وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

امام جواد

امام جواد

مرثیه امام جواد

با دلی پرغم سیه پوش عزایت میشوم

آستان بوس حریم باصفایت میشوم

از دعای حضرت زهرا(س)و لطف بی حَدش

باز هم مهمان بَزم روضه هایت میشوم

تا که حرف از کاظمین و مرقد تو میشود

جان تو بَدجور دلتنگ هوایت میشوم

چشم را می بَندم و همراه کفترهای طوس

زائر بارانی صحن و سرایت میشوم

پشت سر باب الجَواد و روبرو باب المُراد

هر طرف رو میکنم غرق عطایت میشوم

پَرشکسته میکِشم خود را به سمت و سوی تو

مُعتکف در گوشه ی ایوان طلایت میشوم

با دعایت رزق ما قطعا شهادت می شود

عاقبت یک روز مشمول دعایت میشوم

گفتا پدری به بچه ی خویش:

گفتا پدری به بچه ی خویش:

ای بچه مرو همه اش به تجریش

بنزین غزال ما تمام است

اسراف مکن پسر حرام است

کم شوی و گزیده شوی قلدر

مگذار بریزد آب شرشر

در آب نما تو صرفه جویی،

تا باز بماند آب رویی

در ساعت اوج مصرف بار

انقدر مزن اتو به شلوار

چون فایده‌ای ندارد این کار

بر موی فرت نزن سشوآر

هی پهن نشو به زیر کولر

از قیمت برق خورده ام فر

از دره ی آرزو گذر کن

از فکر اتول موتور حذر کن

گفتم به تو راه و رسم پاکی

تا سُر نخوری بری تو خاکی

ای کاش نصایح من ای جان

یاسین نشود به گوش حیوان

پایان کلام و حرف آخر

آدم نشوی اگر، شوی خر

بداهه سرایان:

ناهید رفیعی، عالیه رجبی، زهرا آراسته نیا،

ایمان قیلاوی زاده،

یاسر پناهی فکور،

سید محمد صفایی نویسی،

محمدرضا شکیبایی زارع، زهرا فرقانی

وطنز | پایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz_ir

هرشخص که پیری اش نمایان شده است

هرشخص که پیری اش نمایان شده است

در دولت ما صاحب عنوان شده است

از همت پیرمردها، کشورمان

صدشکر سرای سالمندان شده است

عالیه رجبی

وطنز پایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz_ir

جدال در هواپیما

جدال در هواپیما

در حاشیه اختلاف دو خلبان عراقی بر سر غذا

که به درگیری حین پرواز مشهد- بغداد  انجامید:

من شدم مثل آن هواپیما/که معلق میان خاک و هوا

ارتفاعش زیاد میباشد/مثلا سی هزار و اندی پا

پر شده با مسافرانی از/یکی از شهرهای این دنیا

هر یکی در خیال خود دارد/از سفر یک خیال و یک سودا

این یکی آبمیوه میخواهد/آن یکی خواسته دو تا متکا

وسط آندو مانده مهماندار/که اجابت کند کدامین را

یک مسافر درآن میان زائوست/موعد زایمان همین حالا

هست طیاره همچنان در راه/راه دور و مسیر ناپیدا

قطعاتش زیاد ایمن نیست/یکی از چرخها نگردد وا

خطراتی که در کمین باشد/هم ز پایین رسد هم از بالا

در مسیرش هزار بیراهه/چاله های هوایی و اینها

با وجود تمام این خطرات/توی کابین آن شده دعوا

خلبانش جدال دارد با/دستیارش سر دو پرس غذا

شاعر: ارمغان/ زمان فشمی

شعر

ShahraraNews

شش سال به زخم همه لبخند زدی

شش سال به زخم همه لبخند زدی

بر جامِ شکسته این‌همه بند زدی

طبق نظر سخت طرفدارانت

صد روزه به وضع مملکت گند زدی

محمدحسین رحیمی

وطنز پایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz_ir