وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)
وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

وبلاک شخصی هادی لطفی پیربستی ( اشــــــــــــعارجمع آوری شده)

امام_حسین شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب

امام_حسین

شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب

شمر می ترسید و لرزان خارج از گودال شد

مادری نالید و یک عالم دگرگون حال شد

زینت دوش نبی در زیر سم اسبها

بی کفن افتاده بود و پیکرش پامال شد

دختری خوابش گرفت و خیمه اش اتش گرفت

دخترک در خیمه جا ماند و زبانش لال شد

کربلا تا شام ما با کرب نی همراه بود

شهر شام اما زما زیبنده استقبال شد

سنگ بود و فحش بود و ناسزا و ناروا

شهرشان با هلهله مملو ز قیل و قال شد

امام_حسین شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب

امام_حسین

شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب

آنقدر با تیغهاشان  سر زمین انداختند

پای  سرها چندتا پیکر زمین انداختند

این جماعت رحم در دلهایشان انگارنیست

در بر دلدارها دلبر زمین انداختند

بعد ذبح کودک  تشنه به دست حرمله

صید را کشتند  و بال و پر زمین انداختند

خنجر کند و دل سنگ و هجوم ضربه ها

رگ رگ خشکیده ی حنجر زمین انداختند

با دم  شمشیرها اجر رسالت شد ادا

هر کجا بوسید پیغمبر زمین انداختند‌

تا سر خورشید  بر نی رفت اهل آسمان

سیل اشک از  چشمهای  تر زمین انداختند

هر کسی اندازه وسعش از این پیکر ربود

غارتش کردند و یک  پیکر زمین انداختند

خیمه ها نا امن شد از بعد آنکه لشکری

دسته جمعی ساقی لشگر زمین انداختند

آستین پاره شد جای حجاب و پوشیه

وقت غارت چادر و  معجر زمین انداختند

کوفه و شام و خرابه مجلس شوم یزید

یک پدر را پیش یک دختر زمین انداختند

خیزران میخورد بر لبها و با هر ضربه ای

چند دندان پای تشت زر زمین انداختند

*رفیق خوش‌خط‌وخال*

*رفیق خوش‌خط‌وخال*

گفتید اگر بیاید، تحریم می‌شود ول

بایدن رفیقمان است، حل می‌شود مسائل

سی سال می‌شناسیم او را شبیه یک دوست

حالا که او رئیس است، تحریم گشته کنسل

حالا میان مردم، پیچیده شایعاتی

خر هم شبیه آن فیل، بنشسته در مقابل

هر آنچه رشته بودید، مانند پنبه شد، رفت

از خاک اگر خلاصید، افتاده‌اید در گل

فیل و خرِ سیاست، هر دو زبان‌نفهمند

فرقی نباشد انگار، مابین آن اراذل

آن مار خوش‌خط‌وخال، گر زد به ما گزندی

هرگز گزِش نبیند، زانجا دوباره عاقل

دیگر برای مردم، از گفتگو نگویید

از گفتگوی با خر، جز عرعرش چه حاصل؟!

محمد علی کمالی مقدم

وطن_امروز

وطنزبهترین شعرهای طنز

vatanz_ir

ای یار دوردست که دل می‌بری هنوز

ای یار دوردست که دل می‌بری هنوز

چون آتش نهفته به خاکستری هنوز

هر چند خط کشیده بر آیینه‌ات زمان

در چشمم از تمامی خوبان، سری هنوز

سودای دلنشین نخستین و آخرین!

عمرم گذشت و توام در سری هنوز

ای نازنین درخت نخستین گناه من!

از میوه‌های وسوسه بارآوری هنوز

آن سیب‌های راه به پرهیز بسته را

در سایه سار زلف، تو می‌پروری هنوز

با جرعه‌ای ز بوی تو از خویش می‌روم

آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز...

#حسین_منزوی

دڪلماتور:

#میلاد

#دلت_خوش_تنت_سلامت_هموطن

عزیززند

[شاعر : حسین منزوی – دکلماتور :میلاد ]

*مشاور امنیت ملی بایدن: برای بازگشت به برجام، باید درباره برنامه موشک‌های بالستیک ایران مذاکره شود*

*مشاور امنیت ملی بایدن:

برای بازگشت به برجام،

باید درباره برنامه موشک‌های بالستیک ایران مذاکره شود*

با سلامی گرم بر آن مغز پوک آکبند

چون تراوش کرده از ذهن پر از بادت، چرند،

دیده‌ام لازم به خود، این‌بار طیّ نامه‌ای

حرف ملت را بگویم با توی قداره‌بند:

گرگی و از «بازگشت» و «گفتمان» دم می‌زنی!

هر که گولت را خورَد، شوت است مثل گوسفند

«باید» آوردی؟ غلط کردی! تو دوغت را بنوش!

بچه‌ی فنچولیِ بی‌دست‌وپای نیم‌بند!

موشک بالستیک است آن! موش بالشتی که نیست!

بِیبی، دیس ایز جیز! به سمتش هم نچرخان «آی» و «هَند»!

حیف که در نامه عکسم را نمی‌بینی، بدان

من نگاهت می‌کنم از پشت آن، با پوزخند

جمله‌ای می‌گویم آخر، بعد مرخص می‌شوم؛

هوی! گلم! خوشگل‌پسر! خوشتیپ! فکّت را ببند!

فهیمه انوری

#وطن_امروز

وطنزبهترین شعرهای طنز

vatanz_ir