوالفضل، هیچ امیدی در این روزها ناامید نشه... به غنچه زیبا قاسم، هیچ جوانی ناکام نشه... به لب...
-
#حضرت_علی_اصغر
پنجشنبه 6 شهریور 1399 21:55
#حضرت_علی_اصغر با چه رو خیمه بَرَم این سرِ آویزان را چه کنم مشکلِ این حنجر خون ریزان را به سفیدیِ گلوی تو کسی رحم نکرد رسمِ کوفی است بگیرند هدف، مهمان را دست و پایی زدی و باز تبسّم کردی پس خدا بوسه زند این دو لب خندان را بوسه بر این سرِ پاشیده ز هم مشگل نیست من چسان دفن کنم پاره ای از قرآن را مشگل اینجاست که سر نیزه...
-
*بداهه با موضوع اصحاب امام حسین (ع)*
چهارشنبه 5 شهریور 1399 22:40
*بداهه با موضوع اصحاب امام حسین (ع)* قصه لبریز جنون است، اگر خون دارد یک نگار است که هفتاد و دو مجنون دارد یک طرف خیمه زده ماه به پیشانی آب یک طرف لشکری انبوه، به دنبال سراب امشب این خیمه پر از نور ملائک شده است کعبه آمادهی احیاء مناسک شده است این همه نجم و یکی ماه، به دور خورشید عشق زیباتر از این، چرخ فلک خواهد دید؟...
-
این حسین کیست که درقلب همه جا دارد
چهارشنبه 5 شهریور 1399 21:19
این حسین کیست که درقلب همه جا دارد این همه عاشق دیوانه و شیدا دارد این حسین کیست که نام کرمش در دو سرا این چنین پیش خدا رتبهٔ اعلا دارد این حسین کیست که از کشتن او چشم خدا اشک خون از حرم عالم بالا دارد این حسین کیست که در قتلگه کربُبَلا رقص او در بر شمشیر تماشا دارد این حسین کیست همان زینت دامان نبی ازلب پاک نبی بوسهٔ...
-
شهادت_حضرت_قاسم_تسلیت
چهارشنبه 5 شهریور 1399 18:43
شهادت_حضرت_قاسم_تسلیت به وجد آمدی و جاودانه ات کردند یگانه حجله نشین میانه ات کردند برای عقد تو دست تو را حنا بستند و عمه هات نشستند شانه ات کردند چقدر بوسه گرفتند از قد و بالات فرشته ها همه چون آستانه ات کردند سرت به بستن این بند کفش بند نشد شتاب کردی و شوق یگانه ات کردند تمام دشت ز عمامه ی تو ترسیدند ز بس شبیه حسن...
-
شب_ششم_محرم
چهارشنبه 5 شهریور 1399 09:35
شب_ششم_محرم می آمد و عمامه ی بابا به سرش بود آماده ی جنگیدنِ با صد نفرش بود می آمد و رخساره برافروخته از عشق یک خیمه دل غم زده در دور و برش بود پروانه ای از شوق پریده است به میدان آن چیز که می سوخت در او بال و پرش بود می خواست بگوید به ابی انت و امی لب بست در آنجا که عمویش پدرش بود این شیر، علی اکبر او نه ولی انگار...
-
بداههی شب چهارم محرم با موضوع جناب حرّ
دوشنبه 3 شهریور 1399 22:50
بداههی شب چهارم محرم با موضوع جناب حرّ شرح و تفسیر آب، یعنی تو روح وحی و کتاب، یعنی تو حسن هر فتح باب، یعنی تو رحمت بیحساب، یعنی تو شرم و افسوس و درد، یعنی من باغی از برگ زرد، یعنی من غفلتی دورهگرد، یعنی من راه حسن و صواب، یعنی تو حُر شدم تا رها شوم در تو روح بی انتها شوم در تو رنگ خون خدا شوم در تو پرسشم را جواب،...
-
*بداههی شب دوم محرم، رسیدن کاروان امام حسین (ع) به کربلا*
شنبه 1 شهریور 1399 22:52
*بداههی شب دوم محرم، رسیدن کاروان امام حسین (ع) به کربلا* پشت انبوه جهالت سایهها صف بستهاند کرده صدها لشکر تزویر، در صحرا کمین تا بیاید کاروان نور از سمت افق تا قدم بگذارد امشب، ماه بر چشم زمین نعل اسبان تازه شد، قلب اهالی سنگ شد نامهها و مُهرها و قولها، انکار شد کاروان در کربلا تا خیمه زد، در کوفه هم تیر و تیغ و...
-
بداههی شاعران راه راه با موضوع شهادت بیبی رقیه سلاماللهعلیها
شنبه 1 شهریور 1399 22:51
بداههی شاعران راه راه با موضوع شهادت بیبی رقیه سلاماللهعلیها بابا ببخش آمدی و من نشستهام این تازیانهها کمرم را شکستهاند چشمی نمانده تا که تماشا کنم تو را آیینههای چشم ترم را شکستهاند چشمم به نیزه مانده، صدایم بزن پدر مانند دشت لاله شده کل پیکرت پرپر شده ز هجمهی طوفان این بلا نازکتر از گُلت، نفست، آه......
-
*فرارسیدن ماه عزای حسینی را خدمت مخاطبین گرامی تسلیت میگوییم. التماس دعا.*
شنبه 1 شهریور 1399 11:40
*فرارسیدن ماه عزای حسینی را خدمت مخاطبین گرامی تسلیت میگوییم. التماس دعا.* آقا سلام! ماه محرم شروع شد ماه عزا و گریه و ماتم شروع شد بازآمدم به محضر تو ای قتیل اشک اشکم برای این دهه، نم نم شروع شد جا دارد از هجوم غمت جان دهم ولی شادم، دوباره سینه زنی هم شروع شد کم کم لباس مشکی و کم کم نگاه تو آدم شدن ز شرم تو از کم...
-
*مثنوی بداههی عاشورایی شاعران راه راه*
شنبه 1 شهریور 1399 10:15
*مثنوی بداههی عاشورایی شاعران راه راه* مستند از طراوت نام تو، بادها جمعند زیر پرچم تو، خانهزادها خیمه زدهست بر سر هر کوچه نام تو تا پر شود زمانه ز شرح قیام تو ای ریزهخوار سفرهی تو از جهان غنی پیوند ما و روضهیتان، ناگسستنی آرامِ سوز سینهی ما، کربلای توست خون خدا، بجوش، خدا خونبهای توست ای خالق ترانهی با خون...
-
دلتنگی
شنبه 1 شهریور 1399 10:00
دلتنگی بلبل در قفسیم و ز چمن میگوییم یا اویسیم و مدیحت ز قرن میگوییم یا که مانند مسافر ز وطن میگوییم «گر چه دوریم به یاد تو سخن میگوییم بعد منزل نبود در سفر روحانی» در دلم بود شوم زایٔر بین الحرمین مادرم بود مشوّق که ادا سازم دین پدر آهسته مرا گفت که ای نور دو عین «هر دری بسته بود جز در پرفیض حسین این در خانه عشق...
-
بداههی عقابهای صورتی (بانوان راه راه)
چهارشنبه 29 مرداد 1399 21:53
بداههی عقابهای صورتی (بانوان راه راه) در بیان احوال مصی پس از دستگیری شارمهد و زم جمشید که کارش بود، تهدید و کُریخوانی کتبسته خودش را دید، در کسوت زندانی کپ کرده نتانیابو، خلتر شده زردنبو این قصه شد آنها را، چون داغ به پیشانی زد بر سر خود محکم، از غصه مصی پولی تا دید که اوضاع است، بحرانیِ بحرانی توییت زده، گفته:...
-
مرد، مثل بارسلونا
چهارشنبه 29 مرداد 1399 12:20
مرد، مثل بارسلونا مرد در این دوره فقط درد و بلا میخورد شیک ترین حالت تیپش به گدا میخورد پول از او رو به فرار است چنان اسکافیلد توی کتش هم که شپش، باد هوا میخورد از غم نان و نمک و گوشت، جدا میکشد از در و دیوار و زن و بچه، جدا میخورد البته گهگاه که چشمش بشود چون عقاب سیلی ناغافلی آید که به جا میخورد نیش و کنایه میخورد...
-
مانندگی
یکشنبه 26 مرداد 1399 23:52
مانندگی خشم برق سهفاز را مانم قُلقُل چایساز را مانم از قرنطینه آمدم به ستوه بسطِ در انقباض را مانم یا به نشخوار یا که در خوابم اُشتران حجاز را مانم شُستمت یا نَشُستمت ای شست؟ شک بین نماز را مانم از تماشام برگ آینه ریخت ریش و پشم گراز را مانم بیسبب توی خانه ترشیدم دختر بیجهاز را مانم کرونا گر سبکتکین باشد عشوههای...
-
*شوهر اول*
شنبه 25 مرداد 1399 23:37
*شوهر اول* رهگذاری سر مزاری دید که جوانی به گریه مینالید نالهها از دل پریشان داشت سینه ریش و چشم گریان داشت بر سر قبر نالهها میکرد دائم از غم خداخدا میکرد مرد غمپرور دل افسرده گفتگو داشت با همان مُرده «کای فدای تو، هم دل و هم جان وی نثار رهت، هم این و هم آن» رفتن تو به غم اسیرم کرد از دو روز حیات سیرم کرد چون تو...
-
این تازهواردان که بظاهر آماتورند
شنبه 25 مرداد 1399 12:28
این تازهواردان که بظاهر آماتورند تصدیق میکنید که فوق تصورند یک دست مِلک غصبی و یک دست مال وقف از التهاب خالی و از اشتها پرند درگیر پول و بندۀ نقدینه نیستند محکم شود معامله، اهل تهاترند در فوت و فن رایزنی فوقالعادهاند گه توی لابیاند، گهی در کریدورند در رشد علمی از همگان تندروترند با فوقدیپلمی که ندارند دکترند در...
-
گپی با غم!
جمعه 24 مرداد 1399 19:29
گپی با غم! شبی باران شدی از دیدۀ من سر درآوردی الا ای غم، ز شوق دیدن من پر درآوردی برای آنکه مال و مکنتم گاهی به چشم آید به من منّت نهادی، ازدلم گوهر درآوردی گرفتی بر کفَت مضراب و با من در شب تارم نشستی و ز چوب خشک، بانگ تر درآوردی دل و جان مرا ای غم چه زیبا سوختی، احسنت! ادای عشق را از هرکسی بهتر درآوردی شبی در قالب...
-
آن شب که ملوکانه به ما زل زده بودی
جمعه 24 مرداد 1399 10:54
آن شب که ملوکانه به ما زل زده بودی از کاخ گلستان، به فضا پل زده بودی هرچند ترانزیت مواد با خودتان بود جنسی بد و ناخالص و بنجل زده بودی اوضاع رُخت بود چه بی ریخت، توگویی با سر به جلوبندی پاترول زده بودی؟ تا اینکه درآری تو سر از طالع بحرین بر قافیه ی "گاف" تفال زده بودی بیچاره ندانست که این مجلس ختم است بر...
-
در چیستیِ وعده گشایش اقتصادیش
جمعه 24 مرداد 1399 10:47
در چیستیِ وعده گشایش اقتصادیش چه خوابی دیده این آقا، چه چیزی زیر سر دارد کدامین تپه را این هفته ایشان در نظر دارد؟ ز تدبیر و امیدش زخم شد صدجای این ملت گشایش های تازه روی زخم محتضر دارد؟ زِ بس با ساز خود رقصانده این جیب بلاکش را که جیب رو به موتم باز هم قِر در کمر دارد چنان رونق به بازار آمده تا خرخره فولم به قدر یک...
-
بعد دیدار پسر گفت به یاران حضرت....
دوشنبه 20 مرداد 1399 11:09
بعد دیدار پسر گفت به یاران حضرت شاد باشید که اشرف به بشر آمده است خانهی حضرت صادق شلوغست سه روز چون ز اطعام در آن خانه خبر آمده است آمده حضرت موسای به کاظم معروف بهر شیرین شدن غیض شکر آمده است اهل حاجات بده مژده که غم زائل شد شادمان جملهی حاجات که در آمده است نهمین گوهر عصمت و امام هفتم صالحان را بنگر نیک که سر آمده...
-
این اشعار زیبا تقدیم به شما؛
دوشنبه 20 مرداد 1399 11:03
این اشعار زیبا تقدیم به شما؛ تمام عمر بستیم و شکستیم به جز بار پشیمانی نبستیم جوانی را سفر کردیم تا مرگ نفهمیدیم به دنبال چه هستیم عجب آشفته بازاریست دنیا عجب بیهوده تکراریست دنیا چه رنجی از محبتها کشیدیم برهنه پا به تیغستان دویدیم نگاه آشنا در این همه چشم ندیدیمو ندیدیمو ندیدیم سبکباران ساحلها ندیدند به دوش خستگان...
-
ای «گلآقا»، ای گل آقای عزیز!
یکشنبه 19 مرداد 1399 18:35
ای «گلآقا»، ای گل آقای عزیز! ای سراپا بینش و فهم و تمیز نامهام امروز دارد بوی نفت با قلم افتاده توی جوی نفت یا زمین نفتی شده یا آسمان در حقیقت یا که هم این و هم آن «نفت» این معجون بدبوی سیاه تیره از او قلب ماهی تا به ماه «نفت» این آتش فروز جنگها «نفت» این ویرانگر فرهنگها «نفت» آتش میزند بر هرچه هست هر چه گویم باز...
-
میخوام_دنیا_نباشه_اگه_اس_اس_نباشه
شنبه 18 مرداد 1399 17:23
میخوام_دنیا_نباشه_اگه_اس_اس_نباشه با عرض پوزش از دوستان عزیز و مهربان و دوستداشتنی ِ #پرسپولیسیام که برای من قابل احترام هستند. تا بـه هنگامی؛ پـَر و بـال ِ عقاب را - بسته باشند از خباثت، دل ِ گـُندهاش را؛ بـَد - بِشکسته باشند پُشت ِ عقاب ِ تیزچنگ؛ از تنفّر - تا تبانی میکنند اینهمه کینهتوز ِ پلید؛ در پیاش،...
-
غدیریه
شنبه 18 مرداد 1399 17:20
غدیریه مرا ز دل همه عشقِ امیر میجوشد بیا؛ ببین که از این خُم، غدیر میجوشد بیا؛ ببین که چه مستانه عشق میبازد به پای عشق فتادهست و سر میافرازد دلم شراب، دلم خُم ،دلم صَبوحِ الست دلم دلم دلِ شیدا، دلم دلم دلِ مست لقایِ ساقیِ ما خود شرابِ مشتاقیست چه جای خواستنِ آب کوثر از ساقیست بخوان علی را، آن عون در نوائب را...
-
پست دارد خطر اما خطری بهتر از این؟
شنبه 18 مرداد 1399 12:53
پست دارد خطر اما خطری بهتر از این؟ راه سختی ست ولی خب... گذری بهتر از این؟ سالها بر سر این سفره نشستی و مدام هى شکر خوردی و خوردی شکرى بهتر از این یا از این قوه به آن قوه کنى نقل مکان یا از این پست به پست دگرى بهتر از این سند کل لواسان؟ به خدا راست بگو! نتوان یافت رفیق جگرى بهتر از این باغ و ویلای کلاک و فشم و باستی...
-
محتکر را پیش چشمم چون مجسّم می کنم
جمعه 17 مرداد 1399 11:10
محتکر را پیش چشمم چون مجسّم می کنم یادی از ابنزیاد و ابنملجم می کنم غصه و غمهای عالم مینشیند بر دلم تا نظر بر روی آن بیدرد بیغم میکنم تا به من آهسته گوید نرخ جنس خویش را مثل آهو ناگهان از قیمتش رم میکنم گر به دست من فتد روزی زمام اختیار روی همچون سنگ پایش را کمی کم میکنم میفروشم جنسهایش را به نرخ دولتی پشت...
-
در جستجوی شغل
جمعه 17 مرداد 1399 10:34
در جستجوی شغل این جمع که بنشسته چنین بر لب جوییم ای دوست مپندار که مستان سبوییم! یک عده جوانیم که در حسرت شغلیم وارفته چو شلغم ز خجالت چو لبوییم پرونده به دستیم و به هر دفتر و شرکت زنبیل نهادیم که یک شغل بجوییم صد حیف علیرغم تخصص و صداقت پیوسته به دنبال کپیهای دوروییم دنبال یکی لقمه از این کوی به آن کوی از صبح به شب،...