تقدیم به سردار حاج قاسم سلیمانی
با اینکه نامت افتخارِ هر چه ایرانی ست
سرداریات ؛ سربازیِ یار خراسانی ست
من مطمئنم این تشابه نیست بی علت
نامت #سلیمانی و ایمان تو #سلمانی ست
برعکسِ برخی از مُلَبّسهای شیطانی
مشی و مرامت با لباس رزم ؛ #روحانی ست
آخر کجا در حد جنگِ با شما بوده ...
آن لشکری که کار اصلیاش شتربانی ست ؟!
مانند چترِ آهنین بودی زمانی که ...
دیدی هوای زینبیه تیربارانی ست
پایان خوبی دارد اکران #به_وقت_شام
وقتی که نقش تو در آنجا کارگردانی ست
حتی قلم هم یک سلاح جنگی است اینجا
وقتی که شعر ما پر از شور رجز خوانی ست
تقدیم_به_مالک_اشتر_سید_علی
#اللهم_احفظ_قائدنا_الامام_الخامنه_ای
#جانم_فدای_رهبر
رضا قاسمی
طنزپایگاه شعر و ترانه طنز
vatanz_ir
بزن باران سلیمانی ما رفت
رفیق و یاور بی ادعا رفت
بزن باران که سردار دلاور
به سوی ذات بی مِثل خدا رفت
بزن باران سلیمانی ترور شد
جهان در سوگ او از ناله پر شد
بزن باران که از خونش تمامِ
وطن با ارزش و مانند دُر شد
بزن باران که ایران شد سیه پوش
جوان و پیر این جا گشته مدهوش
بزن باران که سرداری دلاور
شده با خاکُ خون یارُ هم آغوش
بزن باران که یار با شهامت
که بوده عاشق و اهل عبادت
به لطف پاکی ذکر و سجودش
گوارایش شده شهد شهادت
بزن باران که دنیا بی مرام است
خوشی های زمانه بی دوام است
بزن باران که با لطف الهی
ترامپ بی پدر کارش تمام است
Be_Sooye_Zohoor

شعر نفیسه سادات موسوی
شاعر جوان کشورمان
در پی شهادت سردار رشید اسلام «حاج قاسم سلیمانی»
دستشان باز شد آلوده به خون، جانیها
بیدوام است ولی خنده شیطانیها
کم علمدار ندادیم در این کرب و بلا
کم نبودند در این خاک سلیمانیها
جای هر قطره خون، صد گل از این باغ شکفت
کی جهان دیده از این گونه فراوانیها؟
آرزو داشت به یاران شهیدش برسد
رفت پیوست به حاج احمد و طهرانیها
شعله شد خشم فروخورده ما از این داغ
کم مباد از سرشان سایه نادانیها
برسانید به آنها که پشیمان نشوند
ثمری نیست در این دست پشیمانیها
غیرت است این که همه پیر و جوان میبندند
گره بر چکمه و سربند به پیشانیها
انتقامش به خدا از حججی سختتر است
وای از مشت گرهکرده ایرانیها!
راهی قدس شده لشکر آزادی قدس
این خبر را برسانید به سفیانیها
Farsna
روحانی:
اگر وعده ها محقق نشده چون زمان جنگ است،
آن وعده ها برای زمان صلح بود!
دکتر جدیدا بذله گو و شوخ و شنگ است
جوکهای دکتر خنده دار است و قشنگ است
میگفت این اوضاع و حال و روز مردم
تقصیر دولت نیست چون تقصیر جنگ است
جنگ است جنگ مخملی با بوی بنزین
وقتی که دست شورشی ها هم تفنگ است
گه گاه خود را می زند بر کوچه چپ
گویا تصور کرده که خیلی زرنگ است
جوری از این تحریم،صحبت می کند او
گویی که این تحریم در هیکل،نهنگ است
باران زد و فهمیدم این زرد قناری
گنجشک نقاشی شده با آبرنگ است!
تدبیر او کرده است با ملت چنان که
توی فشنگش شاعری دنبال شنگ است!
روح و روان خلق را بازیچه کرده
پنداشته اعصاب ما الاکلنگ است!
گفتا گشایش آورم در کار ملت
بر قامت ما این گشایش ها چه تنگ است!
دشمن پس از پرتاب آن خودکار معروف
یک گوشه ای افتاده از بس گیج و منگ است
تا مرهمی باشد به زخم مردمانش
در کار وارد کردن قرص و سرنگ است
با ما چه کاری این حسن کرده که حالا
دلها برای دولت محمود تنگ است
ایامِ در لفّافه گفتن ها گذشته
دنیا چه بی آقای روحانی قشنگ است
در دادن وعده شدیدا مثل طوطی است
در وقت پاسخگویی اما چون پلنگ است!
از کودک برجام هم خیری ندیدیم
چون کودک برجام کارش ونگ ونگ است
تدبیر دولت انتقال نا امیدی است
هر چار چرخ چرخه ی تولید لنگ است
دولت برای مملکت سودی ندارد
محصول این دولت فقط شاخ و پلنگ است
با مشت می بوسد دهان منتقد را
استاد در لفاظی و تحقیر و انگ است
گفته است می داند زبان عالمی را
خوب هرچه باشد دکترایش از فرنگ است!
با عرض پوزش از مخاطبهای این شعر
هر وقت دولت میدهد وعده، جفنگ است
بیهوده ای شاعر مکن نقد و نصیحت
چون این سخن ها قصه ی آب و هونگ است!
بداهه سرایان:
سید محمد صفایی نویسی
مهدی امام رضایی، مهدی پیرهادی
محمود حسنی مقدس
محمد حسین رحیمی
وطنزپایگاه شعر و ترانه طنز
vatanz_ir