وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

روی تخته یک معلم این نوشت

روی تخته یک معلم این نوشت

هر کسی آرد کمی خاک بهشت

میدهم من نمره بیستی به آن

این بود آن نمره وقت امتحان

*دانش‌آموزی ازآن جمعی که بود

با خودش خاک کمی آورده بود

پس معلم گفت این گفتار را

از کجا آورده‌ای این خاک را

گفت خاک زیر پای مادرم

چون بهشت است زیر پای مادرم

آن معلم ازشعف آخر گریست

نمره این دانش‌آموز داد بیست

برای سلامتی مادران

در قید حیات و مادرانی که در خاک خفته اند صلوات

دوست گر یکرنگ باشد من فدایش میشوم....

دوست گر یکرنگ باشد من فدایش میشوم....

گر  دو رنگی  کرد  سنگ زیر پایش  میشوم.

دوست گر یکدل شود دل را بنامش میکنم....

گر  زرنگی  کرد هستی  را  حرامش میکنم.

دوست گر صادق بُوَد دل را به دستش میدهم....

نقش  اگر  بازی  کند  فوراً شکستش  میدهم.

منکه عمری در جهان دُرِّ  رفاقت سُفته ام....

بارها با دوستان خویش این  را  گفته ام.

که ای  دل و جانم  فدای دیدهٔ  بیدارتان....

فکرتان را میتوانم خواندن از رخسارتان.

این شعر فردوسی رو بخونید که ۹۰۰ سال پیش سروده،

این شعر فردوسی رو بخونید که ۹۰۰ سال پیش سروده،

چو ناکس به ده کد خدایی کند

کشاورز بایدگدایی کند 

در این خاک زرخیز ایران زمین

نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و داد بود

وز آن ،کشور آزادوآباد بود

چو مهرو وفا بودخودکیششان

گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده ی ناب یزدان پاک

همه دل پر از مهر این آب و خاک

پدر درپدر آریایی نژاد

زپشت فریدون نیکونهاد

بزرگی به مردی و فرهنگ  بود

گدایی در این بوم و برننگ بود

کجا رفت آن دانش و هوش  ما

که شد مهر میهن فراموش ما ؟

که انداخت آتش در این بوستان

کز آن سوخت جان و دل دوستان ؟

چه کردیم کین گونه گشتیم خوار ؟

خرد را فکندیم این سان ز کار

نبوداین چنین کشور و دین ما

کجا رفت آیین دیرین ما  ؟

به یزدان که این کشور آباد  بود

همه جای مردان آزاد بود

در این کشور آزادگی ارز داشت

کشاورز خود خانه و مرز داشت

گرانمایه بود آنکه بودی دبیر

گرامی بد آنکس که بودی دلیر

نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت

نه بیگانه جایی در این خانه داشت

از آنروز دشمن بما چیره گشت

که ما را روان و خردتیره گشت

ازآنروزاین خانه ویرانه شد

که نان آورش مردبیگانه شد

چوناکس به ده کدخدایی کند

کشاورزبایدگدایی کند  ...

امام_علی مدح_امام_علی

امام_علی مدح_امام_علی

هرکه نامت برد شیرین کام می گوید علی

تا علی ساقیست ، مِی در جام می گوید علی

در شب معراج ، جبریلِ امین با افتخار

با رسول الله ، در هر گام می گوید علی

در تمام غزوه ها با ضربه هایش یک به یک

زیر لب پیغمبر اسلام می گوید علی

با نیابت از خدا جبریل در ارض و سما

دم به دم با اختیار تام می گوید علی

بلکه میکائیل در هنگامِ پخشِ رزقِ خلق

وقت صبح و ظهر و عصر و شام می گوید علی

زمزم و مشعر ، منا ، سعی و صفا ، رکن و مقام

حج ، حرم ، حاجی ، طواف ، احرام  ، می گوید علی

می رسد روزی که شیعه در کنار کعبه و ....

یک مؤذن می رود بر بام می گوید علی

شاعر:

مهدی_مقیمی

shere_aeini

موقع مرگِ عطش های فراوان شده است

http://uupload.ir/files/14jp_%D9%85%D9%88%D9%82%D8%B9.jpg

موقع مرگِ عطش های فراوان شده است

کاسه بردار که هنگامهٔ باران شده است

دستهای همه انگار که دندانه شده

لحظهٔ شانه به گیسوی پریشان شده است

به مریضانِ غم عشق بگو خوش باشند

که طبیب آمده و موقع درمان شده است

همه جا پر شده از عکس جمالی زیبا

اصلا انگار جهان آینه بندان شده است

روی سجاده نشستیم کمی مایل تر

قبلهٔ ما حرمِ شاهِ خراسان شده است