-
تا کجاها رفتهای بالا؛ دلار!
جمعه 17 مرداد 1399 10:31
تا کجاها رفتهای بالا؛ دلار! پا به پایت آمده کالا، دلار! مثل مار خوشخط و خالی عجب در گزش داری یدی طولا دلار تا کمی غافل شویم از حال تو میکنی یکدفعه واویلا دلار عاشقان غرب مجنون تواند بودهای یک عمر چون لیلا دلار پس چه شد یک روزه قندت افت کرد از نفس افتادهای حالا دلار عاقبت تومان زمینت میزند دیو باشی یا دراکولا دلار...
-
جوان عزب و شیخ
دوشنبه 13 مرداد 1399 18:26
جوان عزب و شیخ دوش با ما گفت شیخی فاضل و اهل ادب از چه رو ماندی برادر جان تو تا این سن عزب؟ بعد پرسید از چه رو ولمعطلی و یالغوز؟ گفتمش زیرا... به این علت... از این رو... زین سبب! گفت بستان همسری تا ما درآریم از عزا با ولیمه این شکمها را، به امر مستحب گفتمش ای شیخ، کو شغلی مناسب تا که من عاقبت جام وصال دلبری آرم به...
-
شمرنامه*
یکشنبه 12 مرداد 1399 22:16
شمرنامه* این نامهی من است به عالیجناب شمر! باشد که بهر من بفرستد جواب، شمر! با خون کودکان یمن مینویسمش تا از قرائتش نکند اجتناب، شمر! ای کاش پاسخی بنویسد ز روی لطف ما را میان جمع نسازد خراب، شمر! قلبا ز بمب و موشک و کشتار کودکان خشنود نیست، میکِشد اکنون عذاب، شمر! تفکیک بین ظالم و مظلوم بیخود است آن به شود اِحاله...
-
دلربایی میکند با پاچه و ران گوسفند
یکشنبه 12 مرداد 1399 22:12
دلربایی میکند با پاچه و ران گوسفند قیمتش بالاتر است از جان انسان گوسفند چون که حالا خون او از خون ما رنگینتر است چشم غره میرود گاهی به چوپان گوسفند کره خر پرسید از قاطر که در این چند وقت راه میآید چرا مست و خرامان گوسفند؟ میتواند با فروش پشمهای زائدش چند صد ویلا بسازد در لواسان گوسفند گرچه در اطراف ما قانون جنگل...
-
دیدند همه مردم دنیا هنرت را
یکشنبه 12 مرداد 1399 22:11
دیدند همه مردم دنیا هنرت را دیدیم هنرمندی پرشور و شرت را هرجا سخن از فتنه و جنگ است بلاشک کردی تو فرو عدل در آن نقطه سرت را بر پیکر زخمی درختان تمدن دیدیم اثر تیشه و گرز و تبرت را فهمیده دروغ است هر آنکس که شنیده جنگ و جدل زرگری فیل و خرت را بر فرق دموکراسی دنیا زدهای تو دائم عربستان و کویت و قطرت را هی داد نزن از...
-
بداهه شاعران راهراه به مناسبت عید قربان
یکشنبه 12 مرداد 1399 19:50
بداهه شاعران راهراه به مناسبت عید قربان عید قربان آمده یاران مسلمانی کنید گوسفند عید خود را زود قربانی کنید برّه نفس شما شد گرگ جای گوسفند تا نخورده برّه ها را چاره ای آنی کنید تا نباشد قد یک ارزن ریا در کارتان لایو بگذارید و قصد قربت افشانی کنید کار قصاب است پخ پخ کردن زود و سریع پس شما هم فکر یک چاقوی زنجانی کنید...
-
* مقام دوم بازی شاعرانه*
یکشنبه 12 مرداد 1399 19:14
* مقام دوم بازی شاعرانه* چون که سال سگ رسیده هست نام سال، کف گرگی روی میزم دارم اکنون بسته ای با حال! کف گرگی! هرکه مهمانم شود این روزها چون خرج آن بالاست میگذارم توی سفره جای کتف و بال، کف گرگی گر نگاری آفتابی شد میان رعد و برق من میزنم با خشم در گیسو و خطّ و خال، کف گرگی پارسایی گفت پیشانی بلندی و خوش اقبالی کوفتم...
-
*مقام سوم مشترک بازی شاعرانه*
یکشنبه 12 مرداد 1399 19:13
*مقام سوم مشترک بازی شاعرانه* رفیق مردای تنها، ماهی تیلاپیا فسفر خالص اعلا ماهی تیلاپیا بهتر از شور و سفید و تن و آمور و کپور، خاویار و قزل آلا؛ ماهی تیلاپیا نه فقط مرداب انزلی یا دریای خزر تو کویرم میشه پیدا ماهی تیلاپیا توی این اوضاع بیکاری داره شغلی شریف؛ سوپور ارزون دریا ماهی تیلاپیا حتی از عروس دریایی عروسمون سره...
-
*مقام سوم مشترک بازی شاعرانه*
یکشنبه 12 مرداد 1399 19:11
*مقام سوم مشترک بازی شاعرانه* شده تحریمها روی سرم آوار، خُرزو خان گرانتر از همیشه میخرم شلوار، خُرزو خان به نام نامی ارزانی و تدبیر، ووی گولنزجگ که با برجام ناممکن شود هموار، خُرزو خان بیا گرد نخود صادر نما شاید که بعد از آن شدی شومپتترین معتاد در ادوار، خُرزو خان به جان تو همینکه جان کری امضاش تضمین شد شده رسوای...
-
سلامی بسیار زیبا
پنجشنبه 9 مرداد 1399 09:43
سلامی بسیار زیبا *ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ* ﺍﻭّﻝ ﺑﻪ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﻣﺼﻄﻔﯽ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ *ﺩﻭّﻡ ﺑﻪ ﺷﻪ ﻧﺠﻒ ﺳﻼﻣﯽ ﺑﮑﻨﯿﻢ* ﺭُﺧﺴﺎﺭ ﻋﻠﯽ ﺷﯿﺮ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ *ﺯﻫﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﻧﯿﻢ ﮐﺠﺎ ﺗﺮﺑﺖ ﺍﻭﺳﺖ* ﯾﺎﺩ ﺁﻭﺭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻧﺴﺎ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ *ﺍﺯ ﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺴﻤﻮﻡ ﺳﻼﻡ* ﻣﻈﻠﻮﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺠﺘﺒﯽ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ *ﻣﻈﻠﻮﻡ ﺩﮔﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﺩﺭ ﺧﻮﻥ ﺧﻔﺘﻪ* ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﮐﺮﺑﻼ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ *ﮔﻔﺘﻢ ﺯ ﺣﺴﯿﻦ...
-
دعا کُن از ته ِ دل مادرم ... محکم - کم آوردم
جمعه 3 مرداد 1399 12:12
دعا کُن از ته ِ دل مادرم ... محکم - کم آوردم دعایم کُن؛ تو با چشمان ِ پُر شبنم - کم آوردم حتّی ظاهراً هم خنده دیگر؛ بر لب ِ من نیست دلم، پوسیده از؛ دنیای ِ درد و غم - کم آوردم لبریز ِ تشویشـم - از دلهـره؛ پُر شُد وجود ِ من ببین؛ بیگانهام ... با یک دل ِ خُرّم - کم آوردم عاجز شُدم، ولی؛ خویشتن را نمیکُشم هرگز با طناب...
-
چو فلفل تند و هم تیزی کرونا
جمعه 27 تیر 1399 23:15
چو فلفل تند و هم تیزی کرونا خزان و فصل پاییزی کرونا برای غارت و کشتار مردم نرون، هیتلر، چنگیزی کرونا نداری ذرهای رحم و مروت خشن، بیرحم، خونریزی کرونا تو اسب وحشی رم کرده هستی نه افساری، نه مهمیزی، کرونا تو بردی شادی از رخسار مردم غم آلود و غم انگیزی کرونا مسلط گشتهای بر کل دنیا اگرچه ریز و ناچیزی کرونا گرفتی خواب و...
-
ترانه عاشقانه و عارفانه کوردی از میرمحمدصالح ماهیدشتی
جمعه 27 تیر 1399 21:02
ترانه عاشقانه و عارفانه کوردی از میرمحمدصالح ماهیدشتی معروف به حیران_علیشاه عارف کورد کرماشانی یاو ە ران م ە سم، یاو ە ران م ە سم (یاران من مستم، یاران من مستم) من مهس ێ مه خمور باده ی ئهلهسم (من مست مخمور باده الستم) لوتف دوس ئاما موکه م گ ێ رد دهسم (لطف دوست آمد محکم گرفت دستم) فهرماوه ساقی باور...
-
پندنامه
جمعه 27 تیر 1399 20:43
پندنامه گفت دانائی که: گرگی خیره سر، هست پنهان در نهاد هر بشر! لاجرم_جاری است پیکاری سترگ روزو_شب، مابین این انسان و گرگ زور_بازو چاره این گرگ نیست صاحب اندیشه داند چاره نیست ای_بسا انسان رنجور پریش سخت پیچیده گلوی گرگ خویش وی_بسا زور آفرین مرد دلیر هست در چنگال گرگ خود اسیر هر_که گرگش را دراندازد به خاک رفته_رفته...
-
ماجرای گوسفند
جمعه 27 تیر 1399 11:38
ماجرای گوسفند با تو گویم ماجرای گوسفند ماجرای گوسفندی ارجمند هر چه گویم من از او کم گفتهام پشمهایش از سفیدی مثل قند کل دندان ها ردیف و رو به راه دمبهاش پرپشت و ابرویش کمند شاه داف گوسفندان دهات خوشگل و خوش هیکل و شاسیبلند گفت چوپانش که دارد این عزیز دکترای بعبعی از ایرلند از هولشتاین است ایشان را نژاد از پدر سوئیس...
-
شعریکاتور
جمعه 27 تیر 1399 11:30
شعریکاتور برایم مادر و بابایی، امسال خریدهاند یک گوشی باحال از این کادوی خیلی آس، گشتم بسی خرکیف و بیاندازه خوشحال به من گفتند: «ای فرزند دلبند! نرو در هر گروه و پیج و کانال» همین! رفتند و تا گردن نمودند سر خود را در آن گوشی حمال پدر از روی این مبل کنارم برایم کرده قلب و بوس، ارسال سریعا سند کردهاست مامان برایم عکس...
-
تقدیم به خاکپای امالمومنین، حضرت خدیجه کبری(س)
جمعه 27 تیر 1399 10:47
تقدیم به خاکپای امالمومنین، حضرت خدیجه کبری(س) ماه تو رفتهاست که قرآن بیاورد از کوه نور مهر فراوان بیاورد رفتهست ابر رحمت لبتشنگان شود بر این کویر تفزده، باران بیاورد بانوی مکه، با دل شیدای خود بگو وقت است تا به عشق خود ایمان بیاورد اصلاً عجیب نیست که امشب حبیب تو جبریل را به خوان تو مهمان بیاورد روحالامین ز...
-
*به مناسبت پنجمین سالگرد فتح الفتوح برجام*
چهارشنبه 25 تیر 1399 08:58
*به مناسبت پنجمین سالگرد فتح الفتوح برجام* ابر آمد، منتها باران کجا؟ سیمان کجا؟ کو رآکتور، کو گلابی، باغ کو؟ بستان کجا؟ داشت یک نیسان کدو آن هم برای قوم و خویش «ما رعیتها کجا محصول باغستان کجا»* از دلار و پوند و روبل و لیره و ین بگذریم واحد پول زلاند نو کجا؟ تومان کجا؟ گفته بودی آب خوردن هم به آن خورده گره پس گره...
-
پیژامه
چهارشنبه 25 تیر 1399 08:57
پیژامه با تو شد افزوده هر دم معضلی بر معضلم از نوشتن خسته شد، هم دستهایم هم قلم هرچه دیدم با تو جز بدبختی و حسرت نبود در حصار مشکلات عمدهی لاینحلم غافل از لطف خدا ماندی اسیر کدخدا جای راه چارهای برجام را کردی علم هشت سالی می شود سر می کنم هی با دروغ هشت سالی می شود در گیر مشتی مُهملم ابر یا خورشید بوده یا گلابی یا...
-
پلنگ خفته
دوشنبه 23 تیر 1399 23:53
پلنگ خفته اول صـبـح صـورت خـود را دید و حالش گرفته شد بدجور چالـه ها را بـتـونـه کاری کرد صاف شد با هزار زحمت و زور بعد مشـغـول شد به نقـاشی همه شـور و ترانه و احسـاس قلمش را چنان به دست گرفت فکر کردم که زنده شد باب راس مژه هایش بلند و حالت دار شده تـولـیدْ خـارج از کشور زده رژ تا حـوالـی بـیـنـی خط چشمش رسیده تا پس...
-
حمید و اقدس و شیما و سیروس
دوشنبه 23 تیر 1399 23:47
حمید و اقدس و شیما و سیروس همه رد دادهاند از ترس ویروس نه ترسی که کمی آشفته باشند خفن، نابودگر، در حد ناموس یکی شلوار خیسی دارد از ترس یکی با عمههایش گشته مأنوس دل شیما از این غصه کباب است که اقدس را نکرده بیهوا بوس حمید از دوری سیروس غمگین غذایش غمپلو با طعم افسوس «به هر جا بنگرُم کوه و در و دشت» کسی بنشسته با...
-
سالها در انتظارم بی قرارم دل فگارم
دوشنبه 23 تیر 1399 21:34
سالها در انتظارم بی قرارم دل فگارم لیک تویی آینه روی خد ا آقا بیا شیعیانت هست ملول ماه زهرا کن حلول ای همه مرآت حق یوسف زهرا بیا ای گل آزرده ام ای صفا مروه ام کن ظهور یبن الحسن کوثر با با بیا پیش توشرمتده ام بس که عصیان کرده ام این همه عصیان من عفو کن مولا بیا مهدی صاحب الزمان راس به داد شیعیان ذوالفقار در کف بگیر...
-
جاده ای تا ظهور
جمعه 20 تیر 1399 22:15
جاده ای تا ظهور می شود فاطمه پریشانش می رسد دست او به دامانش می کند افتخار در محشر زایر اربعین به ایمانش مرز را ، عشق دین به هم زده است دلبری مهجبین به هم زده است عجبی نیست اگر که عالم را زائر اربعین به هم زده است من که شاگرد دینی ات باشم عاشق هم نشینی ات باشم می دهی تو اجازه ام آقا زائر اربعینی ات باشد مثل عبدی حقیر...
-
هله ای مردمان بهپا خیزید
جمعه 20 تیر 1399 12:29
هله ای مردمان بهپا خیزید که رسیدهاست آن زمانی را آمد از راه موسم و طرب و پایکوبی و شادمانی را سخت باید که جستجو بکنید دهن خویش را اتو بکنید همهجا ذرهبین فرو بکنید اثری نیست از گرانی را چون دلار اوفتاده از سکه نفت در سفره میکند چکه عصمتش شد گچی و صدتکه صد دلاری است یک تومانی را عبد حق نیست بندهی گندم شکر نعمت...
-
ای کله زرد خبره ی تولید سوتی
سهشنبه 17 تیر 1399 21:17
ای کله زرد خبره ی تولید سوتی دارند شوتت می کنند از بس که شوتی در بین کشورها شدی منفور و مهجور در عصر یخبندان شبیه یک بلوطی کفتاری اما رفتهای در جلد یک خر پیدا نشد در رایهای تو ثبوتی! باور نداری مردمت دیگر ندارند حتی میان سفره قوت لایموتی حق بشر را گفتهای احقاق کردی انگار اما مثل قبلا در سکوتی ویروس افتاده کنون در...
-
بداهه مخاطبان وطنز به همراه شاعران راه راه در خصوص فداکاریهای کدخدا
دوشنبه 16 تیر 1399 19:54
بداهه مخاطبان وطنز به همراه شاعران راه راه در خصوص فداکاریهای کدخدا در حمایت از بشر مست و پریشان، کدخدا چاک داده بهر آزادی گریبان، کدخدا می چکد از هر کجایش صلح و انسان دوستی بس که سوراخ است چون سردوش سوبان، کدخدا بیقرار است و جهان هم بیقرار از دست او گوییا دارد همیشه کک به تنبان، کدخدا می رود کشور به کشور با کلاس و...
-
نحن فی موج ثانی کرونا
جمعه 13 تیر 1399 22:09
نحن فی موج ثانی کرونا اندکی لازمٌ تفکرنا کانَ موذی کوید تسعه عشر زده در هم نموده فیگورنا ذهب از بین حس بویایی شده ناکار کل سنسورنا میکند سینه خسخسٌ فاحش نکند کار کاربراتورنا ریزد الماء من دو بینیمان شده سوراخ رادیاتورنا کارت صوتنا کند خشخش وزوز افتاده فی مونیتورنا ولنا کرده توی این اوضاع یار بدعهد و سست عنصرنا...
-
کاش میشد پر بگیرم تا حرم
جمعه 13 تیر 1399 15:48
کاش میشد پر بگیرم تا حرم پیش سلطان،پیش آقای کرم کاش دعوت میشدم با زائران در حرم پر میزدم با عاشقان کاش من را هم صدایم میزدی یک زیارت را به نامم میزدی کاش گردد این گدا پا بوس تو بندهء عاشق تر و مخصوص تو طفل بودم مادرم دستم گرفت پیش تو آورد و عشقم را سرشت زنده شد در صحن نوارنی دلم خاطرات کودکی هم با دلم صد گره در کار...
-
هی_گنه کردیم و گفتیم
پنجشنبه 12 تیر 1399 15:55
هی_گنه کردیم و گفتیم خدا_می بخشد... عذر_آوردیم و گفتیم خدا_می بخشد... آخر_این بخشش و این عفو و کرامت تا_کی...!!! او_رحیم است ولی ننگ و خیانت تا_کی...!!! بخششی هست ولی قهر و عذابی هم_هست... آی_مردم به خدا روز حسابی هم_هست... زندگی در گذر است... آدمی رهگذر است.... زندگی یک سفر است.... آدمی همسفر است... آنچه می ماند از...
-
فقر
یکشنبه 8 تیر 1399 16:00
فقر یاد دارم در غروبی سرد سرد، می گذشت از کوچه ما دوره گرد، داد می زد: کهنه قالی می خرم، دست دوم، جنس عالی می خرم، کوزه و ظرف سفالی می خرم، گر نداری، شیشه خالی می خرم اشک در چشمان بابا حلقه بست، عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست، اول ماه است و نان در سفره نیست، ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟!!! سوختم، دیدم که بابا پیر بود،...