یک چند اگر که زندگی مختل شد
گر مسکن و اشتغال یک معضل شد
یا صنعت هستهای به کل منحل شد
اینک همه مثل آب خوردن حل شد
فریاد شعف از دل مردم برخاست
برجام بدون کدخدا هم برجاست
از ریشه اگر درخت محکم شد، شد
از بار گلابیاش اگر خم شد، شد
از پنج و یکش، یکی یکی کم شد، شد
برگشت خودش وَ باز آدم شد، شد
رفته به جهنم برود هر جا خواست
برجام بدون کدخدا هم برجاست
امروز که چرخ هستهای معیوب است
اوضاع دلار و سکه نامطلوب است
برجام چو طفل بیپدر در جوب است
چون حال رئیسمان زیادی خوب است
اصلا نکنید شک همه باد هواست
برجام بدون کدخدا هم برجاست
دلخوش نکنید بر شهاب و کاشف
جاسوس کنار عالم است و عارف
در میکروفون و پایهی میز و هاشاف
برجام اگر پرید، fatf
باید که نپرسید شبیه هولوکاست
برجام بدون کدخدا هم برجاست
با دشمن داخلی چو دیدار کنیم
هرچیز رسیدیم به او بار کنیم
گفتند چه گفتهایم، انکار کنیم
یک ریز شبیه شیخ تکرار کنیم
دلواپس بزدل جناح چپ و راست
برجام بدون کدخدا هم برجاست
زهرا فرقانی
وطنز بهترین شعرهای طنز
vatanz_ir
هرکس که ندارد به جهان نعمت خواهر
افسوس که تنها بود و بی کس و یاور
در موقع تنگی و بلا محنت و سختی
یک خواهر دلسوز به از یک صف لشکر
هم رونق کاشانه و هم نعمت ورحمت
دلسوز برادر بود و حامی مادر
خواهر اگر از درد و غم خویش صبور است
حاضر نبود خار رود پای برادر
چون شمع شود آب و به اطراف دهد نور
پروانه صفت بر جگر خود زند آذر
دوران خوشی با پدرش هست چه کوته
کوتاه تر از عمر گل و میوه نوبر
تحت قدم مادر اگر باغ بهشت است
از قول محمد(ص) تو بخوان ارزش مادر
در روی زمین نزد پدر مثل ندارد
یک موی سرش با همه دنیاست برابر
هر کس دل خواهر شکند رحم ندارد
بی رحم شفاعت نشود در صف محشر
از بس که بها داده خدا بر زن و دختر
نازل شده در منزلتش سوره کوثر
خواهی شوی آگاه ز دلسوزی خواهر
یادی تو ز زینب کن و شاهنشه بی سر
هر لحظه کنم شکر به درگاه الهی
زیرا که خدا داده به من یک دونه خواهر
اولین چهارشنبه دی ماه، روز خواهر مبارک
دورهمی کرونایی
بس دورهمی در کرونا میچسبد
دیدارِ غریب و آشنا میچسبد
مهمانی خاله و عمو و عمه،
همراه سعید و آتنا میچسبد
چون غرق عرق شدی و تب غصه نخور
چون با کرونا کمی شنا میچسبد!
دائم عسل و بخور و دود و دمنوش
آویشن و شلغم و سنا میچسبد
دائم بگشا دست دعا پیش خدا
«یا شافیِ» بین ربنا میچسبد
هنجار شکستن چه صفایی دارد
ننما به قواعد اعتنا.. میچسبد
وقتی کرونا سر زده مهمانت شد
رفتن به کما یا به فنا میچسبد
فرشته پناهی
#وطن_امروز
وطنز بهترین شعرهای طنز
vatanz
بگو غلط کردم
"رجب" تو ِاند جفایی چرا نمیفهمی
یکی ز جو زدههایی چرا نمیفهمی
تویی که گشنه گدایی چرا نمیفهمی
نمیرسی به نوایی چرا نمیفهمی
از این نمد که کلاهی به تو نمیماسد
بدان که پول سیاهی به تو نمیماسد
دوباره ملعبه دست این و آن شدهای
توهمی شدهای و بلای جان شدهای
برای قبر خیالی چه روضه خوان شدهای
شبیه آدمی افسوس خردوغان شدهای
چه اشتباه بزرگی! چه جادهی لیزی!
سر و تهت که یکی شد نمک نمیریزی
ارس به تو پر و بالی نمیدهد ِاشَّک!
مجال خواب و خیالی نمیدهد ِاشَّک!
به قدر یک تف خالی نمیدهد ِاشَّک!
اجازهای به شغالی نمیدهد ِاشَّک!
تو حقه بازِ که بودی؟ بگو غلط کردم!
زبان درازِ که بودی؟ بگو غلط کردم!
صامره حبیبی
#وطن_امروز
وطنز بهترین شعرهای طنز
vatanz
بداههی شاعران راهراه
تقدیم به پرستاران فداکار ایرانزمین
مخصوصا یگانه پرستار باشگاه
جناب آقای محمد محمدی:
پرستارا، نگارا، نازنینا
تویی همکار دکتر ابن سینا
ندارد فرق مردی یا که بانو
چه هاشم، چه محمد، چه مبینا
برایت مینویسم شعر نابی
به آهنگی لطیف و زیر زمینا
کرونا آمد و رقصنده گشتی
دیرام دام دام دارام دیم دام درینا
و اَنتَ نورُ عینی یا ممرّض
و مصباحٌ بهذا السرزمینا
وَ اَنتَ خیر صدیقٍ لَنا، پس
محبتهای انت، لَنْ نَسینا
شدی بر آتش قلب مریضم
پرستارا چنان ماءً معیناً
چنان در زندگی زحمت کشیدید
که رفته اسمتان جزو اوشینا
برایت میخرم از بین گلها
گل شیپوری و یک شاخه مینا
فقط ترسم که از این سختی کار
شوی آخر کچل مثل کولینا
کویدِ نوزده مغلوب سعیت
بر آن سعی و تلاشت آفرینا
تویی شایستهی جام سوپر لیگ
نه بارسا و یوونتوس و رجینا
به وقت درد و بیماری چو باشی
فروکش میکند آدرنالینا
فشار کار را با سعی بسیار
تحمل میکنی ای آهنینا
در این اوضاع سخت اقتصادی
گرفتاری شُدید از دست اینا
هزینه میشود از کیسهتان باز
برای دختر زار و غمینا
به همکاران بگو بعد از تعاریف
کلامی از حقوقامون نگینا
تو عشقم هستی و با قرصِ احساس
به بالینِ منِ زار و غمین آ
پرستار تبم تا که تو باشی
شکم را پر نمودم چیپس لینا
نشد دکتر شوی پس در دلت ماند
به بیمارت بگویی هی: «بگین آا»
تو حوری یا پری ای مه جبینا
تو را دیدم و چشمم گشت بینا
پرید از کلهی من برق صد فاز
به پا شد در درونم آتشینا
میان درد وتب آرام گفتم
خداوندا برایم آستینا
اگر از خانهات آوارهات کرد
ولی «باخانمانی»، چون «پرین» آااا
در آن پوشش شبیه کله قندی
به خود تزریق کن این انسولینا
تو اهل آسمانی ای پرستار
تومثل هدیهای اهل زمینا
دوای ماست مهر بیمثالت
نه این دیکلوفناک و آسپرینا
تو هر داروی تلخی که بریزی
به حلقومم، بود چون انگبینا
تویی در جنگ رویاروی امراض
نشستی هر مرض را در کمینا
فداکاری، شجاعی، قهرمانی
پرستاریست شغلی بس ثمینا
خلاصه نازنینا بهترینی
از آن بهترتر از بهترترینا
الهی دور باشد از تو ویروس
نیاید چین به رویت مه جبینا
بداهه سرایان:
حامد سنگونی، سید محمد صفایی نویسی
زهرا آراستهنیا، فریبا رئیسی
مهدی امام رضایی، محمد علی کمالی مقدم
احد ارسالی، سوده سلامت، فرشته پناهی
مینا گودرزی، زهرا فرقانی
احمد رفیعی وردنجانی، زاهده شاد
سارا رمضانی، محدثه مطهری
محمود حسنی مقدس.
وطنزبهترین شعرهای طنز
vatanz_ir