وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

بداهه‌ی میلاد پربرکت ابالمهدی (عج) امام حسن عسکری(ع)، گروه شاعران راه راه

بداهه‌ی میلاد پربرکت ابالمهدی (عج) امام حسن عسکری(ع)،

گروه شاعران راه راه

خورشید می‌ریزد زچشم روشن تو

مانده‌ست چشم عالمی بر دامن تو

نرگس گرفته عطر از پیراهن تو

بوی گلاب و نسترن عطر تن تو

تا شانه هایت مأمن هفت آسمان است

یعنی که دنیا با نگاهت درامان است

باران رحمت حاصل فصل حضورت

پیچیده در شهر دلم عطر عبورت

تابیده بر بام دلم امواج نورت

نامت دلم را می برد تا کوه طورت

تو آفتاب سرزمین سامرائی

تو آیه‌ی فتح‌المبین سامرائی

هر دانه‌ی تسبیح تو یک مشتری بود

بر سجده‌های تو خدایت مشتری بود

بر سردر فردوس هم باید بکوبند

"زندان کجا جای امام عسکری بود"؟!

حبل المتین ما نخ سبز عبایت

دنیای شیعه آسمان سامرایت

می ریزد از دستان پر مهر تو باران

خورشید از یمن تماشای تو تابان

ابن الکریمی و کرم در تو نمایان

با نام زیبای تو می‌گیرد جهان جان

شکر خدا که مرقدت آقا، حرم شد

با دست فرزندت جهان غرق کرم شد

بی‌تو زمستان پشت دنیا در کمین بود

پاییز فصل واپسین این زمین بود

وقتی زمین یک گوی سرخ و آتشین بود

تقدیرمان چرخید، خوشبختی همین بود

بر دستهای سبز تو خورشید رویید

در عصر غربت فصلی از امید رویید

نامت همه ناخالصی‌ها را قلم زد

بر لوح تزویر شیاطین رنگ غم زد

نسلت امید صبح را در دل رقم زد

خواب خوش دنیای ظلمت را به هم زد

چون پرچم تو اهل باد بی‌هدف نیست

پس شیعه هر جا ظلم باشد بی‌طرف نیست

تا پا نهادی روی چشم شیعه واشد؛

درهای بسته، عالم از غمها رها شد

پیش قدمهای تو عرش و فرش پا شد

نام قشنگ کشور دل، سامرا شد

آرام شد دلها به لطف مقدم تو

دلهای شیعه بسته شد برهر دم تو

گرد عبایت می شود خاک تیمم

دریا شده در چشم تو غرق تلاطم

حق در وجود نسل تو دارد تداوم

خود شاه هستی، همسرت شهزاده ی رُم

از خانه‌ات نور امامت گسترش یافت

نبض جهانی با نفس‌هایت تپش یافت

تو انعکاس روشنی‌بخش بهاری

آرامش دل‌های تنگ و بی قراری

وقتی که زهرازاده و حیدرتباری

یعنی میان خاک جنت ریشه داری

شمعی و جبریل امین پروانه‌ی توست

جنت حیاط کوچکی در خانه‌ی توست

ماه و ستاره، صبح و خورشید و تبسم

برکت، سخاوت، خوشه های زرد گندم

آواز مرغان سحر، شور و ترنم

در چشمهای مهربانت می‌شود گم

از نیکی اقبالمان بود آمدی تو

همپای آب و چشمه و رود آمدی تو

شد ماه عالم محوِ ماه منظر تو

یک آسمان پنهان شده زیر پَر تو

ثبت است نام عاشقان در دفتر تو

عالم فدای دست منجی پرور تو

از بس ترک خوردیم مانند کویریم

اینجا به درد دوریِ باران اسیریم

آقا جهان بر برکتت امیدوار است

شیعه برای هیبتت آیینه دار است

میلادتان تبشیر چشمان نگار است

دنیا به راه نرگست چشم انتظار است

ای کاش دراین جمعه ها مردی بیاید

درجشن میلاد شما مهدی بیاید

بداهه سرایان:

سید محمد صفایی

یاسر پناهی، محمدحسین رحیمی

ناهید رفیعی، سعیده کرمانی، مینا گودرزی

وطنزپایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz_ir

 

گفت:از مادر بخوان گفتم:که مادر مهربان

گفت:از مادر بخوان گفتم:که مادر مهربان

گفت:یک چیز دگر گو گفتمش:آرام جان

گفت:دانی مهربان تر از همه عالم خداست

گفتم:آری در وجود مادرم دیدم عیان

گفت:مادر سیب را ناخورده بودی چون شدی؟

گفتم:آن سیب مادرم را کرد مادر در جهان

گفت:بیرون راند آن سیب مادرت را از بهشت

گفتمش:بنگر بهشت را زیر پای مادران

گفت:شیطان از طریقش پادشاهی می کند

گفتم:از خیر دعایش میروم اندر جنان

گفت:اگر خواهی فروشی مادرت قیمت به چند

گفتم:آن یک قطره اشکش نی فروشم با جهان...

تقدیم به تمام مادران

ما وارثان وحی و تنزیلیم

ما وارثان وحی و تنزیلیم

عاشق ترین مردان این ایلیم

مردم تمام از نسل قابیلند

ما چند تا ، فرزند هابیلیم

آن دیگران ناز و ادا دارند

ما بی قر و اطوار و قنبیلیم

در بین ما یک عده هم هستند...

این روزها مشغول تعدیلیم

در این دویدنها رسیدن نیست

عمری است ما روی تِرِدمیلیم

آخر کجا می آیی آقا جان؟

بگذار ، ما مشغول تحلیلیم

دنیا به کام قوم دجال است

ما هم که با دجال فامیلیم

درس "پیام نور"تان از دور

خوب است ، ما مشتاق تحصیلیم

آقا ، شما تفسیر قرآنید

البته ما قائل به تاویلیم

نه عالم احکام قرآنیم

نه عامل تورات و انجیلیم

گفتند : شرط راستی ، مستی است

ما هم که ذاتا مست و پاتیلیم

در کل ، زمین مصر است و این مردم

یاران فرعونند و ما نیلیم

اینها اگر کرم اند ، ما ماریم

آنها اگر مورند، ما فیلیم

فیلیم در نطع سخن امّا

وقت عمل طیرا ابابیلیم

در حفظ ما باید به جدّ کوشید

ما نقطه ی حسّاس آشیلیم

"آدم شدن" یک ایده ی نوپاست

ما هم نهادی تازه تشکیلیم

سیصد نفر "آدم" که شوخی نیست

مستلزم تغییر و تبدیلیم

تعجیل ، کلا کار شیطان است

اصلا چرا مشتاق تعجیلیم؟

وقتش که شد ، آن وقت می گوییم:

آقا بیا کم کم که تکمیلیم

وقت عمل هم می رسد امّا

فعلا به فکر حفظ و ترتیلیم

آخر چطوری حرف حق ؟ وقتی

مشغول ذکر و ورد و تهلیلیم

ما با همین حالت که می بینید

مستوجب تشویق و تجلیلیم

صندوق عهد و رای اگر باشد

یاران داوود و سموئیلیم

توی صف عشاقتان از صبح

ما صاحبان ساک و زنبیلیم

بعضی به نامت ، بارشان شد بار

ما تازه فکر بار و بندیلیم

(کار غنایم را به ما بسپار

چون خبره در تقسیم و تحویلیم

باد هوا خوردن که ممکن نیست

آخر مگر ماها حواصیلیم)

گفتند :روز جمعه می آیی

ما روزهای جمعه تعطیلیم ...

ابوالفضل زرویی نصرآباد

وطنزپایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz_ir

سروده مرجع عالیقدر حضرت آیت الله صافی گلپایگانی به مناسبت میلاد حضرت امام حسن عسکری علیه السلام.

سروده مرجع عالیقدر حضرت آیت الله صافی گلپایگانی

به مناسبت میلاد حضرت امام حسن عسکری علیه السلام.

بحر عرفان

عید میلاد امام عسکری است

آن که شمس آسمانِ سروری است

آنکه بعد از حضرت هادی به حق

متکی بر متّکای رهبری است

نام نیکویش حَسن، خُلقش حَسن

پای تا سر حُسن و نیکو منظری است

الامام بن الامام بن الامام

السریّ بن السریّ بن السریّ است

وارث علم نبیّ ختم رُسل

صاحب سرّ و مقام حیدری است

اسوه تقوی و جود و مهر و لطف

معدن احسان و نیکو محضری است

جلوه اسما و اوصاف خدا

وز صفات ناپسندیده بَری است

تابع فرمان او از امر حقّ

آنچه در این گنبد نیلوفری است

اصل ایمان، بحر عرفان و یقین

عنصر آگاهی و دانشوری است

کوثر و تسنیم، آب جوی او

خاک کویش مُشک بیز و عنبری است

هر که شد عارف به حقّ و قدر او

هوشیار و حق شناس و عبقری است

و آن که سر بر تافت از فرمان او

منشأ آن جهل یا بدگوهری است

در خجسته ذات پاک اقدسش

جمع آیات و صفات مهتری است

پرتو نور جمالش مهر و ماه

ذرّه‌ای از نور رویش مشتری است

هر که صاحب قدر و عالی شأن بود

خدمت درگاه او را مشتری است

زاده آن پیشوای راستین

محور دین و شریعت پروری است

مهدی موعود، قطب دین پناه

آن که خصم زور و ظلم و خودسری است

فتح بنماید تمام شرق و غرب

سرنگون زو رایت مستکبری است

امن می سازد همه شهر و دیار

مُنهدم زو مکتب یاغی گری است

دور او، دور صلاح است و سداد

عصر او، عصر عدالت گستری است

فخرها دارد پدر از این پسر

گرچه او خود صاحب هر مفخری است

در چنین عید و چنین جشن بزرگ

ترک عیش و شادمانی کافری است

حوریان در وجد و شوقند و سرور

زهره اندر چرخ در خنیاگری است

دلبرا، در عیش کوش و رخ مپوش

موسم غنج و دلال و دلبری است

کام بخش و خوش بگو و خوش بخند

ای که رویت رشک مهر خاوری است

پاک کن دل از غبار رنج و غم

عید میلاد امام عسکری است

«لطفی صافی» غلامان و را

گر شود مقبول، فخرش چاکری است

rasanews_agency

دیده تر داشتیم

http://uupload.ir/files/l2s9_%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87.jpg

دیده تر داشتیم

کاش از هجر و فراق ما سوز بیشتر داشتیم

عشق دیدار تو را چون یار عزیزتر داشتیم

هاله و حیران این سالهای هجران می شدیم

کاش مجنون وار به دورت دیده تر داشتیم

تا تو آیی و چو خورشید نورافشانی کنی

ما بران رخسار نیکت عشق بهتر داشتیم

پادشاه این جهانی و همه هستند مطیع

ما برای دلرباییت دست بر سر داشتیم

نادمان از کرده خود پشیمان می شوند

لااقل چندی گنه در نامه کمتر داشیم

محمود حاجی محمدی (نادم)

نسیم وحی

nasimevahy

اَللّهُــمَّ عَجـِّـل لِوَلیِّــکَ الفَــــرج