وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

سلام صبحگاهی... در محضر ارباب...

سلام صبحگاهی...

در محضر ارباب...

السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه

آقا حلال کن که بد کرده ام به تو

آقا ببخش جـرم و خطـای مرا بیا

از من به جز بدی که چیزی ندیده ای

شرمنده ام ز روی تو ای باوفا بیا

فخرم شده همین که شدم نوکر حسین

آقا به حق کشته ی #کـرب_و_بلا بیا

من با دعای خیر شما گریه کن شدم

ای صاحب حقیقی این روضه ها بیا

آقا شنیده ایم کـه مـادر صـدا زده

ان روز پشت در وسط شعله ها بیا

مولا تو را قسم به پهلوی مـادرت

آقا قسم به آن سر از تن جـدا بیا

نـوکــر_نـوشــت:

مـهــدی_جــان

تـو را بخاطـر جـد مطـهـرت برگرد

قسم به چادر خاکی_مادرت برگرد

تـو را به غـربتِ ساقـیِ عـلقمـه برگرد

قسم به صورتِ زخمی_فاطمه برگرد

صلی الله علیڪ یا سیدناالمظلوم یااباعبدالله الحسین

سلام علیکم و رحمة الله...

صبحتون بخیر...

آدینتون معطر بنام منتقم_خون_ابا_عبدالله

بیاد_شهید_مدافع_حرم_عــلـی_آقـایـی

اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم

delsepordeh_arminamoozad

امام_حسین مناجات_امام_حسین شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب

امام_حسین مناجات_امام_حسین

شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب

شبِ جمعه است و دلم کرببلا می خواهد

کربلا هم که دلِ غرقِ صفا می خواهد

چه کنم من که ندارم بجز این قلبِ سیه

دلِ من از تو حسین قدری جلا می خواهد

روضه ی آب و عطش گر چه ملول است ولی

دلِ بشکسته و صد شور و نوا می خواهد

شبِ جمعه است و سرم شورِ حرم افتاده

وا که این صحنه عجب حال و هوا می خواهد

آخر این غرقِ گنه را چه به این حال و هوا

جانِ من جرعه ای از آبِ شفا می خواهد

عاشقم در سرِ خود شوقِ زیارت دارم

زیرِ پرونده ام امضای شما می خواهد

باز پروانه ی دل طالبِ شمعِ رخِ توست

این تبِ عشق مگر چون و چرا می خواهد؟

کی شود قسمتِ من بارگهِ کرببلا

دلم عطرِ حرمِ شاهِ ولا می خواهد!

شاعر:هستی_محرابی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

امام_حسین مناجات_امام_حسین

امام_حسین مناجات_امام_حسین

شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب

آن کفِ پایی که بر خاک بیابان خورده باشد

فیضِ آن این است که خارِ مغیلان خورده باشد

"اَلبَلاءُ لِلوِلا"..،یعنی پری که در مسیر است

بیشتر باید یقیناً، تیر شیطان خورده باشد

پای "یوسف" چون "زلیخا" آبرو دادن ملاک است

هرچه هم غم در فراقش "پیر کنعان" خورده باشد

سنجش میزان عاشق بودن دیوانه..،"زخم" است

کاش پیشانی ما هم سنگِ طفلان خورده باشد

گاه بر بُن بست خوردن..،حِکمت طِیِّ طریق است

رام شد آن سیل که بر آب‌بندان خورده باشد

"اشک" ، روح گریه‌کُن را تا تعالی می رساند

آن نهالی سبز خواهد شد که باران خورده باشد

از محالات است که روزیِ اشکش قطع گردد

چشم آن گریه‌کُنی که نور قرآن خورده باشد

قدر آغوش پُر از مهر پدر را درک کرده

کودکی که سوزِ سرمایِ زمستان خورده باشد

کاش..،"آغازِ بهارِ شیعه"..،روزی باز گردی

کاش برگِ غیبت تو مُهر پایان خورده باشد

می شود که مَحرم دردت شوم با هر بهانه؟!

مثل خرمایی که زهرا داده..،سلمان خورده باشد

بشکند دستی که غیر درب این خانه دراز است

جُون شد هرکس ز دست جدِّ تو نان خورده باشد

دستگیری کُن از آن نوکر که پای کارنامه اش

مُهر اربابی همانند "حسین‌جان" خورده باشد

بی حیایی نیزه ای در دست در گودال می رفت

وای اگر آن نیزه را آقای عطشان خورده باشد...

شاعر:بردیا_محمدی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini

هجویه ای برای نفتکش توقیف شده و پهپاد سرنگون

هجویه ای برای نفتکش توقیف شده و پهپاد سرنگون

ناخداجانم فدای بادبان و لنگرت

هفت ناو چاق را خورده است ناو لاغرت

خنجر از رو بسته‌ای روباه، ای روباه پیر!

پیش از این در پشت پنهان می‌نمودی خنجرت

کشتی ما را هواپیماربایی می‌کنی؟!

مرده‌شور کشتی و ناو هواپیمابرت

نفت‌کش از ما گرفتی، نفت‌کش پس می دهی

لنگری انداختی حالا که خوردی کنگرت

کشتیِ در تنگه‌ی هرمز به ترمز آمده

هر طرف دریاست، می‌ریزی چه خاکی بر سرت؟

روبهی؟ زاغی؟ پرستویی؟ گرازی؟ گاندویی؟

هرچه هستی زودتر برگرد سوی کشورت

کاش سربازان آمریکا سوارت می شدند

تا صفایی تازه می دادند در سرتاسرت

ای سگ زرد شغال خوک خرس کرگدن!

خود که تعریفی نخواهی داشت، اما دخترت!

اینکه شکل آدمیزادان دوران نیستی

ماجرا را در میان بگذار شب با مادرت

ای عقاب آمریکایی که پهپاد منی

باز پیدایت شد این اطراف، تیرم در پرت

هیج می دانی که ما پهپادهامان تا کجاست

دبّ اکبر را بریزم روی دبّ اصغرت؟...

خواب قایق‌های ایران را ببینی بعد از این

از خلیج‌فارس می‌ترسند زین پس لشکرت

ای سپاه، ای نیروی دریایی، ای کل قوا

آفرین بر غیرت فرمانده و فرمانبرت...

مهدی جهاندار

وطنزپایگاه شعر و ترانه طنز

vatanz_ir

امام_حسین مناجات_امام_حسین شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب

امام_حسین مناجات_امام_حسین

شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب

همیشه هر شب جمعه به سینه غم دارم

حرارتی است قدیمی که در دلم دارم

مرا به حُرمتِ موسی الرضاست بخشیدن

خوشم که رعیتم و شاهِ ذوالکرم دارم

به امرِ حضرت سلطان، حسین می گویم

به لطف فاطمه ارباب محترم دارم

حسین گفتم و جان و دلم به جوش آمد

مرا ببخش، فقط اشک تازه دم دارم

نشد که زائر کرب و بلا شوم، باشد

دلم خوش است میان دلم حرم دارم

شاعر:حسین_قلیچی

اشعار ناب آئینے

shere_aeini