وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

هک و حک

هک و حک

ای وای چگونه پشت هم هک شده‌اید؟

از ضرب چه‌کس این‌همه کوچک شده‌اید

پنتاگون و امنیت، سلامت،... اُه اُه!

سوراخ، شبیه نان سنگک شده‌اید

ارباب قشنگ و پاک و زیبای جهان!

لک لک لَلَ لک، دقیق لک‌لک شده‌اید

قبلا دو سه جا اگر مترسک بودید

حالا متاسفانه دلقک شده‌اید

بادی زد و تشتی از لب بام افتاد

کی خرد و خمیر، زیر غلتک شده‌اید؟

بیچاره! دلم نسوخت عمرا! زیرا

مارید که شکل مارمولک شده‌اید

در دفتر ضایعات تاریخ جهان

با نام ابرعبرتیان حک شده‌اید!

سوده سلامت

وطن_امروز

وطنز بهترین شعرهای طنز

vatanz_ir

گفتند که آن مایه‌ی هر رنج و بلا رفت

گفتند که آن مایه‌ی هر رنج و بلا رفت

از کشور ما سایه‌ی هر جنگ و جفا رفت

گفتند که تحریم هم از کشور ما رفت

جیغ و کف و سوت همه‌ی جمع، هوا رفت

گفتیم که آن وعده‌ی صد روزه کجا رفت؟!

گفتند همین بس که بدانی به فنا رفت!

آن‌ها همگی پخته و ماها همگی خام

گفتند بفرما و در این گعده بخور شام

هستیم از این پس همه مهمان عموسام

تا این‌که نشستیم سر سفره‌ی برجام

گفتیم ترامپ از سر این سفره چرا رفت؟!

گفتند همین بس که بدانی به فنا رفت

گفتند که اموال بلوکه، شده آزاد

رفته‌ست غم و غصه‌ی ما یک شبه بر باد

افراد به رقص آمده و سرخوش و دل‌شاد

تشبیه شده حضرت برجام به نوزاد

گفتیم چرا مادر او پس سر زا رفت؟!

گفتند همین بس که بدانی به فنا رفت

گفتند که تحریم حبابی‌ست که ترکید

امروز شده شاد، دل کورش و جمشید

پس مژده بده! مژده بده! یار پسندید

خندیدی و خندیدم و خندیدی و خندید

گفتیم چه شد آن‌همه لبخند که وا رفت؟!

گفتند همین بس که بدانی به فنا رفت

گفتند که این‌بار توافق شدا سنگین

ای منتقد بی‌ادب کافر بی‌دین

جان تو همین است و دگر نیست بجز این

امضای کری هست خودش مایه‌ی تضمین

گفتیم کری نیز که از دست شما رفت

گفتند همین بس که بدانی به فنا رفت

سیل آمده ای دوست، ولی باز تو خوابی

آمد به مشام تو عجب بوی کبابی

رفتیم دم باغ، ولی مرد حسابی!

بر شاخه ندیدیم نه سیب و نه گلابی!!

گفتیم چه بود این که در این پاچه‌ی ما رفت

گفتند همین بس که بدانی به فنا رفت

محمدحسین مهدویان

وطنز بهترین شعرهای طنز

vatanz_ir

ترکیب هلال از خم ابروت گرفتند

ترکیب هلال از خم  ابروت گرفتند

تاریکی شب از سر  گیسوت گرفتند

گرد زُحل آن حلقه که بستند به صد ناز

نقل است که از طرح النگوت گرفتند

در خلقت لعل تو ملائک به خداوند

دادند گِل خشکی و    یاقوت گرفتند

می خواست خدا خلق کند ماه تمامی

فرمود که تا یک کپی از روت گرفتند

این سرکشی زلف تو را هم به گمانم

از توسنیِ عاشق یابوت گرفتند

رفتم به گلستان و شدم واله و مدهوش

عطر گل مریم مگر از بوت گرفتند

در عالم امکان خبر از فتنه کجا بود

تا که مدد از چشم جفاجوت گرفتند

بر دیدۀ صاحب‌نظران روشنی افزود

آن سرمه که از خاک سر کوت گرفتند

سعید_سلیمان_پور

خنده‌رو! خندیدنت اصرار می‌خواهد چه‌کار؟

خنده‌رو! خندیدنت اصرار می‌خواهد چه‌کار؟

فیلم‌های طنز مشکل‌دار می‌خواهد چه‌‌کار؟

خوشگل و ناز و ظریفی و خوراک گیشه‌ای

تا تو هستی، سینما گلزار میخواهد چه‌کار؟

با تو قر دادیم با هر ساز دنیا، در سکوت

رقص پیش کدخدا، گیتار می‌خواهد چه‌کار؟

سیستم پرتاب «خودکار» تو تا فعال هست

میهن ما موشک و رادار می‌خواهد چه‌کار؟

اهل لبخندی و با «خودکار» میجنگی فقط

با تو کشور، این‌همه سردار می‌خواهد چه‌کار؟

یا پَر قو پرت کن یا قلب و بوسی سِند کن

گفتگو با خوشگلان، «خودکار» می‌خواهد چه‌کار؟

رشته‌های هسته‌ای را جمع کن، چون مملکت

دکترا و ارشد بیکار می‌خواهد چه‌کار؟

چون بنفش و سبز از هر رنگ دیگر بهترند

ملک ایران، زردی بسیار می‌خواهد چه‌کار؟

زشت و زردنبو و تلخ است و زیادش مسهل است

کیک زرد هسته‌ای، انبار می‌خواهد چه‌کار؟

شصت و نه گولاخ دورت، خودروات هم ضد بمب

فردو اما سقف یا دیوار می‌خواهد چه‌کار؟

توی جیبت را ببین، جاسوس پیدا می‌کنی

بی‌محلی کن گلم! انکار می‌خواهد چه‌کار؟

ایستاندی روی پا، «تاریخ» مادر مرده را

افتخار زورکی تَکرار می‌خواهد چه‌کار؟

فهیمه انوری

وطنزبهترین شعرهای طنز

vatanz_ir

دانه‌ها را داده‌اند و دام را آورده‌اند

دانه‌ها را داده‌اند و دام را آورده‌اند

جای نیروگاه این اقلام را آورده‌اند

کود انسانی، مربا، میخ، لولا، خاک رس

و سه نقطه، از همین اقسام را آورده‌اند

جای پولِ نفت بدبو و سیاه، از چین و هند

سنگ‌پا و فلفل و بادام را آورده‌اند

در ازای دادن سانتریفیوژی پرصدا

ایرباسی ساکت و آرام را آورده‌اند

در لباس انبیا با تار و پود لیبرال

ورژن کامل‌تر اسلام را آورده‌اند

قلب نیروگاه اگر شد غرق سیمان غم مخور

چون برای پاسپورت اکرام را آورده‌اند

زیر بار فقر پشتت خم شده؟ غمگین مباش

دستگاه پرورش اندام را آورده‌اند

گر شنیدی در جنان سیب و گلابی داده‌اند

یا که حوری‌ها شراب و جام را آورده‌اند

شک نکن از برکت برجام حاصل گشته‌است

با توافق لذت و اِنعام را آورده‌اند

پس چرا در کارشان اِن‌قلت وارد میکنی

خب به جای هسته‌ای برجام را آورده‌اند

مهدی پیرهادی

وطنز بهترین شعرهای طنز

vatanz_ir